زمین شناسی
زمین شناسی  
قالب وبلاگ

» گسل  آبيك -  فيروزكوه

» گسل  البرز

» گسل  لاهيجان

» گسل  آستارا

» گسل سمنان

» گسل تبريز

» گسل اروميه

 

 

گسل  آبيك -  فيروزكوه

در برخي از كتاب هاي زمين شناسي به اين گسل نامهاي ديگري داده اند كه عبارتند از : گسله مشاء و يا  مشاء -  فشم .گسله آبيك -  فيروزكوه گسلي است با طول بيش از 40 كيلومتر كه از آبيك قزوين تا فيروزكوه ادامه دارد . در ناحيه لواسان تهران گسل دو شاخه شده و گسله شمال تهران را در مرز كوه و دشت شهر تهران تشكيل مي‌دهد . به عقيده نبوي اين گسل در حاشيه جنوبي رشته كوه البرز تا شهر سمنان ادامه دارد . گسل آبيك -  فيروزكوه ، مرز جنوبي البرز شمالي را با ايران مركزي مي سازد . روند اين گسل در بخش غربي ، جنوب شرق بوده و در بخشهاي مركزي ، شرقي غربي است و در بخش شرقي ، شمال شرق جنوب غرب است . اين گسل در هر بخش از روند خود سازوكار متفاوتي دارد .

در بخش غربي، اين گسل ، معكوس راستگرد و در بخش مركزي معكوس و در بخش شرقي ، فشاري برشي چپگرد است . اين گسل در واقع موجب راندگي رشته كوه البرز بر روي ايران مركزي و در شمال تهران موجب راندگي سازند كرج بر روي آبرفتهاي كواترنر دشت تهران شده است . در درة مشاء اين گسل موجب راندگي واحدهاي پركامبرين ، كامبرين بروي سازند كرج شده است و شاخه هاي آن در درة كن آبرفتهاي كواترنر را بريده اند كه نشانه اي از فعال بودن اين گسل در عهد حاضر است . قديمي ترين فعاليت گسل نيز مربوط به پركامبرين است .

بخش گسلي شمال تهران در حاشيه شمالي شهر تهران بصورت منقطع باعث رانده شدن توف هاي كرج گرديده است . آهنگ جابجايي در اين بخش حدود 4 ميليمتر در سال است . بخشهايي از شاخه هاي فرعي اين گسل وارد دشت تهران نيز شده است و بسياري از ساخت و سازهاي شمال تهران را با خطر مواجه كرده است . به شكلي كه علاوه بر وجود خطر زمين لرزه و جابجايي، همچنين برش در سازه ها بدليل اوج گيري ارتفاعات البرز در اين ناحيه موجب شكل گيري زمين لغزشهاي متعدد و بزرگ در طول گسل و مسير رودخانه‌هاي درة مشاء شده است . طوريكه در درة مشاء اين زمين لغزشها موجب ايجاد سدهاي مصنوعي در طول دره شده و درياچه هايي را تشكيل داده است ( از جمله درياچة تار ) . اين زمين لغزشها در طول گسلة شمال تهران موجب ايجاد تركهاي كششي در سازه هاي بخشهاي شمالي شهر گرديده است . از جمله تخريب سازه هاي شهرك بوعلي و فرحزاد .

 

گسل  البرز

نامهاي ديگر اين گسل ، گسل شمال البرز يا جنوب خزر است . گسلي است در شمال رشته كوه البرز كه در واقع جدا كنندة رشته كوه البرز از پوستة اقيانوسي خزر است . گسل البرز يك گسلة معكوس با شيب به سمت جنوب است . روند آن مشابه گسل آبيك -  فيروزكوه، در بخش غربي، شمال غرب -  جنوب شرق است كه به گسله لاهيجان  و آستارا مي پيوندد . در بخش مركزي، شرقي غربي و در بخش شرقي، شمال شرق -  جنوب غرب است . ادامه اين گسل را با شاخه هاي فرعي مي توان تا حدود جنوب گنبدكاووس پيگيري كرد . اين گسل شيستهاي گرگان به سن دوونين و سازند كهر به سن پركامبرين را متاثر كرده است كه نشانگر قديمي بودن اين گسل تا پركامبرين است . زمين لرزه‌هاي عهد حاضر در راستاي اين گسل ، همچنين بريده شدن رسوبات جوان در بخشهاي مركزي و شرقي به سن هلوسن به گونه اي كه در برخي بخشها فعاليت اين گسل باعث خردشدن و جابجايي خاكهاي جنگلي شمال البرز شده است ، همگي دال بر فعال بودن اين گسله است . زمين لرزه‌هاي 1933 گرگان -  1957 سنگ چال -  1990 رودبار به اين گسل نسبت داده مي شوند. بخش مركزي اين گسل نهشته‌هاي ژوراسيك سازند شمشك را بر روي گارنت‌هاي نئوژن رانده است .

 

گسل  لاهيجان

با روند تقريبي شرقي غربي در شمال كوه دماوند در بخش البرز مركزي ديده مي شود . ادامة گسل كندوان و طالقان و همچنين گسل شمال تبريز است . اين گسله با شيبي به سمت جنوب در بخش مركزي البرز داراي فعاليت لرزه‌اي بوده است . سازوكار اين گسله بصورت معكوس و مولفة برشي چپگرد است .

 

گسل  آستارا

مرز پوستة اقيانوسي خزر با كوه‌هاي تالش بوده و يك گسل شمالي جنوبي است . گسل آستارا از حدود شهر رشت شروع شده و از كنار شهر آستارا گذشته و تا ماكو ادامه دارد . اين گسل واحدهاي پركامبرين را تحت تاثير دگرشكلي و دگرريختي قرار داده است . قديمي ترين فعاليت اين گسل مربوط به پركامبرين و در طول دوران‌هاي زمين شناسي فعاليت داشته است . سازوكار فعلي اين گسل راستالغز راستگرد معكوس است . مطالعات اخير نشان داده كه در طول دوران فعاليت ، سازوكار گسل تغيير كرده است . بر پاية يك ايده درياي خزر يك تالاب پشت كماني است ، طوريكه در فرورانش پوسته اقيانوسي ( سوآن - آكه‌ را - قره داغ ) كه موجب پيوستن قفقاز به ورقة توران شده ، تالاب پشت كماني خزر با نيروهاي كششي حاكم تشكيل شده و گسلة آستارا در آن دورة زماني بصورت يك گسلة نرمال در اثر كشش پوسته فعاليت داشته است .

 

گسل سمنان

در ادامة گسل ميامي از منطقه شمال سمنان نام گسله را سمنان گويند كه تا ناحية قم -  شمال دريچة نمك -  ادامه دارد . بيشتر بصورت گسل معكوس عمل كرده و موجب برپايي بلندي‌هاي شمال سمنان و فروافتادگي دشت سمنان شده است . در منطقة گرمسار گسترده شده و شاخه‌هاي فرعي آن گسلة گرمسار را تشكيل مي دهد . گسلة گرمسار موجب رخدادهاي زمين لرزه‌اي زيادي در چند دهة اخير شده است . سازوكار زمين لرزه‌هاي گسلة گرمسار به گونه‌اي است كه بزرگي زمين لرزه‌ها كم اما تعداد آنها زياد است كه علت آن پخش شدگي يا گسترش شاخه‌هاي فرعي گسل است . ادامة گسل سمنان از جنوب تهران ( شهر ري )        مي گذرد و در ناحية قم نيز شاخه‌هاي فرعي متعددي دارد ، از قبيل گسل كهريزك كه موجب فروافتادگي سازند كهريزك مي شود .

 

گسل تبريز

با روند شمال غرب -  جنوب شرق در شمال تبريز از بستان آباد شروع و تا كوه‌هاي ميشو ادامه دارد . گسلي مركب است و تركيبي از شاخه‌هاي مختلف راستالغز راستگرد است . موجب برخاستگي زمينهاي شرقي شده است . برخي معتقدند فعاليت ماگماتيسم سهند و سبلان ناشي از فعاليت اين گسل است .

 

گسل اروميه (گسل زرينه رود)

نام ديگر اين گسل زرينه رود است . گسل مشخصي در شمال غرب ايران با راستاي شمال غرب -  جنوب شرق است كه در بخش انتهايي به تبريز مي‌پيوندد . پيدايش درياچة اروميه بنا به عقيدة علوي و افتخارنژاد در اثر عملكرد گسلة اروميه و تبريز است كه حوضة اروميه را يك حوضة پولا پارت مي‌دانند .

 

 

[ دوشنبه ششم خرداد 1387 ] [ 17:5 ] [ عباس ]

»  راندگى اصلى زاگرس ( Main Zagros thrust)

»  گسل دورود

»   گسل نهاوند

»  گسل گارون

»  گسل صحنه

»  گسل مرواريد

»   گسل پيرانشهر

»  گسل کازرون

»  گسل دنا (دينار)

»  گسل ميناب (گسل زندان)

»  گسل اردَل

»  گسل زردکوه

»  گسل آغاجارى

»  گسل مارون

 

 

راندگى اصلى زاگرس ( Main Zagros thrust):

راندگى اصلى زاگرس از شمال بندرعباس تا ناحيه مريوان، در طول 1350 کيلومتر امتداد دارد. در ناحيه مريوان اين گسل وارد خاک عراق ميشود و بار ديگر به ناحيه سردشت مى‌رسد و از سردشت وارد خاک ترکيه مى‌شود. نخستين بار ريچـاردسون و ليس  از آن به عنـوان زون راندگـى نام بردند. گانسر (1960) آن را خط راندگى اصلىMain thrust line  ناميده است.

اين مسير گسلى در اواخر پرکامبرين و در اثر کوهزايى کاتانگايى شکل گرفته و از آن به بعد در شکلگيرى حوضه زاگرس و در تغييرات ساختارى و رخساره‌اى طرفين خود مؤثر و کنترل کننده بوده است.گسل زاگرس اثر چشمگيرى در لرزهخيزى ايران دارد و در حال حاضر، به ويژه بخش شمال باخترى آن و يا گسل‌هاى منطبق بر اين زون شکستگى، فعاليت جوان داشته و لرزه‌خيزى تاريخى و ثبت شده دارنــد.

به عقيدة ريكو ( 1975 ) تراست زاگرس از دوبخش تراست اصلي و تراست جوان اصلي تشكيل شده است كه به موازات هم هستند و گاهي اين دو گسل به هم متصل مي شوند . از شمال تنگة هرمز شروع شده و با روند شمال غرب -  جنوب شرق از بخشهاي غربي ايران از ايران خارج مي‌شود و به گسلة آناتولي متصل مي‌گردد . حدود 1200 كيلومتر طول دارد و زاگرس مرتفع يا سنندج -  سيرجان را از پوستة عربستان جدا مي‌كند راستاى گسل زاگرس از مرز ترکيه تا خاور حاجيآباد بندعباس، شمال باخترى – جنوب خاورى (N130E) است ولى در اين پهنه، پيچش مييابد. از اين مکان به سمت جنوب، گسل زاگرس با درازاى 250 کيلومتر داراى روند شمال باخترى – جنوب خاورى (N170E) است. اين بخش از گسل زاگرس به نامهاى خط عمان، گسل زندان و يا گسله ميناب نيز ناميده شده است.

سازوکار گسل زاگرس راندگى – فشارى است. شيب گسل در بخش با راستاى N130E، به سمت شمال خاورى (رانده شدن ايران مرکزى بر روى زاگرس) و در بخش N170E به سمت خاور شمال خاورى (رانده شدن مکران بر روى زاگرس) است. گسل جوان زاگرس يك گسل معكوس راستالغز راستگرد است كه شيب آن نيز به سمت شمال شرق است . حدفاصل اين دو گسل يك زون برشي مرتفع و شديداً خردشده وجود دارد كه زاگرس مرتفع است . در طول گسلة زاگرس تغيير شيب‌هاي زيادي به چشم مي‌خورد بطوريكه از حد 80 درجه تا حدود تراست يعني Nape  در طول اين گسل ديده مي‌شود .

گسل زاگرس اصلي بصورت تراستي عمل كرده و از پركامبرين فعاليت داشته ولي گسل جوان بعد از برخورد و بسته شدن نـئـوتـتـيـس در منطقه شكل گرفته و روند عمدة آن N130  است . شيب گسلة زاگرس در بخشهاي سطحي و تحتاني با يكديگر متفاوت است بطوريكه اين گسل در مناطق عميق حالت قاشقي دارد، به شكلي كه زاگرس در مناطق پي سنگ حالت افقيِ Nape  را بخود  مي‌گيرد . عملكرد اين گسل باعث شده استيل دگرشكلي پي سنگ و پوشش فانرئوزوئيك متفاوت باشد . به عبارتي مرز بين فانرئوزوئيك و پي سنگ يك زون دكورمان يا  D-pach Zone   بوجود مي آورد كه منجر به شكل گيري پهنة چين خوردة زاگرس مي‌شود .

يكي از مهمترين وقايع كوهزايي آلپي كه باعث برخورد ورقة عربي به ايران شده است در اين گسل اتفاق افتاده است . باقيمانده‌هاي پوستة اقيانوسي نـئـوتـتـيـس را در نواحي ني‌ريز، كرمانشاه و حاجي آباد مي‌توان ديد كه نشان‌دهندة جايگزين شده پوستة اقيانوسي بر روي پوستة قاره‌اي در طي يك رخداد تكتونيكي است . مطالعات برو و ريکو (1971)، نشان مى‌دهد که راندگى اصلى زاگرس يک شکستگى تنها نيست، بلکه در حقيقت دو گسل راندگى اصلى است که گاه با هم موازى بوده و گاه بر هم منطبق شده. ولى، گاهى نيز به طور قابل ملاحظه‌ از يکديگر دور ميشوند. از نظر زمان پيدايش، دو گسل تا حدى با يکديگر تفاوت‌ دارند. گسل قديميتر که در جنوب باخترى قرار دارد، يک گسل معکوس کم شيب و مشخص‌کننده حد جنوب باخترى ايران مرکزى و زاگرس است. اين گسل جابهجايى افقى حدود 40 کيلومتر دارد. گسل جوانتر به سمت شمال خاور شيب زياد دارد و يک گسل معکوس با زاويه نزديک به قائم و با مؤلفه راستگرد است. مشاهدات زمين‌شناسى حرکت راستگرد اين گسل را تأييد ميکند و به احتمال همين حرکات موجب جابهجايى سنگ‌هاى تبخيرى در زاگرس بوده است. به گونهاى که سنگ‌هاى مذکور که به طور عملى بايد در حوضه تبخيرى پرکامبرين در امتداد قطر کازرون تشکل يافته باشند، امروزه در زردکوه بختيارى يعنى 200 تا 300 کيلومتر دورتر قرار دارند. گسل (هـاى) جـوان منطبق بر گسل اصلى زاگرس را چالنکو و بـرو (1974) به نام گسل اصلى عهد حاضرMain Recent fault   خوانده‌اند که منطبق بر گسل قديمى است. اين گسل، يک ساختار تنها نيست بلکه زون باريکى از قطعات گسل منفــرد و مجزا و به طور عمومى راستگرد است و طرح همپوشان en echelon  دارد. از جنوب خاورى به شمال باخترى، قطعات گسل اصلى عهد حاضر عبارتند از گسل دورود، گسل نهاوند، گسل گارون (قارون)، گسل صحنه، گسل مرواريد و گسل پيرانشهر.

گسل اصلى عهد حاضر، داراى فعاليت لرزه‌خيزى بالايى است و بسيارى از زلزله‌هاى عهد حاضر در امتداد آن صورت گرفته است و حرکات کواترنرى اين گسل از نوع امتداد لغز راستگرد است که با تغيير شکل رسوبات کواترنر همراه  است. شرح مختصر بخش‌هاى گوناگون گسل اصلى عهد حاضر به شرح زير است.(بربريان، b 1976).

 

 

گسل دورود :

 داراى روند عمومى شمال ْ315 و به طول تقريبى 100 کيلومتر است که از جنوب دورود تا حوالى بروجرد امتداد دارد. آخرين حرکت نسبت داده شده به اين گسل مربوط به زلزله مخرب سيلاخور در سال 1909 است.

 

گسل نهاوند :

 در دنباله گسل دورود است که از 55 کيلومترى باختر بروجرد تا شمال باخترى نهاوند، در يک راستاى شمال 320 درجه، امتداد دارد. اين گسل از چند قطعه مجزا تشکيل شده که خود نام‌هاى جداگانه دارند.

 

گسل گارون :

 به موازات گسل نهاوند و در فاصله تقريبى 10 کيلومترى جنوب باخترى آن قرار دارد. اين گسل که در حاشيه جنوب باخترى دشت نهاوند قرار دارد رسوبات آبرفتى کواترنر را از سنگ‌هاى دگرگونه گارون جدا مى‌کند. حرکات جوان اين گسل، همانند گسل نهاوند، با تغيير شکل رسوبات کواترنر و به ويژه زمين‌لرزه 1958 نهاوند به اثبات رسيده است.

 

- گسل صحنه:

گسل صحنه با طول نزديک به 100 کيلومتر، در يک روند N295 E تا N300 E دو گسل گارون و گسل مرواريد را به يکديگر وصل مى‌کند. چالنکو اين گسل را به سه قطعه جنوب خاورى، مرکزى و شمال باخترى تقسيم نموده است.

 

گسل مرواريد :

بخشى از گسل اصلى عهد حاضر است که در منطقه کامياران قابل رؤيت است. امتداد آن N315-310 است. در نزديکى کامياران، اين گسل يک توده بازيک بزرگ را محدود کرده است که در امتداد گسل آلتراسيون هيدروترمال توسعه گسترده دارد. خش لغزهاى سطح گسل گوياى حرکات بسيار جوان آن است.

 

گسل پيرانشهر :

نخستين بار افتخارنژاد (1973) اين گسل را به نام گسل پيرانشهر ناميد. داراى روند شمال باخترى جنوب خاورى است که مرمرهاى ژوراسيک کرتاسه را در جنوب باخترى از آبرفت‌هاى کواترنر در شمال خاورى جدا مى‌کند. چالنکو و برو (1974) اين گسل را قطعه شمال باخترى گسل اصلى عهد حاضر دانسته‌اند. زمينلرزه‌هاى متعددى از سال 1964 تاکنون بر روى اين گسل ثبت شده است.

 

گسل کازرون :

گسل شمالى - جنوبى کازرون در 15 کيلومترى باختر اين شهرستان قرار دارد. طول آن 450 کيلومتر برآورد شده و گسلى است پى‌سنگى و قديمى که ضمن کنترل مرز باخترى حوضه نمکى هرمز، بر رسوبات زاگرس نيز اثرگذار بوده به گونه‌اى که ساختارهاى زاگرس را با جهت راستگرد خميده و جابهجا کرده است. در استان فارس، اين خمش بسيار چشمگير است.شواهد نشان ميدهد که گسل کازرون با روند به تقريب شمالى جنوبى و يا شمال شمال باخترى جنوب جنوب خاورى داراى حرکت راستگرد جزيى (راستالغز راستگرد) است. براى نمونه روندهاى زمين‌ساختى، در شمال خليج فارس نشان مى‌دهد که خط مرزى سکوى عربستان و واحد زاگرس به وسيله اين گسل در جهت راستگرد جابهجا شده است. به ظاهر اين گسل مرز باخترى گسترش حوضه تبخيرى پرکامبرين پسين کامبرين ايران را تشکيل مى‌دهد و در طول آن دو گنبد نمکى رخنمون دارد. (اسفنديارى و برزگر، 1358).

نبود دادههاى ريزلرزهاى و کمبود کانون زلزله نشانگر عدم فعاليت جديد اين گسل است، اما زمينزلزله‌هاى ژانويه 1967 و اکتبر 1971 در بخش جنوبى گسل کازرون، نشانگر فعاليت بخشى از گسل کازرون در دوره کواترنرى است (بربريان،  b 1976) .

اصطلاحاً به آن قطر -  كازرون هم مي‌گويند . موجب  جدايش زاگرس به دو بخش شرقي و غربي شده است . اصطلاحاً به آن خط كازرون نيز مي‌گويند . به عقيدة مَكِنزي اين گسل تا کشور قطر ادامه دارد . بررسي ژئوفيزيكي نشان داده كه اين گسل عميق بوده و تا زير زاگرس ادامه دارد . فعاليت آن مربوط به پركامبرين نيز مي‌گردد بطوريكه در آن زمان محدود كنندة بخش شرقي زاگرس بوده است . آنگونه كه در نقشه هاي زمين شناسي ديده مي‌شود حد بين گسل كازرون و ميناب منطقه‌اي است كه بيشترين رخنمون گنبدهاي نمكي را دارد . بر اين اساس نتيجه گيري شده كه طي كامبرين پلات‌فـورم ايران در طول گسله‌هاي شمالي جنوبي بصورت بلوكهاي گسلي در آمده كه اين بلوكهاي گسلي تشكيل هورست و گرابن‌هايي را داده‌اند . كه اينها تغيـيرات عمق حوضه‌هاي رسوبي را موجب شده‌اند . لذا تغييرات رخساره‌اي در اطراف اين گسل ديده مي‌شود . همچنين در اثر فعاليت اين گسل واحدهاي مختلف رخساره‌اي زاگرس در فارس، لرستان و كردستان با هم متفاوت هستند . علاوه بر رخساره، تغيير در ضخامت واحدهاي مختلف نيز صورت گرفته است . براي مثال ضخامت آسماري در فارس بيشتر ولي در بخش غربي و شمالي زاگرس كمتر و متفاوت است .

 

 

گسل دنا (دينار) :

گسل دنا با راستاى شمال شمال باخترى و شيب به سمت خاور شمال خاورى يکى از گسل‌هاى اصلى زاگرس است که بيش از يکصد کيلومتر طول دارد و طرفين خود را به دو بخش با ويژگيهاى زمينساختى، لرزهزمينساختى و ريختشناسى متفاوت تقسيم کرده است.

در نقشه ژئوفيزيک هوايى، ژرفاى پى‌سنگ مغناطيسى در بخش باخترى گسل دنا حدود ده هزار متر و در بخش خاورى آن، بين 1 تا 5 هزار متر زير سطح درياست. بدينسان نتيجه شده است که بخش خاورى اين گسل، به همراه پى‌سنگ، به صورت فرابوم بالا آمده است.

گسل دنا، يکى از شکستگيهاى اصلى در پى سنگ پرکامبرين  زاگرس است که با فعاليت‌هاى بعدى خود، در مواردى بر رسوبات زاگرس تأثير گذاشته است. بدينسان که رسوبات زاگرس را در مناطقى قطع و در مناطقى باعث پيچش و تغيير راستاى اين رسوبات و ساختار‌هاى آنها شده است.اطلاعات ژئوفيزيک هوايى مغناطيسى بخش جنوبى گسل دنا را به صورت دو شاخه نشان مى‌دهد. يکى از شاخه‌ها به طرف جنوب ميرود و در امتداد خط کازرون قرار مى‌گيرد، شاخه ديگر به سوى جنوب شرق و شيراز مى‌رود. زون گسلى دنا در انتهاى شمالى خود يعنى جايى که به گسل بزرگ زاگرس نزديک مى‌شود نيز شاخه شاخه ميشود و به سمت شمال باختر متمايل ميشود. در ضمن اطلاعات ژئوفيزيکى گسل مهم ديگرى را در امتداد شمالى گسل دنا نشان ميدهد که تا درياى خزر ادامه دارد.با بررسي نقشههاى زمينشناسى، عکس هوايى و تصويرهاى ماهوارهاى چنين به نظر ميرسد که گسله دنا افزون بر جنبش فشارى، داراى جنبش راستالغز از گونه راستبر مهمى نيز است. اين جنبش، سبب پيچش و کشش پوزه رشته شمالى کوه دنا شده و احتمال ميرود کوه هزاردره و چرو ادامه جابهجا شدگى کوه دنا به صورت راستبر باشد.از ويژگيهاى مهم زمينشناسى گسل دنا، بيرونزدگى شمارى گنبد نمکى در درازاى آن است. در مسير اين گسل، در بخش باخترى کوه دنا، سازندهاى زاگون و لالون (کامبرين) بر روى سنگهاى کرتاسه رانده شدهاند (ستودهنيا، 1975). در گستره شمال کوه دنا، در دامنه باخترى کوه درهبادامى و کوه کمانه سنگهاى کرتاسه بر روى دشت و يا سازند بختيارى (پليوسن) رانده شدهاند (بربريان و قرشى، 1365).

 

گسل ميناب :

در ناحيه ميناب دو واحد زمين‌ساختى رسوبى زاگرس و مکران در مجاورت يکديگر قرار مى‌گيرند. مرز جدايى اين دو واحد، منطبق بر گسلى است که به نام رسوبات فليشى اوليگوسن   ميوسن پاکستان، «گسل زنــدان» ناميده شده است. ولى، امروزه از آن به عنــوان گسل ميناب ياد مى‌شود اين گسل داراي روندي شمالي جنوبي بوده و در شمال تنگة هرمز جدا كنندة ايالات ساختاري زاگرس از مكران است . گسل ميناب يك گسل راستالغز راستگرد است كه در آن در اثر فعاليت‌هاي دگرشكلي در دو طرف گسل تغيير روند محورهاي چين‌خوردگي در زاگرس و مكران ديده مي‌شود . از قديمي‌ترين گسل‌هاي ايران محسوب شده كه سن آن را به پركامبرين نسبت مي‌دهند . به عقيدة اشتوكلين اين گسل ادامة ساختار شمالي جنوبي ايران است كه موجب شده دركامبرين رسوبات سري هرمز در شرق آن برجاي گذاشته نشود . اصطلاحاً شكستگي شمالي جنوبي ميناب كه در تنگة هرمز واقه شده را ادامة گسل نايبند مي‌دانند و تحت عنوان خط عمان  در زمين شناسي ايران بيان مي‌كنند . در برخي نظريات ادامه اين شكستگي را حتي تا  ماداگاسكار مي‌كشانند . همچنين در برخي از نظريات گسلة ميناب را يك گسلة  ترانس كارنت  دانسته كه ادامة آن يك گسلة ترانسفورمي در پوستة اقيانوسي عمان است و يا به عبارتي ترانس‌كارنتي است كه باقيماندة يكي از گسل‌هاي ترانسفورم در پوستة اقيانوسي نئوتتيس محسوب مي‌شود . دوگانگي رسوبات كامبرين در دو طرف آن نشان‌دهندة فعال بودن آن در آن زمان است .

گسل ميناب، که بخشى از خط اورال عمان ماداگاسکار (فورون، 1941) مى‌باشد، يک گسل امتداد لغز راستگرد است که مرز بين صفحه قاره‌اى زاگرس و پوسته اقيانوسى عمان را تشکيل مى‌دهد که اثر آن را در طول 300 کيلومتر ميتوان دنبال کرد.

با توجه به داده‌هاى زمين‌شناسى، تفسير عکس‌هاى هوايى، داده‌هاى لرزه‌شناسى، باور بر آن است که زون گسلى ميناب،  امتداد لغز است و بلوک خاورى آن به سوى جنوب حرکت کرده است.

به عقيده فالکن (1967)، حرکت افقى راستگرد به احتمال در کرتاسه پسين ترشيرى پيشين صورت گرفته است. اما، وجود گنبدهاى نمکى در زاگرس و خليج فارس و نبود آنها در ناحيه مکران، سبب شده تا بعضى از زمين‌شناسان، سن اين گسل را 500 ميليون سال بدانند.

لازم به ياد‌آورى است که در حال حاضر، حرکت در طول اين گسل از نوع رورانده است و از اوايل کواترنرى حرکت امتداد لغز نداشته است. (قرشى، 1363).

 

گسل اردَل :

گسل اردَل با درازاى حدود 150 کيلومتر، شيب به سمت شمال خاورى و راستاى باخترى – جنوب خاورى، به موازات راندگى زاگرس در گستره اردَل – ناغان قرار دارد. سازوکار اين گسل فشارى بوده در مسير آن سازندهاى پالئوزوييک همراه با گروه کرتاسه بنگستان (از شمال خاورى) بر روى دشت و سنگهاى کرتاسه (در جنوب باخترى) رانده شدهاند. در شمال باخترى اردَل در درازاى گسل اردَل، چند گنبد نمکى بيرونزدگى دارد.

کانون مهلرزهاى زمينلرزههاى سال 1666، 1880، 1922، 1985 و 1977 ميلادى در راستاى گسل اردَل قرار دارند ولى همبستگى اين زمينلرزهها با جنبش گسل اردَل روشن نيست. بررسى گسل اردَل در زمان رويداد زمينلرزههاى سال 1977 ميلادى ناغان هيچگونه جنبشى را در راستاى آن نشان نداده است (بربريان و نبوى، 1977).

 

گسل زردکوه :

گسل زردکوه با سازوکار فشارى، راستاى شمال باخترى – جنوب خاورى و شيب به سمت شمال خاورى، به موازات جنوبى گسل اردل قرار دارد. رودخانه بازفت در مسير گسل زردکوه و به موازات جنوب باخترى آن جريان دارد.

در مسير گسل زردکوه سنگهاى کامبرين و اردويسين از سمت شمال خاورى بر روى سازند بختيارى (در جنوب باخترى) رانده شده‎‎اند (ستودهنيا، 1975). گسل زردکوه با درازاى دستکم 130 کيلومتر، بخشى از مرز ميان بلند زاگرس و زاگرس چينخورده را تشکيل ميدهد.

 

گسل آغاجارى :

اين گسل نوعى راندگى به درازاى نزديک به 150 کيلومتر است که روند شمال باخترى – جنوب خاورى دارد و در اثر عملکرد آن، تاقديس آغاجارى و تاقديس پازنان بر روى دشت آبرفتى آغاجارى رانده شدهاند.

 

گسل مارون :

گسل مارون در شمال باختر گسل آغاجارى و در کمربند زاگرس چينخورده قرار دارد. طول آن نزديک به 50 کيلومتر است و روند NW-SE دارد. سازوکار گسل مارون از نوع راندگى است که در اثر عملکرد آن تاقديس مارون به روى دشت مجاور رانده شده است.

 

 

 

گسلهاى خاور و جنوب خاورى ايران

 

» گسل نهبندان

» گسل بشاگرد

» گسل هريرود

 

 

گسل نهبندان :

نام اين گسل از شهرستان نهبندان، در 250 کيلومترى شمال زاهدان گرفته شده است. در اين ناحيه، چند گسل کم و بيش موازى با روند عمومى شمالى جنوبى وجود دارد ولى چرخش پايانه شمالى به سوى باختر و پايانه جنوبى به سمت خاور سبب شده تا نسلهاى مختلف راندگى بر روى اين سيستم امتداد لغز سوار باشند. مركب از يكسري گسلة شمالي جنوبي است  كه در بخش جنوبي و شمالي به دليل تغيير در جهت راستاي شاخه‌هاي فرعي ، گسل روند شمال غرب -  جنوب شرق مي‌يابد . اين روند فرعي را در ناحية نصرت آباد زاهدان بخوبي مي‌توان شناسايي كرد . گسلة گيوة سهل آباد و آهنگران از شاخه‌هاي فرعي اين گسل محسوب مي‌شوند . گسلة نِه مرز ايالات ساختاري سيستان و لوت را تشكيل مي دهد . حركت اصلي آن برشي راستگرد است اما مي‌‌توان در شاخه‌هاي فرعي حركت چپ‌گرد را نيز اندازه‌گيري كرد . گسلة نهبندان موجب بريدگي رسوبات كواترنر، پيدايش چشمه‌هاي گسلي و زمين لغزش‌هاي متعدد در عهد حاضر شده كه نشانگر فعال بودن گسل مي‌باشد . به همين خاطر و همچنين بدليل فعاليت همزمان با گسله هريرود نقش عمده‌اي در كانسار زايي منطقة سيستان داشته است . از جمله ايجاد منيزيت، پونتيت، آزبست، مس، ليونتيت و كانسارهاي مشابه . فعاليتهاي قديمي گسل مشخص نبوده ولي احتمالاً به شروع پركامبرين نسبت مي‌دهند . بطور كلي از اوايل مزوزوئيك اين گسله نقش عمده‌اي در تكوين زمين شناسي و دگرشكلي منطقة شرق ايران داشته است.

دو گسل عمده اين مجموعه گسلى، به نام گسل خاور «نـه» گسل باختر «نـه» نامگذارى شدهاند. در ناحيه خونيک (جنوب نهبندان)، اين دو گسل به يکديگر ميرسند و به صورت يک گسل امتداد لغز واحد، به سمت جنوب ادامه مييابد، ولى در 50 کيلومترى شمال نصرتآباد، اين گسل بار ديگر دو شاخه شده و به سمت جنوب، به تدريج از هم دور ميشوند. به شاخه جنوب خاورى که جداکننده افيوليت خاور ايران از بلوک لوت است «گسل نصرتآباد» و به شاخه جنوب باخترى، که تا شمال آتشفشانهاى بزمان ادامه دارد «گسل کهورک» نام داده شده است (درويشزاده، 1380).

قديميترين سنگهاى متأثر از گسل نهبندان، سنگهاى دگرگونى پالئوزوييک  ترياس  بلوک لوت هستند و در نتيجه سن اين گسل، قديميتر از  ترياس است و به احتمال از زمان پرکامبرين فعاليت داشته است ولى در زمان مزوزوييک به يک جدايش درون قارهاى  تتيس جوان تبديل شده است. به گونهاى که در شکلگيرى حوضه فليشى و جايگيرى پوسته اقيانوسى خاور ايران، نقش اساسى داشته ولى در حال حاضر زميندرز خاور ريزقاره ايران مرکزى را تشکيل ميدهد. بُرش رسوبهاى کواترنرى، نشانه حرکتهاى جوان اين گسل است. کانون زمينلرزه 1928 نهبندان بر روى اين گسل قرار دارد. ويرانى سال 1370 شهرستان نهبندان و روستاهاى شورک، سهلآباد و 000 مربوط به آخرين حرکت گسل نهبندان است (بربريان، b 1976).

 

گسل بشاگرد :

نام اين گسل از کوههاى بشاگرد در جنوب فروافتادگى جازموريان گرفته شده است. در اين ناحيه، دستهاى گسل طولى با روند تقريبى خاورى باخترى وجود دارد. يکى از درازترين آنها گسل بشاگرد است که از کهنوج (شمال خاورى بندرعباس) شروع و ممکن است تا مرز پاکستان ادامه يابد. شايد اين گسل، ادامهاى از گسل اصلى زاگرس باشد، ولى مسئله دوگانگى سن سنگهاى افيوليتى موجود در امتداد اين دو گسل، اين ديدگاه را پرسشآميز ميسازد. به ويژه آنکه، روند خاورى باخترى گسل بشاگرد با روندهاى شناخته شده پرکامبرين ايران يکى نيست. در واقع يك سيستم گسلي مركب است كه از تعداد زيادي گسلة موازي و تعدادي زون شديداً خرد شده تشكيل شده است . نام ديگر آن گسل قصر قند است . اكثر شاخه هاي فرعي آن بصورت معكوس عمل مي‌كند و شيب آن به طرف شمال است .  مرز بين دو ايالت ساختاري سيستان و مكران است . ادامة اين گسل در بخش غربي به گودال جازموريان مي رسد . به عقيدة برخي محققين اين گسل گودال را نيز قطع مي‌كند . در طول شاخه هاي فرعي اين گسل ، بيشتر در بخشهاي شمالي مكران ، افيوليت ملانژها بر روي فيليش‌هاي كواترنر رانده مي‌شود . مولفة ديگر اين گسل راستگرد است . يكي از گسله هاي فعال ايران محسوب شده طوريكه كانون تعداد زيادي از زمين لرزه‌هاي امروزي بر روي اين گسله قرار گرفته‌اند . حد شرقي اين گسل در داخل خاك پاكستان به گسل چمن منتهي مي شود . حد غربي آن در گودال جازموريان مدفون شده و قابل تشخيص نيست .

گفتنى است که همانند ديگر گسلهاى همزاد و همروند (گسلهاى فنوج، جنوب جازموريان و 000)، گسل طولى بشاگرد دست کم در زمان شکلگيرى پهنه ساختارى رسوبى مکران (مزوزوييک) به وجود آمده، ابتدا از نوع گسل نرمال بوده ولى پس از آغاز فرورانش پوسته اقيانوسى عمان و تشکيل منشورهاى برافزايشى به راندگي رو به شمال تبديل شده است.

 

 

گسل هريرود( گسل گيلمرد )  :

مرز شرقي ايالات ساختاري سيستان، بينالود و كپه داغ از ايران مركزي را تشكيل مي دهد . روند شمالى جنوبى و حدود 800 تا 1200 كيلومتر طول داشته و موجب جدايش پوستة قاره اي افغانستان از ايران مي شود . مطالعات صحرايي بر روي اين گسل سازوكار راستالغز چپگرد را نشان مي دهد كه علت آن عملكرد تنشي خواهد بود كه از طرف هندوستان به پوستة ايران وارد مي‌شود و  چون در اين ناحيه جزء مؤثرترين تنشهاي حاكم است ، به همين دليل مكانيزم آن با ساير گسله هاي شمالي جنوبي ايران متفاوت است . تفاوت در ويژگيهاى زمينشناسى دو سوى رودخانه هريرود (مرز ايران افغانستان) و رودخانه تجن (مرز ايران و ترکمنستان) سبب شده تا به ناپيوستگى زمينشناسى موجود بين بلوک لوت در ايران و بلوک هيلمنــد در افغانستان خطواره و به عبارت بهتر گسل هريرود نام داده شود. جدا از شواهد روى زمين، اثر اين گسل، به صورت يک ناپيوستگى ژئوفيزيکى از پهنه توران تا مرز ايران و افغانستان گزارش شده است.

در ايران، مسير تقريبى اين گسل منطبق بر رودخانههاى هريرود و تجن است. ادامه جنوبى آن به احتمال از باختر دشت زابل (حد شرقى کوههاى خاور ايران) گذشته و به زاهدان ميرسد . در ضمن گسترش جغرافيايى سنگهاى ژوراسيک و کرتاسه ايران و افغانستان در دو سوى اين گسل، نشانگر حرکت چپگرد است (نبوى، 1355) ولى در نقشه لرزهزمينساخت خاورميانه (حقيپور، 1992)  اين گسل راستگرد دانسته شده است. با توجه به نقشه زمينشناسى ايران، چنين استنباط ميشود که اين گسل لبه خاورى جدايش درونقارهاى کوههاى خاورى ايران است که ويژگيهاى مشابه با گسل نهبندان دارد.

در ضمن، به نظر ميرسد که در خاور بيرجند، بخش شمالى گسل پس از چرخش به سمت شمال باخترى تا جنوب گناباد ادامه مييابدو لذا تداوم بيشتر اين گسل به سمت شمال نياز به دلايل مستندتر دارد. به ويژه اين که در روند ساختارهاى موجود در حدفاصل خاور گناباد تا کپهداغ قطعشدگى ديده نميشود.

[ دوشنبه ششم خرداد 1387 ] [ 16:59 ] [ عباس ]

ریشه لغوی

ژئومورفولوژی علم شناسایی اشکال ناهمواریهای زمین است ، این واژه از زبان یونانی گرفته شده و از سه جز Geo به معنی زمین ، Morphe به معنی شکل و Logos به معنی شناسایی ترکیب یافته است.

دید کلی

ژئومورفولوژی جدید بیشتر مبتنی بر مقایسه سیستماتیک اشکال ناهمواریها و نهشته‌هایی است که موجب تعیین سن آنها می‌گردد و همچنین تعیین اشکال اولیه و اصلی ناهمواریها و بالاخره شناسایی فرآیندها و محیط موورفوکلیماتیک هنگامی که ناهمواریها را بوجود آورده‌اند، مورد توجه می‌باشد.


همچنین ژئومورفولوژی از مطالعات آماری برای بررسی اشکال ناهمواریها بهره می‌گیرد و سعی دارد در تحول ناهمواریهای زمین علیرغم پیچیده بودن مساله دینامیک طبیعت ، سهم فرآیندهای مختلف ناشی از آب و هوا و پوشش گیاهی و ماهیت سنگها و ساخت زمین و تغییر شکلهای تکتونیکی و میراث مراحل اولیه تکامل را از نظر دور ندارد.

تصویر

تاریخچه

این علم از دیرباز به وسیله جغرافی دانان یونانی بی‌آنکه عنوان مشخصی داشته باشد شناخته شده بود و بعدها در دوره رنسانس ، لئوناردو داوینچی و برنارد پالیسی در گسترش آن پیش قدم شدند. لئورناردو واوینچی در یادداشت‌های خود از روابط مهمی که بین ابعاد دره‌ها و رودخانه‌ها وجود دارد سخن می‌گوید و در قرن نوزدهم ژئومورفولوژی یکی از شاخه‌های سیستماتیک علوم مربوط به زمین می‌گردد.

سیر تحولی و رشد

  • کاربرد ژئومورفولوژی در اوایل قرن 19 بوسیله مهندسین هیدرولیک که مامور ایجاد کانالهای آبی و تنسیق رودخانه‌ها بودند، مورد توجه قرار گرفت و ژئومورفولوژی دینامیکی نیز در تنظیم طرحهای ایمنی و حفاظت راه‌ها مورد توجه مهندسین عمران ناحیه‌ای واقع شد، از جمله مهندس سورل در سال 1872 تئوری جدیدی در مورد چگونگی تحول و تکامل و دگرگونی رودخانه‌ها ارائه داد. و مهندس دوس آب شناس معروف در سال 1841 مفهوم نیمرخ متعادل رودخانه‌ها را بیان داشت.

  • جنگل‌ انان نیز به نوبه خود دریافتند که در جهت مبارزه علیه فرسایش خاک به وسیله سیلابها می‌توان از علم ژئومورفولوژی کمک گرفت و به همین منظور در قرن نوزدهم درخت کاری حوضه‌های سیلابی متداول گردید.


تصویر

  • پژوهش‌های علمی ژئومورفولوژی از اواخر قرن 18 آغاز گردیده بود و سوسور اهل ژنو ضمن بررسی یخچالها و اشکال نهشته‌های یخچالی دریافته بود که گسترش یخچالها در گذشته فوق العاده بیشتر از عصر حاضر بوده است : مطالعات نامبرده درقرن 19 به وسیله یک سوئیسی دیگر به نام آگاسیز دنبال شد.

  • زمین شناسان نیز به نوبه خود در جهت تعیین تاریخ زمین شناسی ، تحول ناهمواریها را مورد توجه قرار داده‌اند. چنانچه در اواخر قرن 18 هوتون مبتکر این روش بوده و تحقیقات نامبرده چند سال بعد به وسیلهپلیفر و جیکی و لئیل تعقیب شده است. در اواسط قرن 19 زمین شناسان انگلیسی اولین کسانی بودن که مفهوم پیدایش دشتگون را بیان داشته‌اند.

  • در کشور فرانسه ژنرال دولانوئه و مارژری که اولی توپوگراف و دیگری زمین شناس بود، اشکال کلاسیک ناهمواری ژورایی را با توجه به ساختهای چین خورده آن بررسی کرده‌اند و در سال 1888 کتال جالبی تحت عنوان مقدمه‌ای بر ژئومورفولوژی به چاپ رسانیده‌اند.

  • در اتازونی ، کشف قسمتهای نیمه خشک غرب به پوول اجازه داد که ضمن بازبینی زمینی کیفیت تخریب رودخانه‌ای را در کانیون کلرادو تجزیه و تحلیل کند، و همچنین ژیلبرت در این زمینه مکانیزم آبهای جاری را تعیین کرده و ماک جی نیز نقش آبهای جاری سفره‌ای شکل را بررسی نموده است.

  • این قبیل بررسی‌ها بعدا به وسیله ویلیام موریس داویس تئوریسین معروف تکمیل گردیده و نامبرده تئوری معروف سیکل فرسایش را پیشنهاد می‌کند و با ارائه این تئوری ، ژئومورفولوژی وارد مرحله جدیدی می‌شود و داویس شخصیت علمی جهانی پیدا می‌کند.

قلمرو ژئومورفولوژی

در مطالعه ناهمواریهای پوسته جامد زمین می‌توان سه ناحیه به شرح زیر تشخیص داد:


  • زمین‌هایی که در آب فرو رفته‌اند (اعماق دریا‌ها و دریاچه‌ها).
  • زمین هایی که خارج از آب هستند یعنی خشکیها.
  • ناحیه تلاقی این دو یعنی ساحل که خود قلمرو ویژه‌ای است.

تصویر

انواع ژئومورفولوژی

  • ژئومورفولوژی ساختمانی :
    ژئومورفولوژی ساختمانی از ماهیت سنگها و طرز قرار گرفتن آنها و پدیده‌هایی که از عمل تکتونیک (مانند خمیده گیهای طبقات ، شکستگیها ، چین‌ها و...) حاصل می‌شود ، بحث می‌کند که می‌توان گفت قسمت عمده شکل گیریهای پوسته زمین به وسیله این علم شناخته می‌شوند.

  • ژئومورفولوژی فرسایشی : گروه دیگر مانند آبهای جاری ، باد ، یخچالها که موجب کنده کاری ناهمواریها گشته و کم و بیش موجب تخریب و از بین رفتن آنها می‌گردند، مطالعه این گونه عوامل ، ژئومورفولوژی فرسایشی را تشکیل می‌دهد که گاهی به آن با کمی تفاوت در معنی عبارت ژئومورفولوژی دوره‌ای اطلاق می‌شود

ارتباط ژئومورفولوژی با سایر علوم

بین ژئومورفولوژی و سایر علوم ازجمله خاک شناسی ، هیدرولوژی و اکولوژی و آب و هوا شناسایی روابط بسیار نزدیک وجود دارد. زیرا عوامل این قبیل علوم بیشتر در سطح زمین موثرند. به علاوه مطالعات ژئومورفولوژی یک ناحیه با دانستن اطلاعات حاصله از علوم ذکر شده آسانتر می‌گردد.



موضوعات مرتبط: ژئومورفولوژی Geomorfelogos
[ دوشنبه ششم خرداد 1387 ] [ 16:51 ] [ عباس ]
[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ] [ 13:34 ] [ عباس ]
رسوبات آهن دار
   

تمام سنگهاي رسوبي تا حدودي داراي مقداري آهن هستند ولي اگر اين مقدار از 15 درصد تجاوز کند آن را رسوبات يا سنگ هاي آهن دار نامگذاري مي کنند .


گرچه تمام سنگهای رسوبی تا حدودی دارای مقداری آهن هستند ولی اگر این مقدار از 15 درصد تجاوز کند آن را رسوبات یا سنگ های آهن دار نامگذاری می کنند . کانیهای آهن دار بیشتر اکسیدها ( هماتیت و مگنتیت ) ، هیدرواکسیدها ( گوتیت و لیمونیت ) ، کربناتها ( سیدریت ) ، سیلیس دارها ( شاموزیت و گرینالیت و گلاکونیت ) و سولفیدها ( پیریت و مارکاسیت ) می باشد .
آهن بیشتر از تجزیه سنگهای رسوبی و آذرین آهن دار نتیجه می شود. این سنگها در مناطق گرمسیری با آب و هوای مرطوب و ارتفاع کم تجزیه می شوند و یون آهن آزاد می گردد . این یون های آزاد شده توسط جریان آب رودخانه به دریا حمل می شود . سپس یون آهن در اثر ترکیب با عناصر دیگر رسوب کرده و تشکیل رسوبات آهن دار را می دهد و یا اینکه به اعماق برده شده و تشکیل کنکرسیون های آهن را می دهد . ضمناً امکان ته نشست آهن در بین رسوبات در سطح زمین وجود دارد که باعث تشکیل رنگ قرمز در آنها می شود . منشأ دیگری که برای آهن در محیطهای دریایی در نظر گرفته شده است ، انحلال کانیهای آهن داری است که قبلاً در روی کف دریاها رسوب کرده اند . همچنین فعالیتهای ولکانیکی در دریا می تواند منشأ دیگری برای آهن باشد . ضمناً برای تشکیل رسوبات آهن دار در محیطهای دریایی باید میزان رسوبگذاری آهسته باشد . این احتمال وجود دارد که یون های آهن توسط فرآیند جابجایی آب همراه با بالا آمدگی آن از مناطق عمیق دریا به طرف فلات قاره ، برای تشکیل رسوبات آهن دار ، آورده شده باشند .


اکسید آهن بخش مهم تشکیل دهنده رسهای انباشته شده در دریاهای عمیق است آنها به عنوان آریخت یا بلور ضعیف قهوه ای مایل به قرمز به صورت لایه ای روی رس را پوشانده اند و دیگر مواد معدنی به صورت دانه های ریز موجود در رسوبات هستند.ذخیره های بنیانی پر آهن در محیط اکسید کننده راس و طرفین پشته های بسیار گسترده اقیانوس یافت می شوند. در اینجا لجنهای کربنی با لکه های قهوه ای ممکن است دارای 14% Fe2O3 باشد. کانیهای آهن –منگنزی در این رسوبات معمولا وابسته به فعالیتهای گرمابی مربوط به پشته های اقیانوسی آتشفشانی هستند. این ارتباط نتیجه نفوذ آب دریا در سنگهای داغ آتشفشانی است یعنی جاییکه آب دریا به خاطر واکنشهای زمین شناسی با گدازه های تازه بسیار گرم شده و اسیدی و حل کننده می شوند. وقتیکه این محلول داغ با آب سرد دریا مخلوط می شود سولفیدها قبل از همه رسوب می کنند. با مخلو ط شدن بیشتر آهن و منگنز رسوبات را اکسید کرده و رسوبات بنیانی پر آهن تولید می کنند

موضوعات مرتبط: رسوبات
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ] [ 10:37 ] [ عباس ]
 توده هاي تبخيري يا ته نشست هاي نمکي
   

اين سنگها در اثر تبخير آب و بالا رفتن درجه شوري آن تشکيل مي شوند .


همانطور که از نامشان پیداست ، این سنگها در اثر تبخیر آب و بالا رفتن درجه شوری آن تشکیل می شوند . مهمترین رسوبات تبخیری که در طبیعت به مقدار زیادی یافت می شوند ، کلریدها و سولفاتهای سدیم ، پتاسیم ، منیزیم و کلسیم هستند . از عمده ترین نوع سنگهای تبخیری می توان ژیپس یا گچ ( سولفات کلسیم آبدار ) ، انیدریت ( سولفات کلسیم ) و نمک طعام یا هالیت را نام برد . کانیهای سولفات کلسیم در طبیعت به صورت بلورهای منفرد یا مجزا و یا خوشه ای در سنگهای میهمان از قبیل کربناتها و آواریها یافت می شوند . علاوه براین ، غالباً این کانیها به صورت رسوبات لایه ای با ضخامت زیاد در طبیعت وجود دارند که حاوی مقدار کمی کربنات ، سیلیکات و یا کانیهای کربن دار هستند .
انیدریت و ژیپس ممکن است به صورت نودول ، توده ای و یا لامینه دیده شوند . بطور کلی بر اثر بالا رفتن درجه حرارت ، میزان تبخیر افزایش پیدا می کند و آب از مواد محلول در خود اشباع شده و باعث رسوبگذاری کانیهای تبخیری می گردد . این چنین محیطهایی هم در مناطق غیر دریایی و هم در محیطهای دریایی وجود دارد

موضوعات مرتبط: رسوبات
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ] [ 10:36 ] [ عباس ]

ریشه لغوی

Sedimentologg یا رسوب شناسی نام خود را از واژه لاتین Sedimentum گرفته است که به معنای رسوب کرده است.

دید کلی

سنگهای رسوبی ، از انباشت ذرات ناشی از خرد شدن انواع سنگهای دیگر بوجود آمده‌اند. این ذرات ، معمولا به کمک نیروی گراویته ، آب ، باد و یا یخ به محل جدید خود منتقل شده و در آنجا به ترتیبی جدید نهشته می‌شوند. برای مثال ، امواجی که به ساحل صخره‌ها برخورد می‌کنند، ممکن است که از این طریق ، ذرات ریگ و شن دریا کنار دیگری را در همان نزدیکی فراهم آورند. این نهشته‌های ساحلی اگر سخت می‌شدند، سنگی رسوبی تشکیل می‌یافت. یکی از مهمترین خاصه‌های سنگهای رسوبی ، لایه بندی رسوبات تشکیل دهنده آنهاست.

تصویر 


موضوعات مرتبط: رسوبات
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ] [ 10:32 ] [ عباس ]

ریشه لغوی

لغت مینرال (کانی) که از قرون وسطی مورد استعمال قرار گرفته از لغت یونانی Mna (متشابه لاتینی آن Mina است) به معنی "کانی" یا "گردال" (از نظر معدن شناسی) مشتق شده است، لذا نام فارسی آن یعنی "کانی" معروف موادی است که از کانسارها بدست می‌آورند .

تصویر


موضوعات مرتبط: کانی ها
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ] [ 10:26 ] [ عباس ]

خلاصه مقاله:

موضوع اين نوشتار بحث و گفتگو راجع به توالي هاي سازند ايلام در جنوب غرب لرستان(جاده خرم آباد انديمشك)است. برش چينه شناسي مورد مطالعه به ضخامت ۲۰۴ متر از تناوب هاي يكنواخت سنگ آهك در طي يك رسوب گذاري پيوسته در زمان تورونين پاياني تا كامپانين تشكيل شده است. اين سازند در برش فوق با مرزي تدريجي بر روي سازند سورگاه قرار گرفته و توسط سازند گورپي نيز با مرزي تدريجي و پيوسته پوشيده شده است.
سازند ايلام در برش مورد مطالعه از رخساره هاي دريايي عميق، شامل رخساره هاي وكستون و در انتهاي توالي از رخساره پكستون تشكيل شده است. در مطالعات حاضر ۸ جنس، ۳۰ گونه و ۴ بيوزون از فرامين ي فرهاي پلانكتون تشخيص داده شده است. زون زيستي پاياني سازند سورگاه زونMarginotruncana schneegansi و زون پاياني سازند ايلام كه برابر با زون آغازين سازند گورپي است،زونGlobotruncanita elevate مي باشد.



موضوعات مرتبط: زمین شناسی تاریخی
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ] [ 10:15 ] [ عباس ]

 كنگلومرای سخت نشده ، ناهمگن و جور نشده تپه پارك جنگلی چیتگر از سازند آبرفتی ناهمگن شمال تهران مي‌باشد (مخلوطی از شن ، ریگ و قلوه سنگ ، رسی وگاهی هم بلوك‌های درشت و پراكنده است كه بصورت نامتجانس همراه با رس و ماسه مي‌باشد) .

  • اندازه قلوه‌ها از چند سانتي‌متر تا چند متر و گاهی تا حجم 100 مترمكعب متغییر بوده و در سیمانی ازماسه و سیلت قرار دارد.

  • شیب لایه‌ها كم (بیشترین آن بطور عمومی تا 15 درجه مي‌رسد).

  • رنگ آنها تیره‌تر از سازند آبرفتی زیرین و چین خورده هزار دره است.

  • دارای عدسي‌های رسی و سیلتی و لایه‌های كم ضخامت همراه با قلوه‌های با سطوح سیاه رنگ (با پوششی از املاح منیزیم) مي‌باشد .

سازند آبرفتی ناهمگن شمال تهران به سبب ناهمگن بودن دارای مقاومت و تخلخل متغیر بوده و این ویژگی از یك لایه به لایه دیگر تغییر می كند . مي‌توان گفت این سازند دارای تخلخل بسیار نامنظمی است (اداره كل آبهای زیرزمینی وزارت نیرو)

الف ) بخش زیرین : شامل كنگلومرای قرمز رنگ متشكل از قلوه سنگهای كرتاسه بالائی (سن سنونین پائینی ، كنگلومرا و مارن قرمز همراه با سیمان آهكی ماسه‌ای كنگلومرای ناهمگن و لایه‌بندی آن نامشخص مي‌باشد و در آن قطعه سنگهای بزرگی با قطر 50 سانتي‌متر یافت مي‌شود . قلوه سنگهای از سازند كرج و بطور متوسط با طولی در حدود 12 سانتي‌متر

ب ) بخش بالائی : آبرفت با لایه‌بندی ظاهری ، بدون قطعه سنگ و متشكل از عناصر كوچك و سیمان پودر شده ، رنگ این رسوبات قرمز رنگ مي‌باشد


موضوعات مرتبط: زمین شناسی تاریخی
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ] [ 10:13 ] [ عباس ]
نام سازند کرج از شهر کرج گرفته شده است. (در گذشته به نامهاي سري سبز، لايه هاي سبز و توفيت هاي سبز البرز ياد شده) محل برش الگو – مقطع نمونه سازند کرج در دره کرج کنار جاده چالوس در دو مقطع انتخاب شده است و توسط ددوال در سال 1967 مطالعه و معرفي گرديده است

ضخامت در محل برش الگو 3300 متر ضخامت دارد . سن اين سازند نيز ائوسن مياني استاين سازند از لحاظ ليتولوژيکي شامل توالي به نسبت ستبري از توف هاي سبز رنگ ،سنگهاي رسوبي وگدازه هاي آتشفشاني و به ندرت تبخيري است . اين سازند ترکيب سنگ شناسي همگن ندارد و به همين رو در برش الگو به 5 عضو تقسيم شده که از پايين به بالا عبارتند از :


1 ) بخش شيل پاييني : با1055 متر ستبرا شامل شيلهاي آهکي و سيلتي خاکستري تيره است که ميان لايه هايي از توف خاکستري ،توف شيلهاي به رنگ سبزخاکستري دارد . در نزديکي قاعده اين عضو 20متر گدازه پورفيري اوژيت دار وجود دارد

 

 2 ) بخش توف مياني : با 1177 متر ستبرا ،شامل توفهاي ضخيم لايه و شيشه اي به رنگ سبز – آبي تا سبز روشن است که در قسمت بالايي شيلهاي آهکي دارد

 

3 ) شيل آسارا : شامل 167 متر شيل آهکي با مقدار ناچيزي از توف و شيل توفي است . در اين بخش باقي مانده گياه گزارش شده است .


 
4) بخش توف بالايي با 917 متر ستبرا ،به طور عمده شامل توف سبز است که لايه هايي از شيل توفي ، ماسه سنگ توف دار و شيل آهکي دارد .


5 ) شيل کندوان : شامل حدود 150 متر شيل آهکي و آهک قيري و گاه به شدت متخلخل وژيپس دار است که در گردنه کندوان –شمال گچسر- برون زد دارد .گفتني است که عضو پنجم در برش الگو ديده نشده و تعلق آن به سازند کرج پرسش آميز است .


 
در ديگر نقاط البرز سازند کرج عضوبندي نمي شود ويا از عضو هاي غير رسمي و محلي استفاده مي شود . در دره کرج چالوس در ميان نهشته هاي سبز سازند کرج ،بخش هاي گدازه اي زير دريايي وجود دارد.


فسيل شناسي :   آثار گياهان تک لپه اي قاره اي در توف بالايي ، روزنه داران پلانکتون نواحي ژرف ، آثار و بقاياي ماهيان در شيل پاييني سنگواره هاي گزارش شده از سازند کرج هستند که به طور عمده به زمان ائوسن مياني تعلق دارند . از نا همگوني سنگواره ها و حفظ شدگي ضعيف آنها چنين بر مي آيد که شايد فسيلها درجا نباشند .


  
گسترش :  در ديگر نقاط البرز ، سازند کرج عضو بندي نمي شود ويا ازعضوهاي غير رسمي و محلي استفاده مي شود . بعنوان نمونه در کوه هاي طارم (شمال خاوري زنجان) اين سازند به دو عضو غير رسمي به نام «کردکند» درزير و«امند» در بالا تقسيم شده است .


مرز زيرين: در دره چالوس مرز پاييني سازند کرج به طور مستقيم بر روي شيلهاي سبز تيره و سنگ ماسه هاي سازند شمشک است .


 
مرز بالايي :  مرز بالايي اين سازند به کنگلومراي سرخ رنگي است که احتمالاً سن نئوژن دارد ولي در بيشتر نقاط البرز جنوبي ، مرز زيرين سازند کرج با سنگ آهکهاي نوموليت دار سازند زيارت و به طور هم شيب است . گاهي نيز توفهاي سازند کرج بدون حضور سنگ آهکهاي زيارت ، با رديف هاي کنگلومرايي سازند فجن هم مرز است

  
 
سازندهاي هم ارز  : اشتوکلين بر اين باور است که از نگاه سنگ شناسي ، شيلهاي کندوان ممکن است همارز سازند کند باشد که جوانتر از سازند کرج است . وارتباط ناپيوسته اي با سازند کرج دارد .
جدا از البرزجنوبي، اين سازند با ويژگي هاي سنگي و رنگي مشابه ، همچنان در کوههاي سلطانيه زنجان ، تکاب ، باختر قم تفرش ، آران و پاره اي از نقاط ايران مرکزي گسترش درخور توجه دارد . در سالهاي اخير تلاش بسيار زيادي شده است تا ترکيب آواري‌هاي يک ماسه سنگ را با وضعيت تکتونيکي منطقه منشا آن مرتبط سازند. چگونگي تشکيل ذرات آواري ، هم در ماسه‌هاي ، هم در ماسه‌هاي قديم و هم در ماسه‌هاي عهد حاضر ، در اين مطالعات مورد استفاده قرار گرفته است. چهار ناحيه منشا اصلي ماسه سنگها تشخيص داده شده است که عبارتند از کريتون‌هاي پايدار ، بالا آمدگي پي سنگ ، قوسهاي ماگماتيکي ، کوهزايي‌هايي که در طي چندين چرخه ايجاد شده است. کراتون‌هاي پايدارپي سنگ تشکيل بلوک‌هاي قاره‌اي را مي‌دهند و از نظر تکتونيکي مناطق سخت شده‌اي از کمربند‌هاي کوهزايي قديم در هم ريخته‌اي مي‌باشد که تا عمق زيادي فرسايش يافته‌اند.

 


موضوعات مرتبط: زمین شناسی تاریخی
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ] [ 10:12 ] [ عباس ]
مقطع مورد مطالعه در 35 کيلومترى جنوب شرقى شهرستان شهر رضا در منطقه امين‌آباد (روستاى اسد‌آباد) واقع شده است. نهشته‌هاى کربناته سازند جمال باسن پرمين در برش مورد مطالعه از 371 متر تناوب آهکهاى متوسط تا ضخيم لايه و ميان لايه‌هاى دولوميتى تشکيل يافته‌اند. در اين تحقيق زمان تشکيل سازند جمال براساس فسيلهاى شاخص نيز Chusenella sosioensis به پرمين ميانى نسبت داده شده است. مطالعات عناصر اصلى و فرعى بيانگر وجود مينرالوژى اوليه کلسيتى در سنگهاى آهکى سازند جمال مى‌باشد. همچنين اين مطالعات نشان داده است که سنگهاى آهکى اين سازند تحت تأثير دياژنز فرياتيک متئوريکى عمقى قرار گرفته‌اند. نهشته‌هاى کربناته اين سازند قابل مقايسه با آهکهاى ساب پولار پرمين تاسمانيا است، که اين انطباق مى‌تواند به دليل مشابهت بين مينرالوژى سازند جمال با محدوده آهکهاى کلسيتى پرمين تاسمانيا باشد. در اين تحقيق همچنين با ترسيم مقادير Na,Mg و Mn در مقابل يکديگر محدوده نمونه‌هاى آهکى از دولوميت‌هاى سازند جمال تفکيک شده است. مطالعات ايزوتوپى نشان داده شده است که نمونه‌هاى سازند جمال در محدوده براکيوپودهاى با مينرالوژى کلسيتى پرمين (Popp et al, 1986) قرار گرفته‌اند. براساس مطالعه ايزوتوپ اکسيژن 18 دماى قديمه تشکيل آهکها معادل c210 محاسبه شده است
موضوعات مرتبط: مطالب عمومی
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ] [ 10:11 ] [ عباس ]
   1- بیوستراتیگرافی سازندهای خان و جمال در مناطق کلمرد، شتری و شیر گشت (ایران مرکزی) بر مبنای فرامینیفرها (فوزولینید).
  
   چکیده:
   به منظور بررسی میکروفوناهای سنگهای پرمین در نواحی کلمرد، شتری و شیر گشت نه مقطع چینه شناسی مورد مطالعه قرار گرفته است. توالی پرمین در ناحیه کلمرد (موسوم به سازند خان) عمدتا از توالی های سیکلی آواری- کربناته تشکیل شده است که قسمت اعظم آن را سنگ تخریبی (ماسه سنگ) تشکیل می دهد. سن فونای فوزولینید سازند خان ساکمارین می باشد. مطالعات مقایسه ای این مجموعه با فونای فوزولینید سایر نواحی مانند پامیر مرکزی، جنوب افغانستان، روتگ (جنوب تبت)، کاراکوروم و هندوکش نشان می دهد که مجموعه فوزولینید سازند خان به ناحیه peri- gondwana تعلق دارد. بعد از رسوب گذاری سازند خان در زمان ساکمارین، دریا از ناحیه کلمرد پس روی نمود و از زمان یاختاشین- اواخر پرمین این ناحیه به صورت یک بخش بالا آمده از آب دریا باقی مانده است. نهشته های لاتریتی این خشکی زایی را تایید می کنند. پیش روی مجدد دریا در زمان تریاس آغازی در ناحیه کلمرد صورت گرفته است. سنگهای پرمین در نواحی شستری و شیر گشت سازند جمال نامیده می شوند. قسمت اصلی سازند جمال در این نواحی از سنگ های کربناته تشکیل شده است. در ناحیه شتری مجموعه فوزولینیدهای موجود د بخش های زیرین و میانی این سازند معرف سن کوبرگندین- میدین آغازی می باشد. بخش های بالایی این سازند فاقد فولینیدهای شاخص بوده و بر اساس مجموعه های فرامینیفری کوچکتر یافت شده در دومین مقطع مطالعه شده این سازند در کوه های شتری سنی معادل میدیدن- جلفین آغازی را می توان برای آن در نظر گرفت. بهترین مقطع چینه شناسی سازند جمال در کوه باغ ونگ در ناحیه شیر گشت رخنمون دارد. قسمت قاعده ای سازند جمال در این مقطع بخش باغ ونگ نامیده می شود. مطالعه جامع فوزولینیدها و فرامینیفرهای کوچکتر در مقطع باغ ونگ دلالت بر سن یاختاشین- بلورین برای بخش باغ ونگ و سن کوبرگندین- جلفین آغازی برای بخش های میانی و بالایی سازند جمال دارد. فونای فوزولینید سازند جمال در نواحی شتری و شیر گشت دارای مشخصه peri- tethys (به کلیه نواحی گفته می شود که در حاشی شرقی خشکی پانگه آ قرار گرفته بودندو شرایط آب های گرم و کم عمق را در طی پرمین داشته اند) بوده که شرایط رسوب گذاری آبهای گرم را نشان می دهد، در حالی که در منطقه کلمرد این فونا شباهت زیادی با فوزولینیدهای بخش جنوبی تتیس با peri- gondwana دارد که در شرایط آب های خنک نهشته شده اند. تفاوت های موجود بین مجموعه فونای فوزولینید در این دو ناحیه بیانگر آن است که نواحی فوق الذکر در طی پرمین از یکدیگر جدا بوده اند ولی در تریاس آغازی در یک عرض جغرافیایی قرار داشته اند و دلیل آن نیز وجود ویژگی های سنگ شناسی و فسیل شناسی یکسان دو منطقه در طی تریاس می باشد.

موضوعات مرتبط: زمین شناسی تاریخی
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ] [ 10:10 ] [ عباس ]

کوههای ایران


کوههای ایران

حدود 90 درصد از خاک ایران در محدوده فلات ایران واقع شده است و حدود 54 درصد خاک ایران را کوهها شکل داده اند. بدین صورت می توان گفت ایران کشوری کوهستانی محسوب می‌شود و بیش از نیمی از مساحت کشور را کوه‌ها و ارتفاعات، و کمتر از 4/1 آن را نیز اراضی قابل کشت تشکیل داده است.

کوههای ایران بخشی از سلسله کوههای آلپ – هیمالیا می باشد. این سلسله کوههای از کوهستانهای جنوب فرانسه آغاز و پس از عبور از رشته کوه آلپ، از طریق شبه جزیره بالکان وارد ترکیه می شود. سپس این کمربند کوهستانی به دو شاخه شمالی - جنوبی تقسیم بندی می شود. شاخه شمالی از طریق رشته کوههای قفقاز کوچک (آذربایجان) وارد ایران شده و بصورت رشته کوه البرز به سمت جنوب و سپس به سمت شرق ادامه می یابد. شاخه جنوبی آلپ – هیمالیا از طریق جنوب ترکیه وارد ایران شده و کوههای زاگرس را تشکیل می دهد و به سمت جنوب شرق امتداد می یابد. رشته شمالی (البرز) پس از عبور از افغانستان به فلات تبت می رسد و رشته جنوبی (زاگرس) پس از اتصال به پهنه مکران از طریق پاکستان به فلات تبت می پیوندد. روند سلسله کوههای آلپ - هیمالیا در شرق فلات تبت (شرق چین) به سمت جنوب تغییر کرده، از مجمع الجزایر فیلیپین و اندونزی و از شمال استرالیا می گذرد و در اقیانوس آرام تا نیوزلند ادامه می یابد. این کمربند عظیم محل برخورد دو ابر قاره اوراسیا و گندوانا که خود از چندین کمربند کوه زایی کوچکتر نظیر البرز، زاگرس و ........ تشکیل شده است.

همانطور که بین دو ابرقاره اوراسیا در شمال و گندوانا در جنوب سلسله کوههای آلپ – هیمالیا تشکیل شده اند، بین دو خرد قاره لوت در ایران و هیرمند در افغانستان نیز کوههایی تشکیل شده اند که به مجموعه کوههای شرق ایران معروفند. کوههای ایران به دو شکل تقسیم بندی شده اند، در این مبحث سعی شده هر دو تقسیم بندی مورد بررسی قرار گیرد.

می توان گفت: فلات مثلثی شکل ایران از کوههای البرز در شمال، زاگرس در غرب و جنوب غرب و ارتفاعات مکران در جنوب تشکیل شده و دیواره شرقی فلات را کوهستانهای شرق ایران می سازد. لذا می توان اینگونه بیان نمود که، ایران سرزمینی کوهستانی است که نواحی مرکزی آنرا شوره زارها، شن زارها، دریاچه های شور و دشتها پوشانده است.

بعلاوه در سرزمینهای داخلی فلات مرکزی ایران علاوه بر نواحی پست، رشته کوهها و ارتفاعات منفردی نیز وجود دارد.

بدین شکل می توان مجموعه کوهستانهای ایران را به پنج گروه عمده زیر تقسیم بندی کرد.

1- رشته کوههای شمالی فلات ایران (کمربند کوه زایی البرز)

این رشته کوهها از جنوب غربی خزر آغاز و با گذر از جنوب دریا تا شمال خراسان امتداد می یابد. بدلیل برخورد خرد قاره ایران به صفحه توران این بخش به کمربند کوه زایی البرز معروف است. این رشته کوهها به سه بخش تقسیم می گردد که عبارتند از: کوههای جنوب غرب دریای خزر، رشته کوههای البرز و رشته کوههای شمال خراسان.

1-1- کوههای جنوب غرب دریای خزر

این رشته کوهها روند شمالی جنوبی دارند و قلل مرتفع آنها حاصل فورانهای آتشفشانی است. کوههای این رشته در استانهای اردبیل و آذربایجان شرقی گسترده شده که مهمترین آنها سبلان، سهند، بزغوش، ارسباران، گشتاسر، جلفا و ..... است.

1-2- رشته کوه البرز

رشته کوه البرز مرز میان دو اقلیم متفاوت است. دامنه های شمالی آن به اقلیم ساحلی دریای خزر و دامنه جنوبی آن به اقلیم مرکزی ایران مشرف می باشد.

این رشته به سه بخش غربی، مرکزی و شرقی تقسیم بندی شده.

البرز غربی

از جنوب غرب دریای خزر با کوههای طوالش شروع شد می شود. کوههای طالقان و منطقه تخت سلیمان از مهمترین بخشهای البرز غربی به شمار می رود.

البرز مرکزی -

این رشته در جنوب دریای خزر بوده و مهمترین قلل آن، دماوند، خلنو، توچال و .... است.

البرز شرقی –

این رشته از شمال شهرهای سمنان، دامغان و شاهرود می گذرد و تا شرق آزاد شهر امتداد می یابد. از ارتفاعات این بخش می توان به شاه کوه اشاره نمود.

1-3- رشته کوههای شمال خراسان

این رشته به صورت دو شاخه در شمال و جنوب دشت مشهد کشیده شده. شاخه شمالی به پهنه کپه داغ معروف است که هزار مسجد و رادکان از معروفترین رشته کوههای آن می باشد. این رشته از شمال شهرهای بجنورد، قوچان و مشهد می گذرد.

شاخه جنوبی دشت مشهد به رشته کوههای بینالود معروف است و از طریق رشته کوههای شاه جهان و آلاداغ به البرز می پیوندد.

2- رشته کوههای غرب و جنوب فلات ایران (کمربند کوه زایی زاگرس)

کوههای زاگرس، سراسر غرب، جنوب غرب و قسمتی از جنوب کشور، از آذربایجان تا شمال تنگه هرمز را می پوشاند. زاگرس حاصل برخورد صفحه عربستان با خرد قاره ایران است و به علت ادامه سپر عربستان به سمت شمال شرق (عمود بر روند زاگرس) به سه ناحیه تقسیم می شود.

- کمربند چین خورده زاگرس

- زاگرس مرتفع

- کمربند سنندج – سیرجان

اساس این تقسیم بندی بر مبنای خصوصیات زمین شناسی و مورفولوژی است.

البته گروهی از زمین شناسان کمربند سنندج – سیرجان را جزو ایران مرکزی می دانند. اما چون روند این ارتفاعات موازی روند زاگرس مرتفع ( شمال غرب – جنوب شرق) است، می توان آنرا جزوی از رشته کوههای غرب و جنوب غرب فلات ایران دانست. از طرفی پیدایش و تکوین همه این ارتفاعات در یک سیستم تکتونیکی واحد توجیه پذیر است.

2-1- کمربند چین خورده زاگرس

این ناحیه به صورت نواری باریک و طویل در شمال خلیج فارس و شمال شرق دشت خوزستان کشیده شده. کوههای گنو، شب و گاو بست از ارتفاعات مهم این رشته به شمار می روند.

2-2- زاگرس مرتفع

این رشته از مرز آذربایجان غربی با ترکیه و همینطور از محل تلاقی مرزهای ایران، ترکیه و عراق شروع می شود و به شکل دایره ای سراسر جنوب غرب ایران را در بر می گیرد. این رشته در شمال خلیج فارس به سمت شرق تا پهنه مکران ادامه می یابد. رشته کوههای دنا، اشتران کوه و زرد کوه از مهمترین بخشهای رشته کوه زاگرس مرتفع به حساب می آیند.

2-3- کمربند سنندج – سیرجان

این ناحیه نوار باریک و طویل کوهستانی در شمال شرق زاگرس مرتفع است که از سنندج در شمال غرب تا سیرجان در جنوب شرق کشیده می شود. دره بید در شمال شرق و فریدون شهر و رشته کوه الوند در شمال همدان از مهمترین ارتفاعات این رشته محسوب می شوند.

3- کوههای شمال دریای عمان (پهنه مکران)

منطقه کوهستانی که از شمال توسط هامون جازموریان و از جنوب توسط دریای عمان محدود شده و به پهنه مکران معروف است. این پهنه از غرب و در شمال تنگه هرمز به زاگرس متصل شده و از شرق به کوههای پاکستان می پیوندد. پهنه کوههای بشاگرد مهمترین رشته این منطقه است. آتشفشانهای جوان بزمان و تفتان نیز در شمال این پهنه قرار دارند. پهنه مکران از طریق این آتشفشانها به کوهستانهای شرق ایران و کوههای ایران مرکزی متصل می شود.

4- کوهستانهای شرق فلات ایران (ناحیه ایرانشهر و بیرجند)

این کوهها از شمال بیرجند تا ایرانشهر در جنوب بلوچستان کشیده شده اند و امتداد آنها شمالی جنوبی است و میان مناطق پست کویر لوت در ایران و هیرمند در افغانستان واقع شده. کوهستانهای شرق ایران از جنوب توسط تفتان و کوههای بیرگ به پهنه مکران متصل می شود. این کوهها از شمال از طریق ارتفاعات آهنگران و توسط بعضی از رشته ارتفاعات ایران مرکزی به کوههای شمال خراسان می پیوندد.

5- نواحی مرکزی فلات ایران (ایران مرکزی)

کوههای نواحی مرکزی فلات ایران به دو دسته عمده تقسیم می شوند که عبارتند از:

- ارتفاعات منفرد و پراکنده در سطح فلات ایران

کوههای جغتای در شمال سبزوار، چهل تن در شمال کاشمر و تربت حیدریه، رشته ارتفاعات بین طبس و کرمان شامل کوههای نیزار، کوه مرغوب و کوه پلوار، رشید کوه در جنوب دشت کویر، کوه دربید در شمال شرق یزد و کوه یخ آب در جنوب دریاچه نمک از مهمترین رشته کوهها و ارتفاعات پراکنده ایران مرکزی محسوب می شوند.

- رشته کوههایی که در امتدادقطر بزرگ کشور از شمال غرب به جنوب شرق کشیده شده و به کمربند ارومیه - دختر معروف است.

روند این رشته از روند زاگرس تبعیت می کند. این رشته در شمال به زاگرس و از جنوب به آتشفشان تفتان می پیوندد. بزمان – جبال بارز، کوههای هزار ولاله زار در شمال بافت، شیرکوه یزد، کوه کرکس، کوه اینچه قاره، کوه اوزون بلاغ و کوه بلقیس از مهمترین ارتفاعات این رشته محسوب می شوند.

--------------------------

البته امروزه با به کار گیری تقسیم بندی دقیقتری می توان کوهستان ایران را به 8 منطقه جغرافیایی تقسیم بندی نمود. این تقسیم بندی تا حدود زیادی به تقسیم بندی استانی کشور نزدیک بوده و شرایط راحتتری را برای آشنایی کوهنوردان با نواحی کوهستانی ایران فراحم آورده. این تقسیم بندی شامل موارد زیر می باشد:

1- رشته کوه البرز

این رشته از حوالی جنوب آستارا آغاز و با قوسی بلند در جنوب دریای خزر تا نزدیک علی آباد کتول پیش می رود. عرض این رشته بین 100 تا 150 کیلومتر بوده و فشردگی کوهها در منطقه مرکزی بیشتر به چشم می خورد. دماوند بلندترین قله ایران با ارتفاع 5671 متر در این رشته کوه واقع شده.

ساختار البرز از 5 قسمت تشکیل شده. که عبارت است از:

1-1- البرز شرقی

در شمال شهرهای شاهرود، دامغان و سمنان و همینطور در جنوب جنگلهای حدفاصل علی آباد کتول تا بابل قرار دارد. قسمت مرتفع آن در شمال شاهرود شامل قلل شاهوار، شاهکوه، چالویی، کاه کشان و یزدگی می باشد. در بخش غربی این رشته قلل نروا، قدمگاه، سائو و همایی جای دارد. حدفاصل این دو بخش را رشته کوههای کم ارتفاع جهان مورا بخصوص در شمال دامغان پوشانده است.

1-2- رشته کوه فیروز کوه

رشته کوهی فشرده که از شمال در حدفاصل بابل تا آمل و از جنوب درحد فاصل فیروز کوه و دماوند قرار دارد. دره هراز این رشته را از البرز مرکزی جدا می کند. در شرق نیز توسط تالار و حبه رود از البرز شرقی جدا شده. دوبرار، زرین کوه، پاشوره، هلزم، سوادکوه و .......از مهمترین کوههای این رشته به حساب می آیند.

1-3- البرز مرکزی

کوههای حدفاصل دره هراز در شرق و دره رودخانه کرج - چالوس در غرب که از شمال در حدفاصل آمل و چالوس و دریای مازندران و در جنوب به شهرهای کرج، تهران و دماوند ختم می شود بخش البرز مرکزی را تشکیل می دهند. دماوند، آزاد کوه، خلنو، خرسنگ، مهرچال و توچال ........ از مهمترین کوههای این بخش به شمار می روند.

1-4- البرز غربی

این رشته از شرق توسط رودخانه کرج – چالوس از البرز مرکزی جدا و از غرب به سفید رود ختم می شود. چالوس در منتهی الیه شمال شرق و رشت در حد نهایی غرب آن قرار دارد، از جنوب نیز درحد فاصل شهرهای کرج، قزوین، لوشان و منجیل قرار دارد. علم کوه، تخت سلیمان، شاه البرز و ........ از مهمترین کوههای این رشته محسوب می شوند.

1-5- کوههای گیلان

این رشته در حدفاصل سفید رود تا آستارا و اردبیل قرار دارد. رشت در شمال این ناحیه و دره رود قزل اوزن، سفید رود و شهرستان آب بر و خلخال در جنوب و جنوب غرب آن قرار دارند. شاه معلم، سفید کوه و ..... از مهمترین کوههای این ناحیه می باشند.

2- رشته کوه زاگرس

در حد فاصل دشتهای خوزستان و عراق تا نواحی مرکزی ایران یکی دیگر از مهمترین رشته کوههای ایران شکل گرفته که از شمال غرب تا جنوب شرق گسترده شده. این رشته را از نظر پراکندگی کوهها می توان به سه بخش شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم بندی نمود.

بخش شمالی شامل: رشته اشترانکوه با قللی همچون: سن بران، قالی کوه، هشتاد، قبله، پریز و .........

بخش مرکزی شامل: رشته زرد کوه بختیاری و قللی همچون: شاه شهیدان، کلونچی، هفت تنان، شاهان کوه، فردان و .........

بخش جنوبی شامل: رشته دنا با قللی نظیر: قاش مستان، مورگل، کل قدوس، رنج و ..........

3- قلل ممتد مرکزی

نواحی مرتفع طویل و منقطع و تا حدی منفرد که توسط بیابانها از سایر نقاط کوهستانی ایران جدا شده. این قلل از تفرش با قله نقره کمر آغاز و قلل غلیق، ولیجیا، کرگز، کرکس، شیرکوه، تزرجان و ....... تا شهر بابک کرمان امتداد می یابد.

4- نوار مرکزی آذربایجان غربی

این رشته در حدفاصل ایران و ترکیه و بخشی از عراق قرار دارد، از ماکو در شمال غرب ایران آغاز و تا نواحی کردستان به سمت جنوب پیش می رود. ارومیه و دریاچه آن در شرق این کوهها قرار دارند. چل مر شهیدان، بز سینا، سیاه کوه و ....... از مهمترین کوههای این منطقه می باشند.

5- کوههای خراسان

این قلل غالبا به شکل پراکنده در سه استان خراسان قرار دارند. خط الراس بینالود، شیرباد و زرگان، قلل پراکنده ملکوه، چهل تن، سالوک آلاداغ، هزار مسجد و ....... از قلل مهم این رشته محسوب می شوند.

6- کوههای کرمان

مجموعه ای از قلل مرتفع و بعضا دشوار می باشند که در اطراف شهرهای کرمان، ماهان، جوپار، بم و جیرفت پراکنده اند.هزار، لاله زار، جوپار، سه شاخ، پلوار، بارز و ...... بخشی از کوههای این منطقه را تشکیل می دهند.

7- کوههای کردستان

این رشته به صورت متصل یا نیمه متصل در شمال زاگرس جای دارد که دامنه آن تا نواحی کوهستانی لرستان پیش می رود. شاهو، چهل چشمه، برانان، دالاخانی، بیستون، پرو، گرین و ...... جزو قلل مهم این منطقه محسوب می شوند.

8- قلل منفرد

مجموعه ای از این قلل به شکل پراکنده در همه جای ایران به چشم می خوردکه بعضا خط الراسهای کوچک و بزرگی را شکل می دهند. در میان این قلل می توان کوههای شاخصی را نیز مشاهده کرد. سبلان، سهند، تفتان، بزمان، نای بند، الوند و ..... از جمله قلل منفرد ایران به شمار می روند.


موضوعات مرتبط: کوهها و معادن و غارها
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 16:47 ] [ عباس ]

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

موضوعات مرتبط: کوهها و معادن و غارها
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 16:32 ] [ عباس ]

 
 
 
 
 
 
 

میدان میشان - همدان
 
 
 
 
 
 
 
 
 

موضوعات مرتبط: کوهها و معادن و غارها
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 16:31 ] [ عباس ]

شكل و ساخت تودههای ماگمايی

مواد آتشفشانی بر اساس انجماد در اعماق و يا سطح زمين اشكال متنوعی پديد می‌آورند.

توده‌های آذرين بيرونی عمدتاً مخروط آتشفشانی، گدازه‌ و مواد تخريبی يا آذرآواری را ايجاد می‌كنند.

 

 

مواد آذر آواری

توده‌های آذرين درونی نسبت به سنگ‌های اطراف خود (سنگ‌های درونگير) اشكال متفاوتی ايجاد می‌نمايند كه بر حسب وضعيت نسبت به لايه‌بندی سنگ‌های رسوبی و يا شيستوزيته (تورق) سنگ‌های دگرگونی مجاور خود به دو دسته‌ی توده‌های نفوذی هم‌شيب و دگرشيب يا متقاطع تقسيم می‌گردند.

باتوليت Batholithe

Bothos به معنی عميق و lithos به معنی سنگ می باشد.

باتوليتها توده های آذرين نفوذی بسيار بزرگی هستند كه وسعتي بالغ بر 100 كيلومتر مربع را اشغال می كنند.

با افزايش عمق، وسعت باتوليتها افزايش می يابد و در زير آنها مواد رسوبی ديده نمی شود.

 

 

باتولیت در نوادا

حجم ماگمای سازنده اين توده ها به قدری زياد است كه انجماد كامل آن گاهی ميليونها سال به طول می انجامد . توده های كوچك باتوليت كه وسعتی كمتر از 100 كيلومتر مربع داشته باشند،استوك خوانده می شوند.

دايك dike

توده‌های نفوذی لايه‌ای شكل كه طبقات در بر‌گيرنده‌ی خود را قطع می‌كنند و نسبت به آنها به صورت زاويه دار قرار می‌گيرند. ضخامت دايك بين چند سانتی‌متر تا چندين متر و طول آن ممكن است به دهها كيلومتر برسد. به دليل مقاوم‌تر بودن جنس اين توده‌ها نسبت به سنگ‌های اطرافشان، پس از فرسايش به صورت ديواره‌ای ديده می‌شوند. مدت انجماد كامل ماگما در دايك‌های سطحی به چند روز و در دايك‌های عميق به صدها سال می‌رسد.

 

 

دایک

لاكوليت

در اثر تزريق مواد به درون لايه‌های رسوبی اشكالی شبيه به عدسی پديد مي‌آيد به گونه‌ای كه سطح محدب آن به سمت بالا و سطح مسطح ان به سمت پايين قرار می‌گيرداين اشكال ر اكه با سنگ‌های درونگير خود هم شيب بوده و ممكن است قطرشان به چندين كيلومتر و ضخامتشان به يك كيلومتر برسد لاكوليت ناميده می‌شوند. لاكوليت‌ها نسبت طول به ضخامت آنها كمتر ازده بوده و طبقات رويی آنها معمولاً گنبدی شكل هستند.

 

 

لاکولیت

 

لوپوليت lopolith

توده‌های نفوذی پياله مانندی كه به صورت هم‌شيب با طبقات درونگير خود ايجاد می‌شوند و سطح بالای آنها مقعر و سطح زيرينشان محدب است.

گاهی قطرلوپوليت‌ها به صد كيلومتر و ضخامت آنها به یک كيلومتر نيز می‌رسد.

 

لاپولیت

فاكوليت phacolite

فاكوليت‌ها توده‌های نفوذی هم شيبی هستند كه لولای چين و فضای بين طبقات چين خورده را پر می كنند و در قله تاقدسيها و يا قعر ناوديسها ديده می شوند.

سيل sill

توده‌های نفوذی با ضخامت كم و به صورت صفحه‌ای هستند كه به موازات طبقات رسوبی يا شيستوزيته ( تورق‌) سنگ‌های دگرگونی تزريق شده‌اند.

سيلها، بافت متراكم و بدون حفره داشته و از نظر اندازه‌ی بلورهای سازنده دارای ساخت يكنواخت می‌باشند.

 

سن اين لايه‌ها همواه از سنگ‌های درونگيرشان كمتر است و به كمك اين مشخصه می‌توان آنها را از گدازه‌ها كه تنها از لايه‌های زيرين خود جوانترند تشخيص داد.

نسبت طول به ضخامت در سيل‌ها بيشتر از ده می‌باشد.


موضوعات مرتبط: آتشفشان ها
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 16:21 ] [ عباس ]

زمين لغزش

حرکت و جابجایی بخشی از مواد دامنه در امتداد یک سطح گسیختگی مشخص را «لغزش» می‌نامیم. در لغزشهای دامنه‌ای تغییر شکل از نوع «برش ساده» است. لغزش انواع مختلف داشته و در هر نوع مصالحی می‌تواند ایجاد شود. ویژگیهای توده متحرک و شکل سطح گسیختگی معمولا به عنوان عوامل طبقه بندی لغزشها بکار گرفته می‌شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: مخاطرات طبیعی
ادامه مطلب
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 16:20 ] [ عباس ]
سنگ شناسي آذرين
اين سنگهاي پرورده آتش ، زماني توده‌اي داغ و مذاب را به نام ماگما تشکيل ميداده‌اند، که سرد شدن تدريجي ماگما ، آنها را به سنگ سخت و جامد تبديل کرده است. بنابراين گدازهاي که از دهانه آتشفشان فوران کرده و بر سطح زمين جاري مي‌شود، به سرعت سرد و سخت شده و سنگي آذرين را بوجود مي‌آورد.
انواع سنگهاي آذرين
با سرد شدن و انجماد ماگما - سنگ مذاب متحرکي است که دماي آن بين 700 تا 1200 درجه سانتيگراد (1300 تا 2200 فارنهايت) ميباشد- سنگهاي آذرين تشکيل ميشوند. اکثر ماگماهاي سطح زمين از نوع مذاب سیليکاتي ميباشند.
تشکيل شدن سنگهای آذرین یا در سطح زمین صورت می‌گیرد و یا در داخل پوسته زمین ، بنابراین بر حسب اینکه ماگما در کجا منجمد شود دو گروه سنگ آذرین خواهیم داشت.
سنگهای آذرین خروجی:
سنگهای آذرینی را که از انجماد ماگما در سطح زمین بوجود می‌آید سنگهای آذرین خروجی می‌نامند.
•سنگهای آذرین نفوذی:
به آن دسته از سنگهای آذرین که از انجماد ماگما در داخل پوسته زمین تشکیل می‌گردد سنگهای آذرین نفوذی گفته می‌شود. سنگهای آذرین نفوذی خود در پوسته زمین به اشکال مختلفی منجمد می‌شوند که شامل موارد زیر می‌باشند.
oلاکولیت‌ها
oسیل‌ها
oدایک‌ها
oلوپولیت‌ها
oپاتولیت‌ها
oفاکولیت‌ها
oاستوک‌ها

طبقه بندي سنگهاي آذرين
براي طبقه بندي سنگهاي آذرين روشهاي مختلفي وجود دارد. اين روشهاي طي 100 سال گذشته تحول پيدا کرده و کاملتر شده اند. هر طبقه بندي براي اهداف خاصي مورد استفاده دارد و نمايانگر يک روش خاص از مطالعه سنگهاي آذرين ميباشد.

کليه طبقه بنديهاي مورد استفاده براي سنگهاي اذرين بر دو معيار استوار هستند: محتوي کاني شناسي سنگ و بافت (اندازه دانه ها). يک طبقه بندي کامل، طبقه بندي است که هر دو مورد را شامل شود. البته در طبقه بندی سنگهاي آذرين اغلب اوقات هر دو مورد، استفاده ميشوند. به عنوان نمونه گرانيت سنگ دانه درشت با رنگ روشن است. سه طبقه بندي اصلي براي سنگهاي آذرين وجود دارد:
1.طبقه بندي رنگ/بافت
2.طبقه بندي مودال که بر اساس ترکيب کاني شناسي و بافت استوار است.
3.طبقه بندي نورماتيو که بر اساس شيمي سنگ استوار است.

1.طبقه بندي رنگ/بافت: کانيهايي که در بالاي سري واکنشي باون قرار ميگيرند، داراي رنگهاي تيره ميباشند (به عنوان مثال، پيروکسن و آمفيبول) و کانيهايي که در قسمتهاي پايين سري باون قرار گرفته اند داراي رنگهاي روشن هستند (به عنوان مثال، پلاژيوکلاز سديم دار و کوارتز). از لحاظ ترکيب شيميايي ماگما، ماگماهايي که در بالاي سري واکنشي باون قرار ميگيرند مافيک هستند، ماگماهايي که در وسط اين سري قرار ميگيرند از نوع حدواسط ميباشند و ماگماهيي که در بخشهاي پائيني آن قرار ميگيرند از نوع فلسيک ميباشند. ماگماهاي مافيک سنگهاي تيره اي که داراي کانيهاي تيره هستند، مانند بازالت توليد ميکنند، ماگماهاي حدواسط سنگهاي با رنگ حدواسط همچون ديوريت ايجاد ميکنند و ماگماهاي فلسيک سنگهاي روشني همانند گرانيت تشکيل ميدهند. اگر چه طبقه بندي براساس رنگ و بافت به نظر کامل مي آيد اما داراي خطاهاي بسيار زيادي است.

2. طبقه بندي مودال که بر اساس ترکيب شيميايي کاني و بافت استوار است. طبقه بندي مودال سنگهاي آذرين را بر اساس ميزان فراواني نسبي 5 کاني که جز کاني اصلي تشکيل دهنده آنهاميباشد، انجام ميشود. اين کاني هاي عبارت هستند از:
1. کوارتز
2. آلکالي فلدسپار ( ارتوکلاز، آلبيت (پلاژيوکلاز سديم دار) يا آنورتيت (پلاژيوکلاز کلسيم دار).
3. پلاژيکلاز
4. فلدسپاتوئيدها (کاني هاي فقير از سيليس).
5. کانيهاي مافيک (مانند پيروکسن و آمفيبول).

طبقه بندي مودال، شامل نام سنگهاست مانند گرانيت، بازالت و ديوريت. اين طبقه بندي در يک دياگرام مثلثي است که بين محدوده هاي مختلف آن مرزهاي مشخص وجود دارد. در مجموع، اسامي که در اين طبقه بندي به کار ميروند، مانند طبقه بندي رنگ/بافت است. البته در طبقه بندي مودال به جاي رنگ، بيشتر به محتواي کاني شناسي توجه ميشود. در مودال از نمودار درصد فراواني کاني ها استفاده ميشود.
براي شناسايي سنگها در اين طبقه بندي چند کار اساسي بايد صورت گيرد. اولين کار اين است که درصد کوارتز موجود در سنگ تعيين شود. به عنوان مثال اگر سنگ بيش از 20% کوارتز داشته باشد، نمونه در سه گروه آلکالي گرانيت، پلاژيوگرانيت يا گرانوديوريت قرار ميگيرد.
دومين کار اين است که درصد فلدسپارها را در سنگ تعيين نماييم. سومين مرحله اين است که مخلوط 50/50 از فلدسپارها و مافيکها در سنگ مشخص شود و در نهايت سنگها به 4 گروه وسيع تقسيم ميشوند.

3. طبقه بندي نورماتيو: اين روش طبقه بندي، به آساني دو روش قبلي يعني سيستم رنگ/بافت يا ترکيب شيميايي/بافت نميباشد. در اين طبقه بندي سنگهاي آذرين از نظر مجموعه کانيايي متفاوت هستند، اما از نظر شيميايي تقريباً يکسان ميباشند. مجموعه کانيايي و ترکيب شيميايي نشاندهنده منشا اوليه سنگها است.
از روش نورماتيو براي بررسي فرآيندهاي تکتونيک صفحه اي نيز استفاده ميشود.
در روش طبقه بندي نورماتيو سنگهاي آذرين در جايگاههاي (که نمايانگر سنگهايي است که از يک ماگما حاصل شده اند) مشخصي تعريف ميشوند و هر جايگاه داراي شيمي خاص خود ميباشد. 4 جايگاه اصلي تعريف شده است که شامل کوماتئيت، تولئيت، کالک – آلکالن و آلکالن ميباشند. با مشخص شدن يکي از آين جايگاهها ميتوان به راحتي درباره تاريخچه زمين بحث کرد.

1.شيمي
2.تفريق
3.تکتونيک

شيمي:
از نظر شيميايي سه شاخصه شيميايي وجود دارد: ميزان اشباع شدگي از سيليس، غني شدگي از آهن و شاخص آلکالي.
با استفاده از شاخصه ميزان اشباع شدگي مقدار SiO2 موجود در در ماگما يا سنگ تعيين ميشود. شرايط تحت اشباع از سيليس، شرايطي است که مقدار SiO2 آنقدر کم است که امکان تشکيل کوارتز و کانيهايي مانند فلدسپارها وجود ندارد. در نتيجه کانيهاي فقير از سيليس يعني فلدسپاتوئيدها مانند نفلين و سوداليت تشکيل ميشوند. حالت فوق اشباع از سيليس حالتي است که مقدار SiO2 به حدي است که کوارتز متبلور ميشود. اگر مقدار SiO2 قابل توجه باشد اين امکان وجود دارد که بازالت کوارتزدار تشکيل شود (ترکيبي که معمولاً متعارف نميباشد).
با استفاده از شاخص آلکالي مقدار کلسيم از قسمتهاي بالاي سري واکنشي باون با توجه به مقدار مجموع سديم و پتاسيم در بخشهاي تحتاني سري واکنشي باون محاسبه ميشود. شاخصهاي آلکالي بالاتر از 1 نشانه مقدار کلسيم بالا است. شاخصهاي کمتر از يک نشانه کلسيم پايين و سديم و پتاسيم بالا است.
بر اثر تفريق عناصر تيره ماگما از آن جدا شده و مقدار سديم و پتاسيم در ماده مذاب باقيمانده افزايش پيدا ميکند. سريهاي ماگمايي تولئيت، کالک – آلکالن و آلکالن به ترتيب دراي شاخصهاي آلکالي کمتر از يک، يک و بيشتر از يک ميباشند که نشاندهنده روند تفريق ميباشد.
با افزايش روند تفريق، مقدار آهن کاهش پيدا ميکند. در واقع با اندازه گيري مقدار آهن روند تغييرات کانيهاي فرومنيزين در سري واکنشي باون مشخص ميشود. مقدار آهن در کماتئيتها پايين است زيرا مقدار عناصري مانند منيزيم، نيکل و کرم بسيار بالا ميباشد.

تفريق:
تحول ماگمايي يا در داخل صفحات و يا در حاشيه آنها رخ ميدهد. زمانيکه تحول ماگمايي در درون صفحات اتفاق مي افتد، به عنوان مثال، در يک سري کالک – آلکالن سنگها از ديوريت به گرانيت يا در سري کماتئيتي سنگها از پريدوتيت به بازالت يا آندزيت تحول پيدا ميکنند.
اگر تحول ماگمايي در بين صفحات رخ دهد، مانند قوسهاي آتشفشاني ، در اولين مراحل فعاليت ماگمايي، ماگما حالت فوق اشباع از سيليس دارد و شاخص آلکالي آن بيشتر از يک ميباشد، سپس ماگما تحول پيدا ميکند و به يک ماگماي تحت اشباع با شاخص آلکالي کمتر از يک تبديل ميشود. به اين ترتيب ابتدا ماگماي تولئيتي، سپس کالک – آلکالن و بعد آلکالن تشکيل خواهد شد.
فرآيند تحولي ديگري که رخ ميدهد اين است که يک سنگ تفريق يافته مجدداً دچار تفريق شود. مثلاً يک ماگماي ديوريتي تفريق يافته در يک باتوليت جانشين شده و منجمد ميشود. اگر باتوليت مذکور حرارت ببيند، محصول ثانويه اي که به اين ترتيب تشکيل ميشود تفريق يافته تر و فلسيک تر خواهد بود (گرانيت) و ماده مذاب باقيمانده بيشتر بقاياي مافيک خواهد داشت. ممکن است سنگي از يک سري ماگمايي مجدداً تفريق پيدا کند و با ماده مذاب سري ديگري مخلوط شود.

تکتونيک:
يکي از مهمترين موارد سريهاي ماگمايي ارتباط آنها با رژيمهاي تکتونيکي مختلف است. اين علم براي شناسايي و شبيه سازي حوادث تکتونيکي قديمي (زماينکه بسیاري از شواهد از بين رفته اند يا در دسترس نميباشند) مفيد است. با آناليز شيمي سنگها، زمين شناسان قادر خواهند بود که فرآيندهاي تشکيل دهنده سنگها را شبيه سازي کنند.
تفريق در دو رژيم تکتونيکي اوليه اتفاق مي افتد. تفريق ممکن است در مرکز ريفت رخ دهد. سنگهاي اوليه فوق اشباع از سيليس (کماتئيتهاي آرکئن) به سطح زمين را پيدا ميکنند و دچار ذوب تفريقي ميشوند. ماده مذاب تولئيتي است و به سطح زمين ميرسد و بازالتهاي بالشي و دايکهاي ورقه اي پوسته اقيانوسي را تشکيل ميدهد. ماده ذوب نشده برجامانده معمولاً اولترامافيکهاي تحت اشباع از سيليس بوده که در گوشته به صورت 4 لايه افيوليتي باقي ميمانند.
دومين نوع تفريق در مرزهاي همگرا اتفاق مي افتد. پوسته اقيانوسي تولئيتي از مرکز ريفت دور ميشود تا اينکه عمل فرورانش را انجام دهد. پوسته مذکور طي فرورانش گرم ميشود و به صورت تفريقي ذوب ميشود. معمولاً اولين مواد مذابي که در نزديکي گودال اقيانوسي فوران ميکنند، تولئيتها هستند، با گذشت زمان مواد مذاب به ماگماي کالک – الکالن تحول پيدا ميکنند. ماگماي کالک – آلکالن سازنده قوسهاي آتشفشاني است. در نهايت ماده مذاب تحول يافته آلکالن خواهد بود. ماده مذاب آلکالن از تفريق ثانويه ماده مذاب يا سنگ کالک – آلکالن حاصل شده است. بقاياي تفريق در زون فرورانش اولترامافيکها يا پريدوتيتها هستندو به سمت گوشته پايين ميروند و در گوشته باقي مي مانند.

موضوعات مرتبط: سنگ آذرین
ادامه مطلب
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 16:14 ] [ عباس ]
 کاربردهای علم آتشفشان شناسی

آگاهی از علم آتشفشان شناسی و شناخت آتشفشان ها در بسیاری از موارد نظری و کاربردی اهمیت شایان توجهی دارد که از آن جمله:

1-با کمک علم آتشفشان شناسی می توان تا حدودی از ساختمان و ترکیب داخلی زمین (حداقل پوسته و گوشته فوقانی) اطلاعاتی را کسب نمود.

 
 
با کمک علم آتشفشان شناسی می توان به ساختار داخل پی برد

2 - هر چند مواد آتشفشانی که به سطح زمین می رسند، نماینده واقعی قسمت ذوب شده آن نیستند (به دلیل ذوب درصدی، تفریق، آلایش و...) ولی بخشی از مواد موجود در آنها که قطعاتی از سنگ های ذوب نشده قسمت های ژرف هستند و توسط آتشفشان ها به سطح زمین می رسند، می توانند نماینده قسمت ذوب شده باشند.بررسی این سنگهای بیگانه Olistolite و مواد آتشفشانی ما را در شناخت درون زمین یاری می دهد.

3-
امروز استفاده از انرژی ژئوترمال در بسیاری از کشورها مرسوم است و جزء انرژی های ارزان محسوب می شود.
سرزمین های نزدیک به آتشفشان های فعال، نیمه فعال و جوان که به تازگی آرامش یافته اند، دارای منابع انرژی خوبی هستند. این انرژی همچنین بعنوان یک منبع تجدیدپذیر و بدون آلودگی زیست محیطی در واقع یکی از امیدهای بشری است.


منابع ژئوترمال

در کشور ما نیز منابع زمین گرمایی غیرعادی بسیاری وجود دارد که توجه به شناخت و چگونگی استفاده از انرژی آنها راهی است که به تازگی آغاز شده است و با کمی حفاری و ایجاد تاسیسات نسبتا ارزان می توان به منابع انرژی ارزشمندی دست یافت.

4- با عنایت به علم آتشفشان شناسی درباره فعالیت مجدد آتشفشان ها و خطرات احتمالی آنها آگاهی کافی در اختیار مجامع قرار می گیرد.

5- شناخت مسائل وابسته به آتشفشان هاو سنگ های آتشفشانی نظیر تفریق ماگمایی در آشیانه ماگمایی و محلول های گرمابی وابسته، جایگاه سنگ های آتشفشانی و خاستگاه آنها بسیاری از مسائل ژنتیکی کانی ها را حل می کند زیرا بسیاری از کانسارهای فلزی و غیر فلزی بطور مستقیم یا غیرمستقیم حاصل آتشفشان ها هستند. به طور نمونه وابستگی کانسارهای ذیل با پدیده ها و سنگ های آتشفشانی ذکر شده است:
  • اغلب کانسارهای مس در ایران به طور مستقیم یا غیرمستقیم با سنگ های آتشفشانی مرتبط می باشند.
  • تمام کانسارهای Mn ایران با با سنگ های اتشفشانی و محلول های گرمابی وابسته به آنها ارتباط دارند. مانند کانسارهای منگنز استان قم – نائین و آذربایجان.
  • تمامی کانسارهای آنتیموان – آرسنیک ، جیوه و طلای اپی ترمال، وابسته به سنگ های آتشفشانی و محلول های گرمابی آنها هستند؛ مانند کانسارهای زرشوران – آق دره – شوراب – داشکستن.
  • تقریبا تمامی کانسارهای بنتونیت – کائولن «ترشیاری» و زئولیت های ایران با توف های اسیدی آتشفشانی در ارتباط می باشند.
  • برخی از کانسارهای سرب و روی نیز با سنگ های آتشفشانی ارتباط دارند.
    6_
    یک کوه آتشفشان دارای مراحل تولد، کودکی – جوانی (فعال)، پیری و مرگ (غیرفعال – نیمه فعال) است که می تواند با ایجاد کانسارها و منابع انرژی و با فعالیت های انفجاری، ساختار اقتصادی و اجتماعی یک کشور را تحت الشعاع قرار دهد. فعالیت آتشفشانی در عصر حاضر مانند زلزله در گروه بالایای طبیعی و ناگهانی محسوب می شود.
    بهترین راه برای مقابله با چنین پدیده های طبیعی شناخت هر چه بیشتر آنها می باشد.
خوشبختانه در کشور ما در چند هزار سال اخیر آتشفشانی رخ نداده است. اما این واقعیت را نباید فراموش کنیم که سرزمین ایران در گذشته نه چندان دور (از نظر زمین شناسی)، پدیده های آتشفشانی بسیار فعالی را پشت سر گذاشته است که شواهد آنها به صورت صدها آتشفشان خاموش و نیمه خاموش نمایان است. البته این احتمال وجود دارد که فعالیت آتشفشانی دیگری در ایران رخ ندهد اما به هر حال با قاطعیت نمی توان گفت که تمام فعالیت های آتشفشانی در این سرزمین برای همیشه به خاموشی گرائیده است.

تصویر ماهواره ای از آتشفشان خاموش دماوند

از طرف دیگر برای پیش بینی هر گونه فعالیت مجدد آتشفشانی در کشور می بایست برای هر یک از آتشفشانهای خاموش با سن کواترنر، یک شناسنامه تهیه شود تا تمامی ویژگی ها و رفتارهای گذشته آتشفشانی را داشته باشد تا بتوانیم با هر گونه تغییر در رفتار آنها، هشدارهای لازم را به جامعه داده و اطلاعات مفیدی را در اختیار مردم قرار دهیم.
در کشور ما فعالیت ها و پدیده های وابسته به آتشفشان بسیار چشمگیر می باشند. شناخت آتشفشانها و پدیده های وابسته و نقشی که آتشفشان ها در زمین شناسی ایران، کانسار سازی و تامین انرژی دارند، قابل تعمق است. ساختمان آتشفشان

ساختمان آتشفشان شامل 3 بخش است:
دودکش آتشفشانی مجرایی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی از درون زمین به سطح آن راه می یابند. نک (Neck) مجرای آتشفشانی قدیمی است که اکنون از گدازه های قدیمی پرشده است و چون از سنگ های پیرامون خود مقاوم تر است، به صورت برجستگی ستون مانند باقی مانده و سنگهای اطراف آن که مقاومت کمتری دارند، فرسایش یافته اند.
دودکش آتشفشانی
دهانه آتشفشان:
پایانه بالایی مجرای آتشفشان که اغلب از قسمتهای دیگر مجرا وسیع تر است، دهانه آتشفشان گفته می شود که شامل انواع مختلف ذیل می باشد:
دیاترم (Diatreme)
دیاترم (Diatreme)
عبارت است از دهانه های انفجاری که براثر انفجار ناشی از وجود گازهای آتشفشانی تشکیل گردیده است. این گازها خاستگاه ماگمایی و غیر ماگمایی دارند.
مآر (Maar)

دهانه های نسبتا وسیع آتشفشانی که اغلب به وسیله بخار آب حاصل از گرما ایجاد می شوند. مآرها اغلب در مناطق مرطوب و دریایی رخ می دهند.

مآر (Maar)
کالدرا (Caldera)
دهانه های خیلی وسیع آتشفشانی که قطر آنها به چندین کیلومتر می رسد و شامل انواع ذیل می باشد:
کالدرا (Caldera)
کالدرای انفجاری:
این نوع کالدرا بر اثر انفجار حجم عظیم از مواد آتشفشانی و پی سنگ در اثر گازهای تحت فشار حاصل می شود و دهانه های وسیعی را تشکیل می دهد بالتدکالدرای آتشفشانی باندائی سان در ژاپن (فوران در سال 1888).
کالدرای انفجاری

کالدرای ریزشی:

متداولترین نوع کالدرا می باشد می باشد که عمل فرونشست و یا ریزش1، 1- Collap seدر اثر انفجار و خارج شدن حجم زیادی از مواد ماگمایی و نیز سنگینی بخشهای بالایی آتشفشان اتفاق می افتد که با ایجاد شکستگی های همراه است. ممکن است این شکستگی ها توسط مواد مذاب به صورت دایک پرشود و یا از طریق آنها مواد فرار یابد احتمالا مواد گدازه ای جدید به سطح کالدرا برسد.
اگر دایک ها به صورت حلقوی پیرامون مخروط آتشفشان ظاهر شوند به آنها دایک های حلقوی می گویند. در حالی که اگر دایک ها به سمت درون زمین به صورت همگرا یا متقارب باشند و یک نوع شکل مخروطی مانند ایجاد نمایند که راس آنها به طرف درون زمین باشد به آنها صفحات مخروطی گفته می شود.
در مواردی نیز دایک ها نسبت به مخروط آتشفشان آرایش شعاعی دارند که به آنها دایک های شعاعی گفنه می شود.

کالدرای ریزشی
کالدراهای فرسایشی:
بر اثر فرسایش دهانه آتشفشان قدیمی و گسترش آنها به وسیله عوامل جوی، یخچالی و بادی حاصل می شوند. کراترهالکا کالا در جزیره ماوی هاوایی است.
کالدرای فرسایشی
مخروط آتشفشانی:
برجستگی های مخروطی شکل که از انباشتگی مواد آتشفشانی در پیرامون دهانه آتشفشان حاصل می شود و بر حسب این که کدام مواد آتشفشانی تشکیل شده است تحت نام های مختلفی است:
مخروط آتشفشانی

مخروط های تغرایی

مخروط تغرایی
فقط از مواد آذرآواری تشکیل شده است.
مخروط های گدازه ای

مخروط گدازه ای
فقط از گدازه تشکیل شده است.
مخروط های چینه ای


مخروط چینه ای
تناوبی از گدازه و مواد آذر آواری(پیروکلاستیک) است آتشفشان بزمان
جوانترين آتشفشان ايران
آتشفشان نيمه‌‌فعال بزمان درصدوپانزده كيلومتري شمال غرب ايرانشهر و صدوبیست كيلومتري غرب خاش در ارتفاع سه هزار و چهارصد و نودمتري از سطح دريا واقع شده است.

نمای ماهواره ای بزمان
مخروط آن از انواع استراتو ولكان بوده و از تناوبي از پونس، گدازه و برش در طول كواترنر ايجاد گرديده است در اطراف قله‌هاي اصلي چندين مخروط كوچك از جنس گدازه‌هاي بازالتي واقع شده است. سنگهاي شناخته شده از گدازه‌هاي اسيدي در دامنه شرقي عبارتند از آندزيت و داسيت . قطر دهانه بلندترين قله به حدود پنج هزارمتر مي‌رسد.
وجود چشمه‌هاي آب گرم و گازهاي خروجي كه سبب تغيير رنگ سنگها و توفهاي موجود در قله شده آن را يك آتشفشان نيمه فعال معرفي مي‌كند.

نمونه ای از چشمه‌هاي آب گرم بزمان

گفتنی است که تفتان یکی از مراکز آتشفشانی کمان ماگمایی حاصل از فرورانش پوسته اقیانوسی عمان به زیر منشور بر افزاینده قاره‌ای مکران است. دو مرکز آتشفشانی دیگر این کمان ماگمایی عبارتند از : قله بزمان در شمال جازموریان و کوه سلطان در پاکستان.
__________________
آتشفشانجزایر هاوایی


اطلاعات اولیه


بطور کلی آتشفشانهای عهد حاضر در سه منطقه تکتونیکی متفاوت پاکنده‌اند که عبارتند از : حاشیه صفحات همگرا ، که این نوع آتشفشانها را کمپرسیونی می‌گویند. مانند حلقه آتشین اقیانوس کبیر هم در آسیا و هم در حاشیه قاره آمریکا ، آتشفشتهای در مرز صفحات واگرا که این قبیل ، آتشفشانها را آتشفشانهای کشتی می‌گویند که با دور شدن صفحات فعالیتهای آتشفشانی شدت می‌یابد، مانند انواعی که در پشته برآمده اقیانوس اطلس و یا در ریخت شرق آفریقا وجود دارند.

گروه دیگری از آتشفشانها وجود دارند که از داخل صفحات خارج می‌شوند و آنها را آتشفشانهای میان صفحه‌ای (
Intraplate ) می‌گویند، مانند آتشفشانهای هاوایی و آتشفشانهای دریای کارائید و ماسیف سانترال فرانسه.

نمایی از آتشفشانمیان صفحه‌ای
نظریات نقطه‌های داغ (Hot Spot)
آتشفشانهای جزایز هاوایی در اقیانوس آرام قرار دارند و فعالترین آتشفشانهای دنیا به شمار می‌آیند. در واقع مجمع الجزایر هاوایی جزایری آتشفشانی هستند که در امتداد خطی (جنوب شرق - شمال غرب) پراکنده اند. برای پیدایش این آتشفشانها فرض می‌شود که در داخل گوشته فوقانی نقطه‌ای بسیار گرم به پهنای تقریبی 1000 کیلومتر وجود دارد.
پراکندگی نقاط آتشفشانی در اقیانوس آرام
با توجه به حرکت و جابجایی صفحه اقیانوس آرام که از روی این نقطه مانند یک قالی جابجا می‌شود و در نتیجه در این محل گرمای زیادی دریافت می‌کند لذا ذوب می‌شود و آتشفشانهای خطی ، مانند جزایر هاوایی بوجود می‌آید.با توجه به سن سنگهای آتشفشانی که قدیمی‌ترین آنها در حدود75 میلیون سال سن دارد می‌توان چنین نتیجه گرفت که قدیمی‌ترین آتشفشان جزایر هاوایی 75 میلیون سال قبل ، در نقطه فعلی هاوایی قرار داشته و طی این مدت از آن دور شده است.
تفسیر آتشفشانهای میان صفحه‌ای

برای تفسیر آتشفشانهای میان صفحه‌ای ، توزو وسیلون کانادایی و بعد از آن جسیون مورگان آمریکایی نظریه‌ای را پیشنهاد کردند که به آن نقطه‌های داغ می‌گویند. به موجب این نظریه در درون زمین و در مناطق عمیقتر در زیر ضخامت لیتوسفر ، مناطق گرم و داغی وجود دارد که مواد مذاب از آنها بالا می‌آیند، زمین را سوراخ می‌کنند و به سطح زمین می‌رسند. از انباشته شدن همین مواد ، کوههای آتشفشانی در داخل صفحات بوجود می آیند. این محلها ممکن است در داخل صفحات اقیانوسی و یا در داخل صفحات قاره‌ای باشند.
آتشفشان میان صفحه ای
نقاط داغ در داخل صفحات اقیانوسی

آتشفشانهای جزایز هاوایی در اقیانوس آرام قرار دارند و فعالترین آتشفشانهای دنیا به شمار می‌آیند. در واقع مجمع الجزایر هاوایی جزایری آتشفشانی هستند که در امتداد خطی (جنوب شرق - شمال غرب) پراکنده اند. برای پیدایش این آتشفشانها فرض می‌شود که در داخل گوشته فوقانی نقطه‌ای بسیار گرم به پهنای تقریبی 1000 کیلومتر وجود دارد. با توجه به حرکت و جابجایی صفحه اقیانوس آرام که از روی این نقطه مانند یک قالی جابجا می‌شود و در نتیجه در این محل گرمای زیادی دریافت می‌کند لذا ذوب می‌شود و آتشفشانهای خطی ، مانند جزایر هاوایی بوجود می‌آید.
نقشه پراکندگی نقاط داغ اقیانوسی
با توجه به سن سنگهای آتشفشانی که قدیمی‌ترین آنها در حدود 75 میلیون سال سن دارد می‌توان چنین نتیجه گرفت که قدیمی‌ترین آتشفشان جزایر هاوایی در 75 میلیون سال قبل ، در نقطه فعلی هاوایی قرار داشته و طی این مدت از آن دور شده است.
نقاط داغ اقیانوس کبیر

با توجه به این نکته که خط مزبور در ناحیه‌ای با سن 42 میلیون سال انحنا دارد، می‌توان ادعا نمود که از 424244میلیون سال به این طرف جهت حرکت صفحه لیتوسفر در ناحیه مزبور کمی عوض شده است. هر جزیره آتشفشانی که به تدریج از روی نقطه داغ دور می‌شود از ارتفاعش کاسته شده و ابتدا به صورت گی‌یو و بالاخره مانند یک آتل نمایان می‌شود. غیر از نقطه داغ بسیار گرم مذکور ، در اقیانوس کبیر نقاط داغ دیگری نیز وجود دارد که جزایر آتشفشانی به موازات و هم جهت با جزایر هاوایی ایجاد کرده‌اند، مانند مجمع الجزایر تواموتو ، سوسیتی ، ساموا ، کارولین ، جزایر استرال.
نقشه پراکندگی نقاط داغ اقیانوس کبیر( آرام )
در اقیانوس کبیر دو سری جزایر به موازات هم وجود دارند که سن یکی از ردیفها از 55 میلیون شروع و به 4.8 میلیون سال ختم می‌شود. در حالی که در ردیف دیگر (یعنی جزایر تاهیتی که کمی دورتر و به موازات آن قرار دارند) سن قدیمی ترين آتشفشان 4.4 میلیون سال و آخرین آنها سنی در حدود 0.4میلیون سال دارد. این مسئله نشان می‌دهد که نقاط داغ در زیر جزایر ردیف اول از بین رفته ولی در جای دیگر مثلا در مجمع الجزایر تاهیتی شروع به فعالیت مجدد نموه است.
نقاط داغ درداخل صفحه قاره‌ای
نقطه داغ ممکن است در زیر قاره‌ها نیز وجود داشته باشد و مانند حالت قبل عمل کند. در این صورت ماگمای آلکالن تولید می‌شود و توده‌های آتشفشانی به دنبال هم بوجود می‌آیند. آتشفشانهای ماسیف سانترال فرانسه که در داخل پلیت قاره‌ای اورازی(Eurasie)قرار دارند، جزو این دسته محسوب می‌کنند.
نقشه پراکندگی نقاط داغ در سطح کره زمین
با توجه به اینکه آتشفشانهای ماسیف سانترال فرانسه به صورت توده‌های بسیار وسیع و درامتداد خاص قرار ندارند، تصور می‌شود که فشار پلیت اقیانوس اطلس که از غرب به شرق بوده و منشا پلیت آفریقا که تقریبا از جنوب به شمال بوده است بطور غیر یکنواخت پلیت اورازی و در نتیجه ماسیف سانترال را جابجا نموده و باعث پراکندگی نامنظم آتشفشانهای ماسیف سانترال شده است.
__________________

علل پيدايش آتشفشان
بنا بر تعریف قدما ، آتشفشانها کوههایی هستند که آتش از آنها بیرون می‌جهد. این تعریف محافل علمی قدیم تاحدی با واقعیت تطبیق می‌کرد و شامل مورفولوژی و عملکرد این پدیده‌های طبیعی بود. وقتی از آتشفشان صحبت می‌شود دملهایی عظیم و مشتعلی در سطح زمین در نظر مطرح می‌شود که دارای شکل و ابعاد خاصی بوده و از سنگهای ویژه با بافت و ترکیب شیمیایی مشخصی ساخته شده‌اند.



ولی غیر از شکل مخروطی مخصوص ، آنچه که آتشفشان را نسبت به سایر برجستگیهای روی زمین متمایز می‌کند پدیده‌های فورانی آن است که با بیرون ریختن متوالی مواد ، کوه آتشفشان متولد می‌شود و این کل مسائل حاکم بر آن است. بطور کلی آتشفشانهای عهد حاضر در سه منطقه تکتونیکی ، حاشیه صفحات همگرا ، مرز صفحات واگرا و در داخل صفحات پراکنده‌اند. اصولا صعود ماگما به سطح زمین به وجود شکستگیهای قائم یا تقریبا قائم و معابری در پوسته زمین وابسته است.

آتشفشانهای حاشیه صفحات همگرا
این آتششانها یا درحاشیه قاره‌ها و یا در داخل جزایر و در کنار دراز گودالهای اقیانوسی قرار دارند مانند ژاپن و اندونزی. در محل مرزهای همگرا جایی که صفحات به هم می‌رسند سه حالت ممکن است اتفاق بیافتد.

فرورانش یک صفحه اقیانوسی به زیر صفحه اقیانوسی دیگر :مثل فرورفتن صفحه اقیانوس آرام به زیرصفحه اقیانوس هند در شمال زلاندنو.
فرورانش صفحه اقیانوسی به زیرصفحه قاره‌ای :در این حالت به دلیل نازکی و چگالی بیشتر ، لیتوسفر اقیانوسی در امتداد سطح موربی به زیر صفحه قاره‌ای کشیده می‌شود. در محل برخورد ، دراز گودال عمیق اقیانوسها بوجود می‌آید. این قبیل فرورانش با گسترش عظیم آتشفشانهای آندزیتی و ضخامت زیاد لبه صفحه قاره‌ای توام است. این آتشفشانها غالبا انفجاری‌اند و ابتدا ولکانهایی با مخروط مرتفع و قطر قاعده بزرگ (مانند آتشفشان فوجی یاما در ژاپن ) بوجود می‌آورند.

برخورد قاره با قاره (اشتقاق قاره‌ای) :وقتی دو توده قاره‌ای به سوی هم حرکت می‌کنند، در محل برخورد یک صفحه ممکن است به زیر صفحه مقابل فرو رود ولی هیچگاه تا گوشته ادامه پیدا نمی‌کند. در محل تصادم ، چین خوردگی و گسل خوردگی اتفاق می‌افتد و بنابراین پوسته جمع و جور شده و صفحات لیتوسفر زیاد می‌شود. ارتفاع زیاد کوه هیمالیا را نتیجه برخورد قاره هندوستان با فلات تبت می‌دانند.

آتشفشانهای در مرز صفحات واگرا

این آتشفشانها در طول شکافهایی در قلمرو اقیانوسها و یا در قلمرو قاره‌ها حاصل می‌شوند. شکافهای مزبور به صورت ریفتهای طویلی هستند که گاه هزاران کیلومتر طول دارند و در امتداد آنها دو صفحه از هم دور می‌شوند. عملکرد ریفتهای مذکور در اقیانوسها و قاره‌ها نسبت به هم متفاوت است. ریفتهای اقیانوسی در پشته میانی اقیانوسها قرار دارند. در این محلها ، ماگمای تازه از آستنوسفر بالا می‌آید.

جزیره ایسلند
جزیره ایسلند بر روی مرز واگرای اقیانوس اطلس واقع است و بزرگترین جزیره متعددی است که منشا کاملا آتشفشانی دارد و از مخروطهای آتشفشانی متعدد تشکیل گردیده است. کف اقیانوس اطلس دائما در حال کشش و بازشدگی است و ایسلند نیز از این قاره مجزا نیست. کشش باعث پیدایش شکاف و گسترش کف اقیانوس می‌شود. این شکافها با پشته میانی اقیانوس موازی‌اند و در امتداد آنها آتشفشانهایی در حال فعالیت‌اند.
در کنیا ، نازک شدن پوسته قاره‌ای (در نتیجه حرکات کششی پوسته قاره‌ای نازک شده و می‌شکند و سرانجام به ایجاد یک حوضه اقیانوسی منتهی می‌شود) به کندی انجام شد به نحوی که در اواسط میوسن ، فورانهای بازالتی آغاز گردید و سپس با حجم زیاد نفلینیت و کربناتیت دنبال شد. در اواخر میوسن از فوران شکافی گدازه‌های متولیتی بیرون ریخت و در پلیوسن ، فوران تراکیت طغیانی و خاکستر رواج داشت.
آتشفشانهای درون صفحه‌ای
برای تفسیر این آتششانها عده‌ای از دانشمندان نظریه نقطه‌های داغ را پیشنهاد دادند که به موجب این نظریه در درون زمین و در مناطق عمیقتر در زیر صفحات لیتوسفر ، مناطق گرم و داغی وجود دارد که مواد مذاب از آنها بالا می‌آیند و به سطح زمین می‌رسند. از انباشته شدن همین مواد ، کوههای آتشفشانی در داخل صفحات بوجود می‌آیند. این محلها ممکن است در داخل صفحات اقیانوسی یا در داخل صفحه قاره‌ای باشند. در محل این نقاط داغ ، از نقطه ثابتی که در زیر لیتوسفر واقع است تاولهایی از ماگما به خارج صادر می‌شود.
نمایش برخی نقاط داغ بر روی اقیانوس اطلس
لیتوسفر واقع بر روی این نقطه داغ با ورود این تاولها ، سوراخ می‌شود و مواد مذاب به سطح زمین راه پیدا می‌کند. با حرکت صفحه لیتوسفر کوههای آتشفشانی ممتد بوجود می‌آید. این نقاط داغ ممکن است در داخل صفحات اقیانوسی قرار داشته باشند که از این نمونه می‌توان به آتشفشان جزایر هاوایی اشاره کرد که در اقیانوس آرام قرار دارند و فعالترین آتشفشانهای دنیا به شمار می‌آیند. همچنین این نقاط داغ در داخل صفحه قاره‌ای هم وجود دارند که از این نمونه می‌توان به آتشفشانهای ماسیف سانترال فرانسه اشاره کرد که در داخل صفحه قاره‌ای اورازی قرار دارند.
آتشفشان
آتشفشان

آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب ، گاز ، قطعات جامد یاهراز درون زمین به سطح آن راه می یابند. انباشتگی این مواد در محل خروج، برجستگی هایی به نام کوه آتشفشان ایجاد می نماید. آتشفشان یکی از پدیده های طبیعی و دائمی زمین شناسی است که در طول تاریخ زمین شناسی نسبتا بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته و دارد. تولید مواد آتش فشانی و پدیده های مؤثر در ایجاد آتشفشان از دوره پرکامبرین تا عهد حاضر تغییر چندانی نداشته است و آنچه در این راستا تغییر کرده است، نوع دانسته ها، چگونگی اندیشیدن و نحوه بهره گیری از آنهاست.آتشفشانها پدیده های جهانی هستند و در سایر کرات منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین یک پدیده عادی محسوب می شود و آتشفشان بی شک در کیهان نیز رخ می دهد. همچنین پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریختوسط آتش فشانهاساخته شده است فوران های فومرولی در برخی کرات مانند قمر آیو در سیاره مشتری یک پدیده عادی می باشد. زبانه های آتش و لکه های خورشیدی را جدا از ماهیتشان، می توان نوعی فوران آتش فشانی در خورشید تلقی نمود. علم آتشفشان شناسی به مباحث نحوه تشکیل و تحول ماگما، چگونگی جابجایی و حرکت انواع مواد، گدازه ها و ماگماها و نیز تحولات آنها در اتاقک های ماگمایی، چگونگی فعالیت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشانی در سطح زمین، چگونگی تحول مواد آتشفشانی و ... اشاره می کند. علم آتشفشان شناسی از برخی علوم زمین چون پترولوژی ، تکتونیک جهانی، ژئوشیمی، چینه شناسی ، رسوب شناسی ، ژئوفیزیک ، کیهان شناسی و برخی دیگر از علوم تجربی مانند شیمی، فیزیک ، آمار و ریاضی کمک می گیرند.

ساختمان آتشفشان

ساختمان آتشفشان شامل 3 بخش است:

* دودکش آتشفشانی مجرایی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی از درون زمین به سطح آن راه می یابند. نک (Neck) مجرای آتشفشانی قدیمی است که اکنون از گدازه های قدیمی پرشده است و چون از سنگ های پیرامون خود مقاوم تر است، به صورت برجستگی ستون مانند باقی مانده و سنگهای اطراف آن که مقاومت کمتری دارند، فرسایش یافته اند.

* دهانه آتشفشان: پایانه بالایی مجرای آتشفشان که اغلب از قسمتهای دیگر مجرا وسیع تر است، دهانه آتشفشان گفته می شود که شامل انواع مختلف ذیل می باشد:

* دیاترم (Diatreme) عبارت است از دهانه های انفجاری که براثر انفجار ناشی از وجود گازهای آتشفشانی تشکیل گردیده است. این گازها خاستگاه ماگمایی و غیر ماگمایی دارند.

* مآر (Maar) دهانه های نسبتا وسیع آتشفشانی که اغلب به وسیله بخار آب حاصل از گرمای ایجاد می شوند. مآرها اغلب در مناطق مرطوب و دریایی رخ می دهند.

* کالدرا (Caldera) دهانه های خیلی وسیع آتشفشانی که قطر آنها به چندین کیلومتر می رسد و شامل انواع ذیل می باشد:

* کالدرای انفجاری:این نوع کالدرا بر اثر انفجار حجم عظیم از مواد آتشفشانی و پی سنگ در اثر گازهای تحت فشار حاصل می شود و دهانه های وسیعی را تشکیل می دهد بالتدکالدرای آتشفشانی باندائی سان در ژاپن (فوران در سال 1888).

* کالدرای ریزشی: متداولترین نوع کالدرا می باشد می باشد که عمل فرونشست و یا ریزش۱/۱در اثر انفجار و خارج شدن حجم زیادی از مواد ماگمایی و نیز سنگینی بخشهای بالایی آتشفشان اتفاق می افتد که با ایجاد شکستگی های همراه است. ممکن است این شکستگی ها توسط مواد مذاب به صورت دایک پرشود و یا از طریق آنها مواد فرار یابد احتمالا مواد گدازه ای جدید به سطح کالدرا برسد. اگر دایک ها به صورت حلقوی پیرامون مخروط آتشفشان ظاهر شوند به آنها دایک های حلقوی می گویند. در حالی که اگر دایک ها به سمت درون زمین به صورت همگرا یا متقارب باشند و یک نوع شکل مخروطی مانند ایجاد نمایند که راس آنها به طرف درون زمین باشد به آنها صفحات مخروطی گفته می شود. در مواردی نیز دایک ها نسبت به مخروط آتشفشان آرایش شعاعی دارند که به آنها دایک های شعاعی گفنه می شود.

* کالدراهای فرسایشی بر اثر فرسایش دهانه آتشفشان قدیمی و گسترش آنها به وسیله عوامل جوی، یخچالی و بادی حاصل می شوند. کراترهالکا کالا در جزیره ماوی هاوایی است.

* مخروط آتشفشانی: برجستگی های مخروطی شکل که از انباشتگی مواد آتشفشانی در پیرامون دهانه آتشفشان حاصل می شود و بر حسب این که کدام مواد آتشفشانی تشکیل شده است تحت نام های مختلفی است:

* مخروط های تغرایی که فقط از مواد آذرآواری تشکیل شده است.

* مخروط های گدازه ای که فقط از گدازه تشکیل شده است.

* مخروط های چینه ای که تناوبی از گدازه و مواد آذر آواری پیروکلاستیک است
* مفاهیم آتشفشان شناسی

* ماگما Magma:

ماده طبیعی، داغ و سیال که عمدتا سیلیکاته بوده و ماده اصلی سازنده سنگ ها به شمار می رود.

* گدازه Lava:

ماگمایی است که به سطح زمین راه یافته است. گدازه می تواند در سطح زمین مانند رودخانه جریان یابد یا تشکیل دریاچه را بدهد.

* گرانروی ماگما ویسکوزیته Viscosity

هر چه میزان Sio2 در ماگما بیشتر باشد، گرانروی ماگما بیشتر شده و سیالیت کاهش می یابد.
گرانروی ماگما، میزان مقاومت ماگما در مقابل جریان یافتن است یا میزان اصطکاک داخلی ماگما که به ترکیب شیمیایی، دما و فشار حاکم بر ماگما بستگی دارد. واحد گرانروی NS/m2 که به آن پواز می گویند و با u نشان داده می شود.

* آشیانه های ماگمایی:

شواهد ژئوشیمیایی، ژئوفیزیکی و پترولوژیکی نشان دهنده آن است که در زیر اغلب آتشفشان ها آشیانه های ماگمایی وجود دارد. اشیانه های ماگمایی دارای اشکال و اندازه های متعددی می باشد (از 001/0 تا 1000 کیلومتر مکعب یا بیشتر) و به صورت منفرد تا شبکه ای پیچیده که توسط دایک ها و سیل ها برهم مرتبط می شوند. ژرفای آشیانه های ماگمایی متغیر می باشد ولی به طور کلی آشیانه های ماگمایی در ژرفای کم، بهتر تشکیل می شوند. آشیانه های ماگمایی در اعماق بیشتر از نظر حرارتی گرم تر و از نظر شیمیایی مافیک تر و دارای بلورهای درشت تری می باشند.

* دیاپیر Diapirs:واژه دیاپیر از دو کلمه Dia به معنی ( از وسط یا از میان ) و Peiro به معنی ( سوراخ کردن یا رخنه کردن ) اقتباس شده است. تصور بر این است که معمولا ماگماها از گوشته اغلب استنوسفر منشاء می گیرد و به صورت دیاپیر حرکت می کند.

* دیاپیرها توده های سنگی یا ماگمایی شناوری هستند که ضمن حرکت به سمت بالا، سنگ بالائی را سوراخ می کنند. در زون زاگرس، به ویژه در جنوب ایران و در مناطق بندرعباس ، داراب و شهرکرد گنبدهای نمکی با چگالی و گرانروی کمتر به سن کامبرین زیرین وجود دارند که سنگ های رسوبی بالایی خود را با چگالی و گرانروی بیشتر قطع کرده اند و از میان آنها خود را به سطح زمین رسانده اند. به نظر می رسد که سنگ هایی که توسط این گنبدها قطع شده اند، اغلب بیش از 15 کیلومتر ضخامت دارند.

* توده های نفوذی:

شکل توده های نفوذی با توجه به سنگ های دربرگیرنده (میزبان) به 2 دسته تقسیم می شوند:

الف – توده های نفوذی که سنگ میزبان و سنگ های مجامد را قطع می کنند مانند باتولیت ، ایتوک و دایک

ب – توده های نفوذی که با سنگ میزبان حالت موازی مانند سیل ، لاکولیت و فاکولیت

* دایک:

* توده های آذرین نفوذی تخته ای یا دیواره مانند که شیب تندی داشته و لایه بندی یا فولیاسیون سنگ های دربرگیرنده را قطع می کند.

* سیل:

توده های آذرین نفوذی تخته ای که به موازات ساختمان های صفحه ای سنگ در برگیرنده نفوذ می نماید.

* باتولیت:

توده های نفوذی بزرگ و معمولا متقاطع با سنگ های درونی که وسعت بیرون زدگی های آنها بیش از 100 کیلومتر مربع می باشد.

* استوک : توده های کوچک و متقاطع سنگ های درونی، با بیرون زدگی کمتر از 100 کیلومتر مربع.

* لاکولیت:

مجموعه وسیعی از سنگ های آذرین در بین لایه های رسوبی را لاکولیت گویند که به صورت عدسی شکل می باشد. لاکولیت ها معمولا از سیل ها ستبرتر ولی در ازای آن کمتر است. که لویولیت، فاکولیت و بیسمالیت حالات خاصی از آن می باشند.

* بیسمالیت:

لاکولیتی است که قسمتی از سقف آن بر اثر شکستگی ها به طرف بالا رانده شده است.

* فاکولیت:

اشکالی از مواد گداخته که به صورت هم شیب باتاق تاقدیس یا ناو ناودیس لایه های رسوبی، انجماد می یابد. فاکولیت می تواند بی ریشه باشد و از ذوب موضعی سنگ های رسوبی به هنگام چین خوردن به وجود آید.

* لوپولیت:

توده های بزرگ و معمولا هم شیب با سنگ های درونی بوده و به شکل عدسی شکل یا با سطح محدب می باشد.

فوران آتشفشان

* انواع فوران

1. نوع هاوایی:

2. نوع استرومبولی:

3. نوع وولکانو:

4. نوع پله:

5. نوع کومولوولکان یا کوپول:

فورانهای آتشفشانی معمولا براساسی شکل دهانه ای که از آن فوران صورت می گیرد، محل قرار گیری دهانه در کوه آتشفشان، شکل و نوع مخروط آتشفشانی و بالاخره خصوصیات عمومی فوران (آرام یا شدید – انفجاری یا غیر انفجاری) طبقه بندی می شوند. گدازه های اسیدی به علت درصد Sio2 بالا و درجه حرارت نسبتا پایین دارای گرانروی (ویسکوزیته) بالا و سیالیت پائین بوده و در نتیجه به صورت انفجاری همراه با مواد پرتابی می باشد. اما در گدازه های بازیک به علت درصد Sio2 پائین و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروی پائین بوده و سیالیت افزایش می یابد و در نتیجه مواد پرتابی با مقدار کم و فوران آرام انجام می شود

انواع فوران

نوع هاوایی:

این نوع آتشفشان به شکل گنبدی می باشد و بیشتر مخروط آن از گدازه رقیق با ضخامت زیاد و گسترش کم است. ارتفاع این نوع آتشفشان نسبتا کم است. از دهانه آن اغلب گدازه های بازیک با سیالیت بالا و مواد پرتابی کم، بیرون می ریزد. به علت وجود میزان کم گاز در گدازه این نوع آتشفشان، فوران جریانی در آن دیده می شود.ماگمایی که به سطح می رسد، معمولا به صورت فواره یا چشمه های گدازه ای خارج می شود. این نوع آتشفشان در جزایر هاوایی به تعداد زیاد یافت می شود. در جزیره ایسلند نیز از این نوع آتشفشان یافت می شود.

نوع استرومبولی:

در آتشفشان های نوع استرومبولی ماگمای نسبتا رقیق با ترکیب بازیک و مواد پرتابی کم تا زیاد می باشد که مواد پرتابی به صورت ریتمی از اسکوری های ملتهب‏، لاپیلی و بمب می باشد. عمده فعالیت این نوع آتشفشان در ساحل غربی ایتالیا دیده شده است. فعالیت های آرام استرومبولی از دهانه های باز صورت می گیرد و گدازه های نسبتا سیال در افق های بالایی مجرای آتشفشان وجود دارند. به علت گرانروی بالای ماگما، خروج گاز زیادتر از انواع ماگماهای سیال نوع هاوایی صورت می گیرد. فوران های طولانی مدت استرومبولی می تواند مخروطهای مختلط را تشکیل دهد، در حالی که فوران های کوتاه مدت معمولا مخروط های اسکوری دار را تشکیل می دهند. خاکستر در این نوع آتشفشان کم بوده و به هنگام انفجار تولید ابرهای سبک وزنی را می کند.شیب مخروط این نوع آتشفشان از شیب آتشفشان نوع هاوایی خیلی بیشتر است.

نوع وولکانو:

در نوع وولکانو، گدازه های خمیری شکل، دهانه آتشفشان را مسدود می کند و مانع خروج گازها و بخارات می شود. پس از آن که فشار گازها و بخارات بر اثر تراکم زیاد شد، انفجارات شدید تولید می کند. بر اثر انفجار، ذرات مواد مذاب با فشار به خارج رانده شده و بر اطراف پرتاب می شوند و تولید ابرهای ضخیم و وسیعی از خاکستر را می کنند. این ذرات خاکستر، پس از سرد شدن در اطراف دهانه آتشفشان ریخته شده و تولید مخروطی از خاکستر می کند. این نوع مخروط آتشفشانی اغلب دارای دو شیب است که یکی به طرف دهانه و دیگری به طرف خارج است گدازه مذاب در آن ها به صورت روانه، خیلی کم و نسبتا محدود است. یک کوه آتشفشان ممکن است مدتی به شکل یک نوع و مدتی دیگر به شکل نوعی دیگر آتشفشانی می کند. چنان که آتشفشانی کوه وزوو و اتنا. گاهی از نوع استرومبولی و زمانی از نوع وولکانو می باشد.

نوع پله:

در آتشفشان نوع پله که در جزیره مارتینیک قرار دارد، مجرای آتشفشانی به وسیله گدازه بسیار لزج و خمیری شکلی مسدود می شود و در نتیجه گازها و بخارات برای خود سوراخ و راهی در دامنه و پهلوی کوه پیدا می کنند. ابرهای سوزان در این نوع آتشفشان تقریبا شبیه نوع وولکانو می باشند ولی شدت خروج آنها از دهانه زیادتر است. به علاوه، حرکت آنها موازی با سطح زمین و گاهی مایل با آن است، در حالی که در نوع وولکانو این حرکت به صورت قائم می باشد.
در آتشفشان نوع پله، اغلب مواد مذابی که خیلی غلیظ و خمیری شکل هستند با فشار زیاد از دهانه خارج می شوند و به شکل سوزنی در دهانه کوه منجمد می شوند که به این مواد منجمد شده در دهانه کوه، سوزن پله می گویند.

نوع کومولوولکان یا کوپول:

مخروط این نوع آتشفشان به شکل گنبد است که به یک طرف بیشتر متمایل است. این نوع آتشفشان در شرایطی تقریبا مشابه نوع پله ایجاد می شود. قطعات بزرگی از سنگ، که از دهانه این نوع آتشفشان خارج می شود، ممکن است دارای سطوح صیقلی یا مخطط باشند

زمین‌شناسی منطقه قاضی جهان

ژئومورفولوژی

در مورد زمین‌شناسی قاضی جهان و کنکاش در رابطه با مورفولوژی و ژئومورفولوژی این منطقه به تحقیقـاتی که در کتـاب آذربایجان‌شناسی در مورد زمین‌شناسی آذرشهر انجام پذیرفته و اشاراتی به گسل ها، رسوبات، لایه‌ها و سنگهای اطراف آن از جمله قاضی جهان گردیده اکتفا می‌‌کنیم. منطقه قاضی جهان علاوه بر سنگهای رسوبی از مواد مختلف آتشفشانی حاصل از توده‌های آتشفشانی قله سهند از جمله مواد پیروکلاستیک (آذر آواری)و گدازه‌ها و خاکستر و شنهای آتشفشانی سهند پوشیده می‌‌باشد. قسمتهای غرب،شمال غرب و جنوب غربی شهرستان آذرشهر از کویر(پلایا) دریاچه ارومیه پوشیده می‌‌باشد. کناره‌های غربی قاضی جهان که مشرف به همین دریاچه می‌‌باشد بیشتر از سیلت، نمک، گلهای یدی و کلردار که جنبه شفا بخش دارند تشکیل شده که در مجموع جزواراضی دوران چهارم محســـوب می‌‌شود. تنها سنگ رسوبی قابل ملاحظه دوران چهارم (کواتریز)مربوط به رسوبات آهکی ،توفهای آهکی، تراورتن و مرمر سفید می‌‌باشد، این رسوبات با رنگ قرمز و سرخ فام و صورتی رنگ ازحوالی گوگان شروع و پس از گذر از جنوب غربی قاضی جهان تا روستای داشکسن، سرتاسر غرب آذرشهر در دست راست جاده آذرشهر به مراغه را پوشانیده و معادن سنگ زیادی را به خود اختصاص داده است عمده‌ترین این تراکمات از فعالیتهای چشمه‌های معدنی نظیر چشمه قزل داغی (شور سو) حاصل شده است. این رسوبات تراسهائی با سطح مسطح وهمواری را تشکیل داده که در آنها گسل هائی هم ناشی از خشک شدن تراکمات بوجود آمده است از آنجمله گسلی که سر تا سر قزل داغ را بریده است توفهای آتشفشانی و شن آتشفشانی وگلهای آتشفشانی وسایرفرآورده‌های تجزیه‌ای سنگهای آتشفشانی از قبیل رسها و ماسه‌ها و خاکها و مخروط افکنه‌های فراوان در حاشیه توده سهند کوههایی را گویند که دارای چین خوردگیهای منظم نبوده و لایه‌های در هم و بر هم داشته باشند به دوره کواترنر یا دوران چهارم نسبـــت داده می‌‌شود. رسوبات ریزدانه و نرم همراه با شنهای آتشفشانی فراوان که از رس ـ مارن ـ شن و بعضـاً «کنلگومرا» تشکیـل شـده به چشــم می‌‌خورد، این اراضی، حواشی قاضی جهان را پوشانیــده است، این تراکمـات بصــورت تـــراسهای طویلی است که در بین آنها در دره هائی نه چندان عمیق ولی باز و وسیـع قــــراردارد که دره‌ها و شیارهای چندی کناره‌های آنها را در هم گسیخته است.

ماگما

ریشه لغوی

Magma کلمه‌ای است یونانی به معنی خیر که برای مذابهای طبیعی سیلیکاته بکار گرفته می‌شود.

اطلاعات اولیه
ماگما مایعی است سیلیکاته با گرانروی زیاد همراه با گاز و مواد فرار گدازه یا لاوا ماگمایی است که مواد فرار خود را از دست داده باشد. ماگماها ممکن است کاملا مایع و یا نیمه متبلور باشند. گدازه‌ها معمولا نیمه متبلورند. زیرا محتوی بلور ، کانیهایی هستند که نقطه ذوب و یا انجماد بالاتر دارند. این بلورها یا مستقیما از ماگما متبلور شده‌اند و یا کانیهای دیرگداز سنگ ما در ماگما هستند که از سنگ مادر جدا شده و به داخل ماگما افتاده‌ان انواع ماگما

"یاگار" ماگماها را از لحاظ محتوی گاز به سه دسته به قرار زیر تقسیم می‌کند:

* هیپوماگما:
* ماگمایی است محتوی گاز فراوان و تحت فشار که به علت فشار زیاد لیتوستاتیک گازها در ماگما بصورت محلول باقی مانده‌اند.
* پیرو ماگما:

* ماگمایی است پرگاز و کف مانند که گازهای آن آزاد شده اما از ماگما خارج نشده است.

* اپی ماگما:

* ماگمایی است فقیر از گاز شبیه به گدازه ها.

گرانروی ماگماها

گرانروی ماگما بسته به ترکیب شیمیایی ، درجه حرارت و مقدار درصد گاز محلول تغییر می‌کند. گرانروی ماگماهای بازالتی حداقل 100 پواز و گرانروی ماگماهای گرانیتی بین 3 10 تا 6 10 پواز می‌باشد. گازهای محلول در ماگما سبب پایین آمدن وزن مخصوص کلی ماگما و نیز تقلیل گرانروی می‌شوند. گرانروی یک ماگما با پیشرفت تبلور در آن ماگما نسبت مستقیم دارد. زیرا افزایش فازهای جامد و بالا رفتن درصد سیلیس در مایع باقی مانده موجب افزایش گرانروی می‌شود.

حرارت ماگماها

حرارت ماگماها بین 1500 تا 500 درجه سانتیگراد است. ماگماها وقتی می‌توانند به سطح زمین برسند که حرارتی بین 950 ( ریولیتها ) تا 1200 درجه سانتیگراد ( بازالتها ) داشته باشند زیرا در کمتر از این حدود حرارتی ، ماگماها منجمد شده و در همان عمقی که هستند متوقف می‌شوند.

ترکیب شیمیایی ماگماها

مطالعات زیادی برای تشخیص ترکیب شیمیایی ماگماها از لحاظ کانی شناسی ، درصد اکسیدها و مواد فرار صورت گرفته و نتیجه این شده که ماگماها اصولا از اکسیدهای مختلف تشکیل شده‌اند اما بسته به نوع ماگما درصد هر اکسید متفاوت است. اکسیدها عمده سازنده ماگماها عبارتند از:

Si O2 , Al2 O3 , Fe O , Fe2 O3 , Ca O , Mg O , Na2 O , K2 O , Ti O2 , Mn O , P2 O5 , H2O, CO2علاوه بر اکسید‌ها فوق ، ترکیبات زیر نیز در ماگماها دیده شده‌اند:
Fe Cl3 , Al cl3 , B O3 , H F , H CL , C O , S O2 , S H2 , H2 , N H3 , C H4

آتشفشان شناسی (Volcanologoy)

ولکانولوژی یا آتشفشان شناسی از دو کلمه Volcano به معنی "آتشفشان" و Logos به معنی "شناخت" گرفته شده است.

دید کلی

می دانیم که زمین در ابتدا به حالت کره گداخته‌ای بوده است که پس از طی میلیونها سال بخش خارجی آن به صورت قشر سختی در آمد. این پوسته به دفعات بر اثر عبور مواد مذاب درونی سوراخ گردید و سنگهای آتشفشانی زیادی به سطح آن رسید. این عمل حتی در عصر کنونی نیز ادامه دارد. تمام پدیدههایی که با فوران تودههای مذاب بستگی دارند، پدیده آتشفشانی می‌گویند و علمی را که هدف آن بررسی این پدیده هاست با آتشفشان شناسی می‌نامند.وقتی که از فعالیت آتشفشانی صحبت می‌شود در فکر خود فورانهای بزرگ ، سیلهایی از گدازه ، بهمن‌هایی از سنگهای گرم و خاکستر ، گازهای سمی و خطرناک و انفجارات شدید در نظر مجسم می‌نماییم که با مرگ و خرابی همراه است. به قول ریتمن کسی که این حوادث را می‌بیند هرگز نمی‌تواند فراموش کند و این امر به قدرت عظیم طبیعت و ضعف نیروی انسانی مربوط می‌باشد.

بزرگترین آتشفشان کره زمین

بزرگترین آتشفشان کره زمین مونالوآ نام دارد که بخشی از جزایر هاوایی را تشکیل می‌دهد. محیط قاعده مخروط این آتشفشان 600 کیلومتر و قله آن نسبت به کف اقیانوس که آن را احاطه کرده است 10 کیلومتر ارتفاع دارد. این آتشفشان ، همراه با سایر قسمتهای جزایر هاوایی نشاندهنده موادی هستند که به وسیله فورانهایی که از یک میلیون سال پیش تا کنون ادامه داشته‌اند، بیرون ریخته شده‌اند.

بزرگترین آتشفشان کشف بشر

بزرگترین آتشفشانی که تا کنون به وسیله بشر کشف شده است، الیمیوس مونز یا کوه المپیک نام دارد که در کره مریخ واقع است. شواهد به دست آمده از طریق عکسبرداریهای سفینه فضایی ماریند 9 نشان میدهد که ارتفاع این آتشفشان احتمالا 23 کیلومتر بوده و کالدرای آن نیز 65 کیلومتر عرض دارد.

نمونه‌ای از فورانهای مهم دنیا

* آتشفشان وزوو
* آتشفشان مونالوآ
* آتشفشان پله
* آتشفشان بزیمیانی
* آتشفشان پاری کوتین در مکزیک
* آتشفشان نست هلن

اقسام آتشفشانها

* آتشفشانهای نقطه‌ای که مواد گداخته از یک محل بیرون می‌آید (آتشفشان نوع مرکزی). انواع آتشفشانهای نقطهای عبارتند از:
o آتشفشانهای نوع هاوایی یا سپری
o آتشفشانهای نوع استرومبولی
o آتشفشانهایی پرکابی
o آتشفشانهای نوع پله
o آتشفشانهای نوع ولکانو
* آتشفشانهای شکافی یا خطی که فوران آن در امتداد یک شکاف صورت می‌گیرد. انواع آتشفشانهای شکافی یا خطی عبارتند از:
o فورانهای خطی غیر انفجاری
o فورانهای خطی انفجاری

رابطه آتشفشان شناسی با سایر علوم زمینی

* ژئوفیزیک: برای اثبات و آگاهی از کانونهای درونی آتشفشانها و پیشگویی شکل و محل و موقعیت آن.
* ژئوشیمی: تعیین دقیق عناصر که بصورت مواد جامد ، مایع و گاز از آتشفشان خارج می‌شوند.
* ترمودینامیک: برای فهم و ارزیابی نیروی حرارتی آتشفشان و انرژی حاصله از آن و رابطه تشکیل مواد گداخته با حرارت و فشار و همچنین انجماد آن.
* سنگ شناسی: جهت اطلاع از اختصاصات گدازه و شناسایی دقیق سنگهای آتشفشانی
* رسوب شناسی: پراکندگی و نحوه انتشار مواد جامد آتشفشانی در دریاها و خشکیها که به صورت خاکستر ، توف ، برش و ... ته نشین می‌شوند.

اهمیت آتشفشان شناسی

* از نظر اقتصادی: استفاده از انرژی گرمایی آن و انرژی گازهای فومرولی در گردش توربین و به دست آوردن مواد شیمیایی با ارزش که امروزه در ایتالیا ، زلاندنو ، ژاپن و ایسلند اهمیت پیدا کرده است و در کشور ما نیز اخیرا برای استفاده از نیروی حرارتی زمین (انرژی ژئوترمال) حفاریهایی انجام شده است.
* پیشگیری از خطرات اجتماعی آتشفشان
* اطلاع و آگاهی از ساختمان و ترکیب پوسته و تا اندازه‌ای گوشته زمین.

مخروط دماوند

مخروط دماوند ، شاخص‌ترین آتشفشان چینه‌ای کواترنری ایران است. تاریخ فعالیت این آتشفشان بخوبی شناخته نشده و مخروط آن استراتو ولکانی است که ارتفاع آن از سطح دریا 5670 متر ( 5611 متر وزیری ، 1362 ) ولی از زمینهای اطراف 1600 متر تا 2000 متر است. مخروط آن منظم و روی کوههای فراسایش یافته‌ای که در حدود 3500 متر از سطح دریا ارتفاع دارند واقع است. دامنه کوه بوسیله جریانهای گدازه‌های متعدد که از قله یا از مخروطهای فرعی سرازیر شده اند پوشیده شده است.

آشنایی

گدازه‌های دماوند وسعتی در حدود 400 کیلومترمربع را پوشانیده اند. به علاوه جدیدترین گدازه‌ها در دامنه غربی مخروط قرار گرفته‌اند و روی همین دامنه مخروطهایی از خاکستر وجود دارد. قله دماوند نسبتا پهن می‌باشد. در ضلع جنوبی و در ارتفاع 5100 متری آن گازها و فرمرولها نمایان هستند. این محل متعلق به یک دهانه قدیمی است که بوسیله قله مخروطی فعلی مستور گردیده است. در ضلع جنوب شرقی ، نقشه های ولکانی کلاستیک ریزشی و جریانی ضخامت زیادی به خود اختصاص داده است.

دهانه آتشفشان دماوند

قطر دهانه آتشفشان در حدود 400 متر است. قسمت مرکزی دهانه ، بوسیله دریاچه‌ای از یخ پوشیده شده و در حاشیه آن دودخان‌هایی وجود دارد که زمین های اطراف را به رنگ زرد درآورده اند. جدا از دهانه فعلی ، شواهدی از دهانه های قدیمی را می توان دید. یکی از این دهانه های قدیمی در پهلوی جنوبی و در ارتفاع 100 متر قرار دارد که در حال حاضر ، محل خروج گازها و دودخان‌ها است. در پهلوی شمالی دماوند اثر دیگری از یک دهانه قدیمی به قطر حدود 9 کیلومتر دیده می شود که امروزه رودخانه نونال در آن جریان دارد.سنگهای دهانه قدیمی کمی بازیک تر از گدازه های جوان دماوند است. اگرچه بروس و همکاران ( 1977 ) با توجه به ترکیب شیمیایی گدازه‌ها ، دماوند را آتشفشانی دیررس و دور از زاگرس می‌دانند که در تشکیل آن برخورد صفحه‌ها و پدیده فرورانش از نوع خاص و ذوب پوسته اقیانوسی نقش داشته، ولی جایگاه این مخروط در محل تلاقی البرز خاوری و باختری این ذهنیت را تقویت می‌کند که تلاقی گسل های عمیق پوسته ، بویژه انواع امتداد لغز شمال باختری و شمال خاوری ، محل مناسبی برای رسیدن ماگما به سطح زمین بوده است.

فعالیت آتشفشانهای دماوند

جریان گدازه که از دامنه غربی سرازیر گردیده وارد رودخانه لار شده است و در مسیر آن سدی ایجاد کرده و دریاچه سدی لار را پدید آورده است. این سد بوسیله رسوبات پر گردیده و پس از شکسته شدن گدازه‌های سد کننده مزبور ، جریانهای آب روی آن برقرار گردید، شاهد این امر وجود تراس (پادگانه آبرفتی) در قاعده دامنه غربی دماوند است.اندازه گیریهای سن با روش کربن 14 که از مواد کربن‌دار (چوب) موجود در این رسوبات آبرفتی به عمل آمده ، حداقل سن دماوند در حدود 38500 سال تعیین شده است. با توجه به اینکه آثار یخچالهای پلیستوسن در روی مخروط آتشفشانی از بین رفته است می‌توان ادعا نمود که فعالیت عظیمی که کوه دماوند را شاخته است بعد از یخبندان عظیم یعنی در دوره هولوسن عمل کرده است ( حدود 10000 سال قبل).

سنگ شناسی دماوند

کوه دماوند یک آتشفشان مختلط است که جریانهای گدازه آن زیاد و مواد پیروکلاستیک آن نسبتا کم و شامل پومیس ، توف و رسوبات لاهار می باشد. فراوانترین گدازه دماوند ، سنگی است که به آن تراکیت گفته می‌شود ( به علت بافت پورفیری ، رنگ روشن ، با بلورهای پلاژیوکلاز ، سانیدین ، بیوتیت ، پیروکسن و آپاتیت) و پس از آن آندزیت و بازالت است.در بین سنگهای آتشفشانی دماوند توفها جایگاه ویژه دارند که شامل انواع متعددی از توف شیشه‌ای (در دره هراز و شمال دماوند) ، توف تراکیتی (در قله) ، توف شیشه‌ای پامیسی (در تینه) هستند. جدا از سنگهای گفته شده ، نهشته‌های جریانی آذر آواری باختر دماوند و نهشته‌های بلوک مانند از فرآورده‌های آتشفشان دماوند هستند.

پیرولاستیک ها

همان طور که می دانید رسوبات انتقالی یا الوکتون به سه دسته سنگ های رسی، ماسه های آواری سیلیسی و رسوبات آذراواری تقسیم می شدند .

در مورد رسوبات آذراواری توسط زمین شناسان دو واژه ارائه شده اند :

پیروکلاستیک و ولکانی کلاستیک که هر دو در مورد سنگهای آذراواری با منشأ آذرین بکار می رود.

بنا به تعاریفی که ارائه شده است، سنگهای پیروکلاستیک سنگهایی هستند که مواد تشکیل دهنده آنها در اثر فوران آتشفشانها از دهانه خارج شده و پس از طی مسافتی در فضا، به تدریج رسوب می کنند. براساس نظر کارزوی (1960)، جور شدگی در این رسوبات بر اساس وزن، اندازه و ترکیب آنها صورت می گیرد. بنابراین با دور شدن از محل انفجار، کاهش اندازه ذرات و ضخامت رسوبات قابل مشاهده است. با این مفهوم، سنگ های پیروکلاستیک، منشاء آذرین داشته و به علت اینکه از محیط اولیه خود (حرکت در فضا و یا در بعضی از انواع به صورت انجماد گدازه و تخریب و انتقال آن )دور شده اند ، به عنوان رسوبات آذراواری خوانده می شوند. که دارای منشاء آذرین بوده و ذرات آن می تواند در هر محیطی (خشکی یا آب) ته نشین شده و به نسبتهای متفاوت با ذرات آواری دیگر مخلوط گردد و متناسب با میزان نسبت هر یک، دامنه وسیعی ازسنگها را تشکیل دهد.

با توجه به تعاریفی که ارائه شده است به نظر می رسد که اصطلاح ولکانی کلاستیک دارای جامعیت بیشتری است بدین معنی که دانه های آن دارای منشاء آتشفشانی است در حقیقت پیروکلاستیکها جزئی از ولکانی کلاستها هستند. سلی (1982).

ولکانی کلاستیک ها

که ماسه سنگ های غنی از ذرات ولکانیکی است بر دو دسته مهم تقسیم می شوند :

دسته اول که منشاء آن از موادی است که در نتیجه انفجار آتشفشانها تأمین می شود یعنی همان ماسه های پیروکلاستیک Pyroclastic sands .

دسته دوم ماسه هائی است که از فرسایش نواحی ولکانیکی منشاء می گیرند. یک ماسه سنگ ممکن است تنها منشاء ولکانیکی با منشاء پیروکلاستیک داشته باشد و یا از هر دو منشاء بگیرد. ماسه سنگ های حاصل از فرسایش ولکانیک ها از نظر ساختمانهای رسوبی دانه بندی یا بطور کلی ژئومتری Geometry و ضخامت با ساير ماسه سنگهای اواری قابل مقایسه هستند ولی این ماسه سنگ ها شناسی ناپایدار (اممچور) Immature هستند. ماسه سنگ های پیروکلاستیک تا اندازه ای با بقیه ماسه سنگ ها فرق می کند زیرا آنها مانند سنگ های آذرین که بیرون ریخته شدن آنها همراه با انفجار است تولید ولی مثل سنگ های رسوبی ته نشست می کنند. بنابراین، ماسه های پیروکلاستیک از توجه و دید سنگ شناسان آذرین و سنگ شناسان رسوبی دور می مانند یعنی، نه سنگ شناسان رسوبی زیاد به آن توجه می کنند به این دلیل که کاملاً رسوبی نیستند و نه سنگ شناسان آذرین، شاید دلیل عدم توجه سنگ شناسان رسوبی بیشتر جنبه تاریخی داشته باشد چه سنگ شناسی رسوبی در جائی شروع شده که عاری از فعالیت های آتشفشانی بود. ماسه سنگ های ولکانی کلاستیک خواه پیروکلاستیک باشد یا نباشد ممکن است بهر نسبتی با ماسه سنگ های خشکی زاد دیگر و کربناتها و یا رسوبات پلیتیPelitic مخلوط بشوند. انواع درشتتر از قطعات سنگ های پیروکلاستیک ها که بنام اگلومرا Agglomerates نامیده می شوند از تکه های بزرگ گدازه و گاهی از قطعات سنگ های دیگر مثل ماسه سنگ، شیل وآهک که در خلال عمل فوران شکسته شده و به هوا پرتاب می شوند و یا اینکه از کناره های مجرای آتشفشان کنده می شوند، اطلاق می گردد. اگلومرهایی که در خشکی تشکیل می شوند قطعات آنها زاویه دار هستند اما در اگلومرهائی که در آب تشکیل می شود به علت فرسایش حاصل از غلطیدن و سایش گرد شده می باشند. رسوبات متشکل از مواد کوچکتر که به نام برشهای آتشفشانی و کنگلومراهای آتشفشانی موسوم هستند همان طوریکه در مبحث سنگ های آواری توضیح داده شده است اغلب از قطعات شکسته گدازه تشکیل شده اند اما گاهی حاوی بمب های آتشفشانی نیز می باشند، این ها توده هایی از گدازه می باشند که وارد یک محیط سیال شده اند و در آنجا در خلال حرکت ساختمان حفره ای و یک حالت سوزنی شکل مشخص به خود گرفته اند. بعضی از انواع کوچک اینها بیشتر از سیندرهاCinders كه قطعاتی از گدازه حفره دار می باشند و اندازه آنها از اندازه ذرات کوچک تا قلوه سنگ هائی که قطر آنها بیش از 30سانتیمتر می باشند، تشکیل شده اند

چند تا عکس از کوه آتشفشان سنت هلن Saint Helen











موضوعات مرتبط: آتشفشان ها
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 16:5 ] [ عباس ]
بررسى هاى زمين شناسى زيست محيطى در منطقه قروه-بيجار
 
 
1-مقدمه
حفظ محيط زيست از ارکان توسعه پايدار در هر کشورى است. بدون توجه به مسئله محيط زيست, منابع طبيعى و انسانى دچار نقصان شده و پيامدهاى ناگوارى را براى کره خاکى و حتى جوامع انسانى درپى خواهد داشت.
بشر با بحران آلودگى منابع آبى روبرو است. منابع محدودآبى را جمعيتى مورد استفاده قرار مى دهد که اکنون بيش از هر زمان ديگر درتاريخ بشر رو به رشد است. آنچه وضع را وخيم تر مى کند اين است که آهنگ رشد مصرف منابع آبى، حتى از رشد جمعيت هم سريعتر است. درکشورما کاهش منابع آب وخشک سالى‌هاى متعدد و پى در پى و از طرفى ديگر آلودگى منابع آن، موانع بسيار بزرگى را جهت تأمين آب بوجود آورده است.
يکى از عوامل مهم آلودگى هاى منابع آبى معدنکارى مى باشد. اگر چه تمدن بشرى به عرضه بيشترى از مواد معدنى نياز دارد، اما بشر بطور فزاينده اى متوجه شده است که توليد و مصرف مواد معدنى سياره زمين را آلوده مى سازد. اثرات آلوده کننده که زمانى از نظر مقياس محلى به شمار مى آمد‌، اکنون با در نظر گرفتن مواردى از قبيل گرم شدن کره زمين، بارانهاى اسيدى و تخريب لايه اوزون جهانى شده است.
معدنکارى مواد لازم براى حيات و پيشرفت بشر را فراهم مى کند و از طرفى با افزايش آلودگيها امکان حيات و استفاده از محيط زيست سالم را از بشر سلب مى کند. به همين جهت در بسيارى از کشورها، تأثيرات زيست محيطى عمليات معدنکارى مورد بررسى قرار گرفته و در نهايت استانداردهايى در اين زمينه براى فعاليت هاى معدنى و حدود آلودگى هاى مختلف حاصل از اين صنعت در نظر گرفته شده است.
هنگامى که محتاج افزايش توليد مواد معدنى هستيم اين نگرانى بوجود مى آيدکه زمين در حال رسيدن به حد نهايى آلودگى ناشى از مواد معدنى است. آلودگى هاى زيست محيطى همراه با استخراج و مصرف منابع معدنى ابعاد گسترده اى به خود گرفته و مى رود تا سطح زمين را براى نوع بشر غير قابل سکونت کند. ازاين بحران نمى توان چشم پوشيد، تمدن ما بر پايه منابع معدنى است، از سوى ديگر آلودگى هاى فزاينده زيست محيطى ناشى از توليد و مصرف مواد معدنى فاجعه انگيز است. بنا بر اين بايد به دنبال راهى بود که ضمن توليد و مصرف حجم عظيمى از مواد معدنى، کمترين آسيب به محيط زيست وارد شود.
آلودگى هاى معدنى ممکن است بصورت طبيعى باشد و يا عوامل انسانى موجب تشديد آن شده باشند. با توجه به اين که ايران يک کشور در حال توسعه بوده و براى پيشرفت خود ناچار به توسعه معادن مى باشد، بنابراين براى توسعه پايدار صنعت معدن کشور لازم است تا جنبه هاى زيست محيطى صنايع معدنى کشورمورد شناسايى قرار گيرد.
 
2-چکيده
هدف اصلى اين گزارش، بررسى زمين شناسى زيست محيطى در منطقه قروه-بيجاراست. سلامتى مردم ساکن در منطقه با آشاميدن آب هاى محتوى بعضى عناصر فلزى وشبه فلزى مورد تهديد قرار گرفته است.کاهش طول عمر، ابتلا به سرطان و وفوربيمارى هاى کليوى از مشکلاتى است که دراهالى مناطق با غلظت بالاى فلزات سنگين ديده مى شود.
دربررسى مقدماتى زمين شناسى زيست محيطى استان کردستان که از مهر سال 1382آغاز گرديده، به منظور شنا سايى مناطق هنجار از مناطق نا هنجار، ابتدا از منابع آب هاى سطحى و زير زمينى که در مقياس کوچک ولى در سطح گسترده شاخص مناسب ترى نسبت به منابع خاک وسنگ به شمار مى آيند، نمونه بردارى به عمل آمد و در ادامه نيز بر اساس پردازش داده هاى فوق نمونه بردارى ازخاک وسنگ براى رسيدن به منشا نا هنجاريها در دست اقدام مى باشد. اين بررسى ها اگرچه براى تمامى استان به پايان نرسيده امادر يک نگاه کلى، مى توان افزايش غلظت بعضى از عناصر فلزى وشبه فلزى را در واحدهاى ساختارى منطقه دنبال نمود.
ازنظرساختارى در منطقه آتشفشانى قروه ـ بيجار ـ تکاب در زمان ميوسن بالايى ـ پليوسن تکاپوى ولکانيسم آغاز شده و سر آغاز اين تکاپو بصورت ماگماتيسم نيمه نفوذى بوده وتا به امروز بصورت آتشفشان هاى نيمه فعال ادامه دارد. اين آتشفشان ها در امتداد خطى با جهت شمال باخترى ـ جنوب خاورى در پهنه سنندج ـ سيرجان قرار گرفته اند. هم زمان با اين ولکانيسم کانى سازى که ناشى از فعاليت هاى ولکانيسم جوان در منطقه مى‌باشد، از جنوب خاورى (معدن داشکسن) تا شمال باخترى ( معدن زرشوران ) شکل گرفته است. عمده کانيهاى اين معادن شامل طلا(Au)،رآلگار (As S)، ارپيمنت (As2S3  ) استيبنيت  (Sb2S3) و سينابر (HgS) مى باشد، که تمرکزعناصر As ، Sb ،Hg را درمنطقه به نحوچشم گيرى افزايش داده اند .نهشته هاى آب شيرين (تراورتن) متعلق به کواترنر در تمام منطقه بطور پراکنده وجود دارد. اين رسوبات تراورتن بصورت حفره دار به رنگ سفيد مايل به زرد است. اين فعاليت هاى ژئوترمالى در ارتباط با ولکانيسم جوان منطقه مى باشد. بخارهايى که از ماگماهاى زيرين فرار کرده آرسنيک را وارد سيستم گرمابى نموده سپس، آرسنيک در اثر انتشار طبيعى وارد آب زيرزمينى شده است. از مهم ترين اين چشمه هاى تراورتن ساز ميتوان از چشمه تراورتن ساز باباگرگر در شمال خاورى قروه، چشمه تراورتن ساز پيرصالح در جنوب باخترى بيجار و چشمه تراورتن ساز تخت سليمان در شمال تکاب نام برد.
اثرات تکتونو ماگماتيسم و بروز شرايط هيدروتر مالى وپديدآمدن چشمه هاى تراورتن ساز در محدوده مورد مطالعه، تاثير فرآيندهاى زمين شناختى بر محيط زيست را به نمايش مى گذارد، بطورى که در دراز مدت اثرات بهداشتى نامطلوبى نظير کاهش طول عمر و بروز سرطان براى ساکنين مناطق آلوده به آب هاى محتوى بعضى عناصر فلزى و شبه فلزى بدنبال داشته است.
 
3-سپاسگزارى
ايزد يکتا را سپاس مى گوئيم، اين گزارش محقق نمى شد مگر به الطاف خدا وند و راهنمائيهاى اساتيد گرانقدر درسازمان زمين شناسى کشور و سازمان صنايع ومعادن استان کردستان، لذا برخود لازم مى دانيم که مراتب سپاس وتشکر خود را به ايشان ابراز نمائيم.
ازجناب آقاى مهندس فرهاد انصارى مديريت محترم زمين شناسى مهندسى وزيست محيطى سازمان زمين شناسى واکتشافات معدنى کشور جهت راهنمايى ها وهمکارى هاى ارزنده در طى مراحل اين تحقيق تقدير و تشکر مى شود.
ازجناب آقاى مهندس ماجدى معاونت محترم صنايع ومعادن استان کردستان که بزرگوارى نموده و امکان بهره گيرى از تجربيات ارزشمند علمى صنايع ومعادن استان کردستان را فراهم کرده سپاس گزارى نموده و توفيقات روزافزون ايشان را از خدا وند متعال خواستاريم.
 
4- راه هاى دسترسى
بهترين راه دستيابى به محدوده مورد مطالعه جاده آسفالته بيجار - قروه است که از روستاى خسرو آباد واقع در 45 کيلومترى جنوب بيجار با پيمودن 100 کيلومتر به سمت خاورو از طريق روستاهاى جوروندى، احمد آباد و مهديخان قابل دسترسى مى باشد. از سوى ديگر در 20 کيلومترى جنوب بيجار راهى شنى وجود دارد که با پيمودن 9 کيلومتر به سمت باختر امکان رسيدن به روستاگوندک را ميسر مى سازد. (شکل1)

 

 

شکل1- موقعيت راه هاى دسترسى به منطقه مورد مطالعه دراستان کردستان

 
 
5- شرايط آب و هوايى
محدوده مورد مطالعه در تابستان ها آب و هوايى گرم تا معتدل و در زمستان ها آب و هوايى سرد همراه با بارندگى دارد. ميزان متوسط بارندگى ساليانه حدود 300 ميلى متر مى باشد. بر طبق آمار هواشناسى سال 1998 حداکثر دما در منطقه در مرداد ماه بهْ 32 درجه سانتى گراد و حداقل دما در بهمن ماه به ْ3- درجه سانتى گراد مى رسد و ميانگين رطوبت ساليانه 47 درصدمى باشد. جهت عمليات صحرايى ماه هاى مناسب از اردبيهشت تا اوايل آبان ماه است.
 
6- منابع آبى
وجود چاه ها و چشمه هاى متعدد در امتداد درزه ها، شکستگى ها و گسل ها مى تواند در تامين آب ساکنين منطقه تاثير بسزايى داشته باشد. در برخى مناطق با انجام عمليات زهکشى آب آشاميدنى ساکنين و آب مورد نياز مزارع و باغ ها تحت کنترل در آمده است.
مهم ترين رودخانه هاى منطقه عبارتند از رودخانه تلوار و قزل اوزن که رودخانه تلوار با امتداد شمالى جنوبى از بخش هاى جنوبى منطقه به سمت شمال ادامه داشته و در نهايت به قزل اوزن مى پيوندد و هم اکنون در کوه چنگ الماس، محلى که واحد سنگ آهک ميوسن توسط اين رودخانه بريده شده، سد تلوار در حال ساخت مى باشد.
 
7- ساختار اجتماعى
نزديک ترين و پرجمعيت ترين مرکز اجتماعى و فعاليت مردمى در محدوده مورد مطالعه شهر بيجار است. از سوى ديگر شهر قروه در جنوب اين منطقه مرکز ديگر فعاليت هاى اجتماعى و تمرکز مردم محسوب مى شود.
راه آسفالته زنجان- بيجار بعنوان يک جاده ترانزيت, استان زنجان را به استان کردستان پيوند داده و مهم ترين راه منطقه مى باشد. از اين جاده در شهرستان بيجار راه آسفالته شهرستان تکاب در شمال، راه آسفالته شهرستان ديواندره از باختر و راه آسفالته شهرستان قروه از جنوب منشعب مى شود. راه هاى خاکى بسيار خوبى تمامى روستاهاى منطقه را به يکديگر و در نهايت به شهرستان بيجار متصل مى‌نمايد.
بخاطر وضعيت ريخت شناسى منطقه کشاورزى رونق خوبى داشته و با ساخت سد تلوار امکانات رفاهى بيشترى در اختيار ساکنين منطقه قرارخواهد گرفت. در نقاط مرتفع زندگى مردم روستايى بصورت عشايرى است و زندگى خود را از راه بافت قاليچه، گليم و گله دارى مى گذرانند. گويش ساکنين اين منطقه بيشتر کردى است.
8- زمين ريخت شناسى
قديمى ترين سنگ هاى مشاهده شده در منطقه اسليت و ولکانيک هاى کرتاسه هستند و    سنگ هاى جوانتر بيشتر آهک هاى ميوسن مى باشند که با يک پى کنگلومرايى بر روى آنها قرار گرفته و بلندترين ارتفاعات منطقه را تشکيل داده اند و جديدترين سازندها شامل بازالت ها و رسوبات آبرفتى و رودخانه اى است.
بطورکلى منطقه داراى نواحى کوهستانى مرتفع و بخش هاى تپه ماهورى به نسبت کم ارتفاع است که در اين ميان بخش هاى مرتفع از واحدهاى سنگ آهک ميوسن بصورت ارتفاعات بلند و گاه صخره ساز بويژه در کوه چنگ الماس و اطراف شهرستان بيجار و تپه ماهورهاى به نسبت کم ارتفاع از واحدهاى مارنى- تخريبى پليوسن تشکيل شده است. مناطق پست و کم ارتفاع مربوط به واحدهاى کواترنرى مى باشند.
 
شکل2- زمين ريخت شناسى منطقه شامل واحدهاى کم ارتفاع مارنى پليوسن، تراورتن و آتشفشانهاى نيمه فعال کواترنرى است
 
 
9- تکتونيک و زمين شناسى ساختمانى
براى اولين بار در سال 1968 اشتوکلين زمين شناسى ايران را به چند منطقه يا پهنه ساختارى که داراى وضع زمين ساخت، تاريخچه ساختارى و رسوبى متفاوت هستند تقسيم بندى کرد. منطقه مورد مطالعه بر پايه اين تقسيم بندى در پهنه سنندج - سيرجان قرار مى گيرد.
م- ح نبوى در سال 1355 عواملى چون فعاليت هاى ماگمائى، دگرگونى، رديف هاى رسوبى و زمين‌شناسى ساختمانى را مبناى کار خود قرار داده و اين بخش از ايران را جزو ناحيه البرز آذربايجان قلمداد نموده است.
با توجه به تقسيم بندى هاى ارائه شده و شواهد زمين شناسى منطقه مورد مطالعه در پهنه سنندج-سيرجان واقع است. اين پهنه در اصل جزئى از ايران مرکزى بوده و از ناآرام ترين و بعبارتى فعال ترين پهنه هاى ساختمانى ايران بشمار مى رود و فازهاى دگرگونى و ماگماتيسم مهمى را پشت سر گذاشته است.پهنه سنندج- سيرجان را مى توان از ناحيه گلپايگان به دو بخش شمالى و جنوبى تقسيم نمود. بخش شمالى آن پهنه اروميه- همدان ناميده شده است.
 

10-آتشفشان هاى جوان منطقه در ارتباط با زمين شناسى زيست محيطى قروه-بيجار

بين بيجار و قروه چندين کوه آتشفشانى ديده مى شود که بعضى از آن ها در ميوسن فوقانى و پاره اى ديگر در پليئستوسن فعاليت داشته اند. اين آتشفشان ها در راستاى خطى با جهت شمال باخترى- جنوب خاورى در پهنه سنندج- سيرجان قرارگرفته و با راندگى بزرگ زاگرس در حدود يک صد کيلومتر فاصله دارند.

بنظر مى رسد که ولکانيسم خطى منطقه بيجار ناشى از فازهاى کششى محلى و نتيجه چرخش ميکروپليت ها است، زيرا در بعضى حالت ها فشارش و کشش باهم در يک زمان و در يک منطقه ديده مى شود.سنگ هاى ماگمائى کواترنرى بيانگر آخرين تظاهرات ماگمائى ايران مى باشند، اين آتشفشان هاى چينه اى طى فازهاى تناوبى گدازه اى و انفجارى و با انباشته شدن مواد خروجى بر روى هم بوجود آمده اند. و در حال حاضر در مرحله گوگردزايى و فومرولى به سر مى برند. ماگماى بازيک بر اثر کاهش فشار و افزايش حرارت از ذوب بخشى گوشته فوقانى حاصل شده است.

اين افزايش حرارت سبب پيدايش گنبد حرارتى در پوسته شده که نتيجه آن ذوب بخشى پوسته و ايجاد ماگماى اسيدى بوده است. آتشفشان هاى ميوسن بالايى و کواترنرى در محورقروه- بيجار- تکاب در راستاى خطى موازى با شکستگى زاگرس قرار گرفته اند و اين محور با روند شمال باخترى- جنوب خاورى معادن فعالى مانند داشکسن در خاور قروه و زرشوران در شمال تکاب را در برمى گيرد. عمده کانى هاى موجود در اين معادن عبارتند از طلا, استيبنيت, رآلگار, ارپيمنت و سينابر، تشکيل اين کانسارهاى جوان را مى توان در پيوند با محلول هاى گرمابى فعال در منطقه دانست.

موقعيت ساختمانى ورابطه نزديک بين فعاليت هاى آتشفشانى جوان و ارتباط آن با کانى سازى و بروز شرايط هيدروترمالى در منطقه، تاثيرفرآيندهاى مختلف زمين شناسى بر محيط زيست را به نمايش گذاشته و پيدايش چشمه هاى تراورتن ساز در شمال خاورى قروه، جنوب باخترى بيجار وشمال تکاب با روند شمال باخترى - جنوب خاورى, اثرات نامطلوبى درکيفيت بهداشتى وسلامتى مردم ساکن در ناحيه بر جاى گذاشته است.

 

شکل4- چشمه تراورتن سازباباگرگردر شمال خاورى قروه،جنوب باخترى بيجار
 
11- روش مطالعه
طى عمليات صحرايى در پائيز 1382 نمونه بردارى سيستماتيک از منابع آب هاى سطحى و    زير زمينى منطقه انجا م پذيرفت که جهت آناليز شيميايى به آزمايشگاه هاى ژئو شيميايى سازمان زمين شناسى و اکتشافات معدنى کشور ارسال گرديده, سپس نتايج حاصل از آناليزنمونه هابه همراه اطلاعات آناليز شيميايى از منابع آبى موجوددر استان کردستان مورد مطالعه و بررسى قرار گرفت که نمايانگرتمرکزبعضى از فلزات سنگين در نمونه ها مى باشد. نتايج حاصل از با استفاده از نرم افزار WINSURF  ارزيابى و پردازش گرديد که نتايج اين بررسى ها در صفحات بعدى ارائه شده است.
12- تا ثير يون هاى فلزى  بر آب هاى سطحى و زيرزمينى و رسوب گذارى ترکيبات فلزى
بطور کلى مهم ترين يون هاى فلزى محلول شامل آرسنيک، کادميوم آهن، سرب، مس، نقره، منگنز و روى مى باشند. غلظت بالاى اين يون هاى فلزى آب هاى سطحى و زيرزمينى را آلوده مى کند و به صورت مستقيم آبخوان ها را تحت تأثير قرار مى دهد.
غلظت زياد يون هاى فلزى و Ph پايين سبب ايجاد اثرت ويژه اى در انسان مى شود و حتى گاهى منجر به بيمارى مى گردد. غلظت هاى بالاى فلزى معمولاً همراه Ph پايين مشاهده مى شوند.  Ph پايين سبب انحلال و تشديد تحرک اغلب يونهاى فلزى مى گردد. بدين وسيله يون هاى فلزى به صورت محلول توسط آب هاى زيرزمينى و سطحى مهاجرت نموده و در فاصله هاى دور بر اثر افزايش  Ph رسوب مى کنند. و رسوب هيدرو کسيد و سولفات هاى فلزى را پديد مى آورند.  مواد شيميايى مورد استفاده در معدنکارى و کانه آرايى از ديگر آلوده کننده هاى آب هستند. مواد مختلف مورد استفاده بيشتر شامل مس، روى، کرم، سيانور، نيترات و ترکيبات فنولى و اسيد سولفوريک مى باشند. آلودگى هاى اسيدى بيشتر در اثر شستشو (ليچينگ) ايجاد مى گردند هنگامى که آب از سطح به آبهاى زير زمينى نفوذ مى کند، سبب آلودگى آب هاى زير زمينى مى شود. اين آلودگى هنگامى که اتصال هيدروليکى بين آب هاى سطحى و زيرزمينى وجود داشته باشد به بيشينه مقدار خود مى رسد.
 
13-آرسنيک
زمين شناسى آرسنيک
آرسنيک يکى از عناصر کمياب در پوسته جامد زمين است که از لحاظ فراوانى در رده بيستم عناصر پوسته زمين جاى گرفته است. فراوانى اين عنصر در پوسته 5/1 تا 2 ppm مى باشد ولى گاهى در اثر تجمع کانى هاى اين ماده مقدار آن به 6  ppm هم مى رسد.
مهم ترين ترکيب تجارى آرسنيک، ترى اکسيد آرسنيک As2O3 است. که تقريباً 97 درصد آرسنيک مصرفى دنيا از اين نوع مى باشد.
آرسنيک به چندحالت مختلف و متمايز مى تواند وجود داشته باشد. بطور کلى سهم  آرسنيک در همراهى با اکثر فلزات بنيادى و برخى از فلزات کمياب ناچيز است. اين عنصر در متالوژى مزاحم محسوب گشته وحتى متناسب با مقدار آرسنيک براى سنگ هاى صادراتى جرائمى قائل مى شوند. زيرا آرسنيک و ترکيبات آن سمى بوده و يک عنصر مضر و پردردسر در فرايند ذوب و تصفيه به حساب مى آيد. بطور کلى آرسنيک در سنگ هاى معدنى با فلزات ديگر از قبيل مس، سرب، نيکل، آنتيموان، کبالت، نقره، طلا، جيوه و سلنيوم همراه مى باشد .ميزان فراوانى اين عنصر در سنگ ها نسبتاً کم است. کانى هاى مهم آرسنيک عبارتند از زرنيخ زرد (As2 S3) زرنيخ قرمز (As S) آرسنوپيريت (Fe As S) و لولنيژيت (Fe As2).
نام کانى
فرمول
درصد آرسنيک
زرنيخ قرمز
As2 S3
70
زرنيخ زرد
As S
91/60
آرسنوپيريت
Fe As S
01/46
کبالتيت
Co As S
15/45
انارژيت
Cu As S4
02/19
 
رالگار کانه بسيار ناپايدارى است, چنانچه در مجاورت هوا قرار گيرد تغيير رنگ مى دهد و به ارپينيت تبديل مى شود. رالگار در گدازه هاى آتشفشانى و در چشمه هاى آبگرم پديد مى آيد. اُرپينيت بطور معمول در رگه هاى آبگرم دماى پائين و در مناطق آتشفشانى پيدا مى شود.
 
اثرات زيست محيطى آرسنيک
آرسنيک يک عمل کننده زيست محيطى نامطلوب, شناخته شده است. مقادير زياد آن باعث ايجاد مسموميت شديد شده و منجر به مرگ مى گردد. مقدار کمتر آن باعث عارضه‌هايى همچون پيدايش خطوط سفيد بر روى ناخن ها شده و ممکن است باعث بروز سرطان هاى ريه و پوست شود.هم چنين تصور مى شود که آرسنيک در اثر عمل باکترى ها مى تواند به شکل هاى متيلى و سمى درآيد.
انتشار آرسنيک در جهان عمدتاً در ارتباط با ذخاير طلا و چشمه هاى آبگرم مى باشد. مشکلات ناشى از آرسنيک بطور عمده در باطله هاى معدنى و يا ذخاير غنى از آرسنيک (مانند ذخاير طلا ـ آنتيموان) متمرکز شده است, هم چنين سوخت هاى فسيل منبع اصلى آرسنيک به شمار مى آيند. زغال سنگ به طور معمول تا 300 ppm آرسنيک دارد، که فقط بخشى از آن به هنگام تميز کردن زغال سنگ همراه با پيريت جدا مى شود. بعضى از زغال سنگ ها تا 1500 ppm آرسنيک دارند. خوشبختانه اختلاف بسيار زيادى در مقدار مسموميت ترکيبات مختلف اين عنصر وجود دارد و همه گونه هاى در بر دارنده  اين ماده در خاک باعث آلودگى نمى شوند. جذب آرسنيک توسط گياهان محدود مى باشد و حتى گياهانى که در زمين هايى با تمرکز بالايى از آرسنيک مى رويند درصد بالايى از آرسنيک موجود را جذب نمى کنند.
آرسنيک با ظرفيت هاى (5+)، (3+)، (1+) و (3-) ديده مى شود. اگرچه مهم ترين حالت غيرمحلول آرسنيک در آب با ظرفيت (5+) و (3+) مى باشد, آرسنيک پنج ظرفيتى بسيار سريعتر از آرسنيک سه ظرفيتى جذب مى گردد.
آرسنيک غيرمحلول توسط آهن جذب شده و در يک محيط اکسيداسيون با Ph بالاى 4 اکسيدآهن را به کلوئيدآهن تبديل مى کند و ممکن است مقدارى از آرسنيک را جذب نمايد. بنابراين انتظار مى رود مقدارى آرسنيک در آب بصورت محلول ديده شود.
حداکثر مقدار مصرف مجاز آرسنيک در رژيم غذايى mg/kg/day 0003/0 مى باشد (حداکثر مقدار مجاز آن در آب mg/lit 05/0 است).
درجدول زير نام بيمارى، علائم ناشى از آلودگى به عنصر آرسنيک، منابع آلودگى، رفتار عنصر در طبيعت، حد مجاز عنصر آرسنيک در آّب، هوا و خاک بررسى شده است.
 
آرسنيک
 
نام بيمارى
 
کراتوسيزوفشار خون
 
 
سرطان پوست
 
سرطان مثانه
 
قانقاريا و سرطان ريه
 
علائم ناشى از آلودگى به عنصر
مشکلات پوستى روى دست و پا وتخريب مجارى بينى
 
سرگيجه مشکلات تنفسى و گرفتگى عضلات
پوکى و شکنندگى استخوان
اختلالات کليوى، کم خونى و از بين رفتن حسبويايى
 
منابع آلودگى
زهاب معادن فلزى متروک و سوزاندن زغالهاى غنى از آرسنيک
تسويه کانه هاى سولفيدى حاوى آرسنيک
سدهاى باطله و سنگ ها ى آلوده به آرسنيک
زهاب هاى حاصل از فعاليت هاى معدنى و کانه آرايى
 
رفتار عنصر در طبيعت
آرسنيک دربدن ماهيها و حلزونها تجمع مى يابد که اين آرسنيک خطرى در بر ندارد.
بيشتر ترکيبات آرسنيک در آب حل مى شود.
آرسنيک در طبيعت از بين نمى رود بلکه از شکلى به شکل ديگر تغيير مى کند.
آرسنيک موجود در هوا روى زمين مى نشيند و بواسطه آب باران شسته مى شود.
ملاحظات
معمولاٌ آرسنيک با عناصر طلا، مس و روى همراه  مى باشد.
آزمايش ، مو و خون براى اندازه گيرى آرسنيک در بدن استفاده مى شود.
هضم مقادير بالاى آرسنيک کشنده است.
 
 
 
 
 
 
حد مجاز
مرجع استاندارد
 
ّآب
0/05(ppm)
EPA
NIOSH
National Institue for Occupational Safety and Helth
10-50(μg/lit)
WHO
0/1(mg/lit)
ACGIH
OSHA
Occupational Safety and Health Administration
هوا
10(μg/m3)
OSHA
WHO
WorldHealth Organization
0/25(mg/m3)
ACGIH
خاک
 
EPA
Environment Protection Agency

 چنا نکه در نمودارديده مى شود مقادير آرسنيک در دو محدوده يکى درجنوب باخترى شهرستان بيجار نزديک به چشمه گرمابى پيرصالح با آنومالى260ppb وديگرى درشمال خاورى شهرستان قروه پيرا مون چشمه گرمابى باباگرگر با آنومالى 120ppb  قابل تشخيص است.

در نقشه انتشار مقادير آرسنيک در محدوده قروه - بيجار، تمرکز آلودگى آرسنيک در چشمه گرمابى پيرصالح و چشمه گرمابى باباگرگر قابل توجه بوده که مى توان آن را درارتباط با فعاليت هاى هيدروترمالى جوان منطقه دانست.
هم چنين اهميت باز بودن منحنى هاى انتشار آرسنيک درمحدوده مورد مطالعه بيانگر ادامه روند آلودگى هاى فلزى وشبه فلزى درخارج ازاين منطقه است. اما براى اظهار نظر بعدى نياز به مطالعات دقيق تر در مراحل تفضيلى وجود دارد. در شکل 5 نقشه مقادير انتشار آرسنيک درمحدوده قروه-بيجار قابل بررسى است.
 

 
شکل5- نقشه مقادير انتشار آرسنيک درمحدوده قروه-بيجار
 
از مقايسه نقشه پراکندگى آتشفشان ها ى جوان منطقه قروه و بيجار با نقشه انتشار مقادير آرسنيک هم آن محدوده, روند مشابه و هم سو جنوب خاورى - شمال باخترى قابل مشاهده است.
هم چنين آلودگى هاى آرسنيک در ارتباط با آتشفشان ها ى جوان و بروز فعاليت هاى هيدروترمالى وايجاد شرايط مناسب براى کانى سازى طلا, استيبنيت, رآلگار, ارپيمنت و سينابر در هم اين روند بوده است.
 

 
نقشه پراکندگى آتشفشان ها ى جوان منطقه قروه و بيجار
 
 
     نقشه انتشار مقادير آرسنيک منطقه قروه و بيجار
14- آنتيموان
زمين شناسى آنتيموان
آنتيموان داراى دو ايزوتوپ با عدد جرمى 121 و 123 است که ايزوتوپ 123 فراوانتر مى باشد. فراوانى آنتيموان در پوسته زمين 50- 10 * 5 بوده اما ضريب تمرکز آن بسيار بالاتر و در سنگ هاى آذرين تا 4- 10 * 5 مى رسد.
آنتيموان عنصرى کالکوفيل است و در ترکيب ليتوسفر تقريباًکمياب مى باشد. استيبنيت        مهم ترين کانى آنتيموان بوده که در رگه هاى کم پهنا و نهشته هاى هيدروترمال همراه رآلگار,  زرنيخ و سينابر يافت مى‌شود. بيشتر زمين شناسان بر اين باورند که خاستگاه آنتيموان مواد فرار زيرپوسته اى است. محلول هاى گرمابى آنتيموان دار از ميان گسله هاى ژرف به سوى لايه هاى بالائى پوسته زمين روان مى‌شوند.
 
جدول ميزان تمرکز آنتيموان در سنگهاى مختلف
نوع سنگ
ميزان تمرکز آنتيموان
سنگ هاى بازيک
2/0-1/0 ميلى گرم
سنگ هاى حدواسط
2/0   ميلى گرم
سنگ هاى اسيدى
2/0    ميلى گرم
شيل
2-1 ميلى گرم در کيلوگرم
ماسه سنگ
2/0 ميلى گرم در کيلوگرم
سنگ آهک
2/0 ميلى گرم در کيلوگرم
 
اثرات زيست محيطى آنتيموان
آنتيموان بصورت محصول جانبى سرب و يا روى توليد مى شود. اگرچه اثر آنتيموان بر روى سلامت افراد بشر همانند اثر آرسنيک مى باشد. اما تاکنون هيچ مشکلى ناشى از کاربرد اين عنصر گزارش نشده است. هر چند آلودگى آنتيموان در آب هاى زيرزمينى اطراف ذخاير سرب و روى و فلزات قيمتى وجود دارد. اما بيشتر آلودگى آنتيموان نتيجه بارش هاى اتمسفرى ناشى از احتراق سوخت هاى فسيلى است. آنتيموان جهت رشد گياهان ضرورى نيست ولى اين عنصر به راحتى توسط ريشه گياهان جذب شده و مى تواند باعث آلودگى آنها گردد.  ميزان تمرکز آنتيموان که باعث آلودگى مى شود بين 5 تا 10 ميلى گرم در کيلوگرم است.
درجدول زير نام بيمارى، علائم ناشى از آلودگى به عنصر آنتيموان ، منابع آلودگى، رفتار عنصر در طبيعت، حد مجاز عنصر آنتيموان در آّب، هوا و خاک بررسى شده است.
 
آنتيموان
 
نام بيمارى
 
 
 
علائم ناشى از آلودگى به عنصر
تنفس طولانى مدت آن باعث سوزش چشم و ريه ها شده و دردهاى شکم،اسهال، حالت تهوع و زخم معده را به همراه دارد
عوارض پوستى
سردرد، خواب آلودگى، خستگى، کم اشتهايى و دردهاىعضلانى
 
 
منابع آلودگى
معادن اکسيد آنتيموان و ديگر کانى هاى حاوىآنتيموان
کارخانه هاى ذوب با سوخت زغال
بعنوان محصول جانبى صنايع ذوب سرب
 
رفتار عنصر در طبيعت
آنتيموان در هوا بصورت ذرات ريز پخش شده و براى چند روز باقى مى ماند.
آنتيموان در خاک به ذرات حاوى آهن، منگنز و آلومينيوم متصل مى گردد.
در مقادير کم در درياچه ها و
رودخانه ها يافت مى شود.
 
ملاحظات
 
آنتيموان در خون، ادرار و مدفوع قابل اندازه گيرى است.
 
 
 
 
 
 
 
 
حد مجاز
مرجع استاندارد
 
 
ّآب
0/006(ppm)
EPA
NIOSH
National Institue for Occupational Safety and Helth
 
0/01(mg/lit)
ACGIH
OSHA
Occupational Safety and Health Administration
 
هوا
0/5(mg/m3)
OSHA
WHO
WorldHealth Organization
 
0/5(mg/m3)
ACGIH
 
خاک
0/1(mg/m2)
ACGIH
EPA
Environment Protection Agency
 
 
 
 
در نقشه انتشار مقادير آنتيموان دو محدوده يکى درشمال باخترمنطقه مورد مطالعه نزديک به چشمه گرمابى پيرصالح با آنومالى  ppb 340و ديگرى درجنوب خاورى بيجار پيرا مون چشمه گرمابى باباگرگر با آنومالى300 ppb قابل تشخيص است.(شکل6)
 
شکل6- نقشه انتشار مقادير آنتيموان درمحدوده قروه-بيجار
15-سرب
زمين شناسى سرب
سرب فراوان ترين عنصر سنگين است. مقادير اندک آن در مواد سيليکاتى بسيارى از سنگهاى آذرين يافت شده هم چنين سرب جانشين پتاسيم کانى هاى پتاسيم دار مى شود.
سرب و روى بطور معمول همراه با يکديگر در کانسارها يافت مى شوند اما مصارف و اثرات زيست محيطى بسيار متفاوتى دارند. عنصر روى براى حيات موجودات نقش اساسى دارد. در حالى که هيچ گونه نقش شناخته شده حياتى براى سرب وجود نداشته و اين عنصر يکى از آلوده کننده هاى مهم محيط زيست به شمار مى آيد. در نتيجه توليد اوليه روى ظرف چند دهه گذشته همچنان سير صعودى داشته در حالى که توليد سرب در واقع شروع به کم شدن کرده است.
با توجه به شهرت سرب از نظر آلودگى محيط زيست، اين پرسش ممکن است پيش آيد که اصولاً اين فلز چرا استخراج مى شود. پاسخ اين سئوال در مصارف مهمى که اين فلز دارد نهفته است. سرب بطور معمول از کانه رايج گالن بدست مى آيد و بطور کامل در ذخاير گرمابى يافت مى شود.
 
اثرات زيست محيطى سرب
سرب و روى از نظر تأثيرى که بر انسانها مى گذارند تفاوت زيادى دارند. روى، يکى از اجزاء تشکيل دهنده اصلى آنزيم ها، DNA و RNA بوده و نقش اساسى در توليد پروتئين، متابوليسم کربوهيدرات ها و رشد سلولى دارد.
سرب فاقد هرگونه نقش بيولوژيکى است. و حتى در مقادير اندک نيز سمى بوده و اثرات فيزيولوژيکى و عصبى بر روى انسان دارد. اثرات فيزيولوژيکى افزايش مقدار سرب که شناخته شده تر هستند شامل سرگيجه، کم خونى، از دست رفتن حس جهت يابى، اغماء و مرگ است. اثرات عصبى سرب طيف گسترده اى از کاهش عملکرد سلول هاى عصبى تا عفونت مغزى را دربرمى گيرد. سرب بسيارى از اين اثرات را از راه رقابت موفقيت آميز با ساير عناصر حياتى در واکنش هاى مهم بيوشيميايى برجاى مى گذارد. براى نمونه عنصر سرب از طريق جايگزين کردن آهن در ترکيبات مورد نياز بدن موجودات و توليد هموگلوبين باعث ايجاد کم خونى مى شود. سرب محلول در آب بيشتر سرب دوظرفيتى بوده که در هيدرواکسيدهاى مختلف مشاهده مى گردد. سرب و ديگر فلزها      کاتيون هايى هستند که مى توانند با کاتيون هاى خاک هاى رسى جابجايى انجام دهند، بنابراين گسترش فلز سرب در آب هاى زيرزمينى محدود مى گردد. حد مجاز سرب در آب1/0  ppm است.
 
 
درجدول زير نام بيمارى، علائم ناشى از آلودگى به عنصر سرب ، منابع آلودگى، رفتار عنصر در طبيعت، حد مجاز عنصر سرب در آب، هوا و خاک بررسى شده است.
سرب
نام بيمارى
نابينايى
(Amaurose)
کم خونى
فشار خون
علائم ناشى از آلودگى به عنصر
تغيير شکل ستون فقرات و درد عضلانى
اختلال در سيستم عصبى و در مورد زنان باردار منجر به سقط جنينمى شود
بى خوابى و کاهش وزن
ناراحتيهاى معده و مسموميت و افزايش فشار خون
 
منابع آلودگى
باطله هاى معادن قديمى سرب باعث آلودگى خاکو آب مى شود.
سرب اساسا از دو طريق، دود اگزوز ماشينهاى سنگين و دود حاصل از سوزاندن صنعتى زغال وارد هوا مى شود.
 
رفتار عنصر در طبيعت
معمولاٌ آب هاى با pH کم، سرب بيشترى را در خود نگه مى دارند.
سرب موجود در هوا در فاصله هاى طولانى مهاجرت
 مى کند.
ذرات سرب در صورت ورود به خاک به ذرات خاک مى چسبد.
 
ملاحظات
 
 
حد مجاز
مرجع استاندارد
 
 
ّآب
10-50(μg/lit)
WHO
NIOSH
National Institue for Occupational Safety and Helth
1(mg/lit)
ACGIH
OSHA
Occupational Safety and Health Administration
 
هوا
1.5(μg/m3)
EPA
WHO
WorldHealth Organization
 
0.15(mg/m3)
ACGIH
 
خاک
0.12(mg/m2)
ACGIH
EPA
Environment Protection Agency
 
ACGIH
AmericanConference of Governmental Industrial
NIOSH
National Institute for Occupational Safety and Health
در نقشه مقادير انتشار سرب دو محدوده يکى درشمال باخترمنطقه مورد مطالعه منطقه پيرصالح با آنومالى340ppb  وديگرى درجنوب خاورى بيجارمنطقه باباگرگر با آنومالى 300  ppbديده        مى شود. (شکل8)
 

شکل8- نقشه مقادير انتشار سرب درمحدوده قروه-بيجار
16-نتيجه گيرى وپيشنهادها
1- تحفيقات نشان مى دهد بيمارى هاى اپيدمى و مزمنى که در استان کردستان رواج داشته و دارد ناشى از مصرف آب آلوده توسط ساکنين مى باشد. بنابراين کاهش طول عمر، ابتلا به سرطان و وفور بيمارى کليوى از مشکلاتى است که دراهالى مناطق با غلظت بالاى فلزات سنگين ديده مى شود. سلامتى مردم ساکن در محدوده قروه ـ بيجار ـ تکاب با مصرف آب محتوى بعضى عناصر فلزى وشبه فلزى مورد تهديد قرار گرفته است.
2- فعاليت هاى هيدروترمالى در ارتباط با ولکانيسم جوان منطقه شنا خته شده است. بخارهايى که از ماگماهاى زيرين فراز کرده آرسنيک و عناصر فلزى و شبه فلزى را وارد سيستم گرمابى نموده و سبب انتشار طبيعى آرسنيک و عناصر فلزى و شبه فلزى در آب هاى زيرزمينى محدوده قروه ـ بيجار ـ تکاب گرديده است.
3- با توجه به ماهيت زمين شناسى منطقه و بررسى نقشه ها, در استان فعاليت هاى صنعتى و معدنى خاصى صورت نمى گيرد و کشاورزى صنعتى و صنايع سبک و سنگين تقريباٌ وجود  ندارد. و از سوى ديگر با توجه به انديس هاى معدنى و ساز و کار گسلش و نيز شواهد سنگ شناسى منطقه مى توان نتيجه گرفت آلودگى منابع آبى در اين منطقه يک نوع آلودگى طبيعى است که حاصل فعاليت بشر بشمار نيامده و منشاء زمين زاد داشته و عمدتا" وابسته به ساختار زمين شناسى منطقه مى باشد.
4- در يک نگاه کلى، مى توان افزايش غلظت بعضى عناصر از جمله آرسينک، جيوه و آنتيموان را در چارچوب واحدهاى ساختارى منطقه دنبال نمود بطورى که بيشترين غلظت عناصر فوق در منطقه با راستاى جنوب خاورى ـ شمال باخترى بر محورآتشفشانى جوان قروه ـ بيجار ـ تکاب منطبق مى باشد.
5- از خطرناکترين عناصر براى محيط زيست مجموعه As،Sb،Hg است. اين عناصر گسترش نسبتا"وسيعى در محدوده قروه ـ بيجار ـ تکاب نشان مى دهند.
6- تهيه نقشه هاى بزرگ مقياس از محدوده آلوده به عناصر فلزى و شبه فلزى هم چنين آزمايش با دقت بالا و نمونه بردارى با تعداد بيشتر از آب هاى هيدرترمال در محورآتشفشانى جوان قروه ـ بيجار ـ تکاب و بررسى ادامه اين روند در خارج ارمحدوده مورد مطالعه در مراحل تفضيلى پيشنهاد مى شود.
7- مطالعات ايزوتوپ اکسيژن وهيدرژن به منظور تعيين منشا آب هاى آلوده به عناصر فلزى و شبه فلزى(آب ماگمايى يا آب جوى) پيشنهاد مى گردد.
 
 

موضوعات مرتبط: زمین شناسی محیط زیست
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 15:46 ] [ عباس ]

اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را به‌دست مي‌آوريد كه تا بحال كسب كرده‌ايد

 فاينمن

 

پرتگاه نهایی ، سیاهچاله

 

 

 

شاید یکی از چالش های بزرگ اختر فیزیک در این قرون موضوع جذاب سیاهچاله ها باشد . آنسوی افق رویداد بر هیچ شخصی مشخص نیشت . شاید در آن سوی آن فضایی عمیق پنهان شده باشد ، شاید این فضا آن حد بزرگ باشد که برای انسان قابل تصور نباشد . انسان از گذشته می دانسته که زمین کروی بوده و به عبارت بهتر مسطح نبوده و در واقع خمیده می باشد ، به عبارت دیگر کره ای است که لبه ندارد. ما از روی آن نمی افتیم زیرا نیروی سحرآمیز گرانش هرکس و هرچیزی را محافظت می کند تا به سطح سیارات دیگر نیافتد .

 

پس از آنکه نسبیت آلبرت اینشتن پا به عرصه نهاد به این موضوع پرداخته شد که فضا خودش خمیده است. حالا ما می دانیم که سفر به دریای بیکران فضا که ما به آن جهان می گوئیم در واقع به مکانی ژرف و عمیق است و اگر مسافری بدون اطلاع به آن سفر کند ممکن است به داخلی اجرامی فوق العاده عظیم سقوط کند و زندگی را برای همیشه وداع گوید و با یک ریسک جانش را از دست بدهد . او به درونی افقی کاملا" مخفی سقوط می کند و ما هنوز به طور کامل نمی دانیم که برایش چه پیش می آید این افق وحشتناک متعلق به سیاهچاله است .

 

گرانش مهلک

 

یک سیاهچاله یک جسم متناقض کیهانی است . یک ستاره تاریک ، یک جسم کاملا" نا مرئی ، یک زندان برای نور . این جسم یک مرز دارد که هر چیز وارد آن شود بازگشتی نخواهد داشت ، ما این مرز را افق رویداد می خوانیم . یک کره که هر چیز وارد آن شود برای ابدیت اسیر آن می شود ، مکانی که دیگر امکان فرار از آن نیست . جایی که در آن سطح جامد وجود ندارد . در این هنگام هر چیز حتی نور مکیده می شود و فقط یک گردات ژرف گرانشی مشاهده می شود ، این اجرام بسیار بی رحم هستند و هرجیز را که به طرفشان بیاید جذب می کنند ، در واقع آن جسم را برای همیشه از آمدش پشیمان می کند . ما از مرکز که تکینگی خوانده می شود اطلاعات چندانی نداریم ولی می دانیم که در آنجا گرانشی مهلک حکم فرما است .

 

چهره ی این اجرام همیشه مخفی و پوشیده است . تکینگی آنها همیشه به صورت نقطه ای است که نیروی گرانش فوق العاده ای در آن متمرکز شده است . همه ی اجرام و امواج الکترومغناطیسی و انرژی که در سیاهچاله فروافتاده اند در نقطه ای فوق العاده کوچک و فوق العاده چگال فشرده شده اند و گرانشی نا متناهی ایجاد می کنند . سیاهچاله ها عموما" گازهای میان ستاره را حریصانه قورت می دهند . فضا از وجود این اجرام متلاطم است و هم چنین زمان از جود آنها فشرده می شود تا اینکه متوقف شود . چون نور نمی تواند از افق رویداد سیاهچاله عبور کند ما آن مکان را لبه جهان فرض می کنیم .

 

مختصری از داستان گرانش

 

مفهوم گرانش : این نیروی نامرئی که بر زندگی ما مسلط است و ما را بروی زمین نگاه می دارد . این نیرو برای مدتها طولانی انسان های بزرگ را کشفش به مبارزه طلبیده است . حتی روزی که گالیله در بالای برج پیزا که کج است به مشاهده می پراداخت این سؤال برایش پیش آمد که چرا اجسام به سوی پائین سقوط می کنند . گالیله تعجب کرد که چرا اجرام سنگین و اجرام سبک با یک زمان یکسان به سطح زمین می رسند . همچنین از این موضوع که چرا سیارات در راهشان به حرکت می پردازند  حیرت کرد . زمانی که کشفیات خود را در مورد سیارات بیان کرد او را به این جرم که در قوانین کلیسا بدعت گذاری کرده است دستگیر کردند و در دادگاه های خود محکوم کردند . این که چرا آنها این کار را کردند بحثی کاملا" مجزا است که در این مقال نمی گنجد . او سرانجام در سال 1642 در فلورانس زمانی که سعی می کرد که نشان دهد گرانش عامل این امر است درگذشت .

 

در یک کریسمس چارچوب گرانش به دست دانشمند بزرگ سر ایزاک نیوتن نهاده شد . او با 28 ماه اندیشه ی پیاپی توانست حساب دیفرانسیل و انتگرال را کشف کند . سپس طبیعت نور را مورد مو شکافی قرار داد و با این تلاش ها توانست قوانین حرکت سیارات را وضع کند . هرچند که امروزه مکانیک کلاسیک که بیشتر قوانین آن به وسیله نیوتن وضع شده بود تا حد زیادی از فیزیک کنار رفته است . زیرا بعضی از کمیت ها همانند نور و جرم را مطلق می دانست و با این گونه روابط بعضی از پدیده ها قابل شرح نبودند . و سر انجام یک روز وقتی که در حال استراحت بود و فنجان چای را می نوشید مشاهده کرد که از درخت به زمین افتاد ؛ در این هنگام رشته افکاراتش قطع شد و در زمینه ی گرانش به فکر فرو رفت .

 

در ذهنش این سؤال ها تداعی می شد که چرا سیب به طور مستقیم سقوط کرد ؟ آیا آن می خواهد به مرکز زمین رود ، جایی که کانون نیروی گرانش است . با این افکارات به این مووضع پی برد که هر یک از سیارات و حتی خود خورشید دارای گرانش هستند ؛ او گفت که در بین هر دو جسم دارای جرم در عالم گرانش وجود دارد در واقع او گفت که هر جسم دارای جرم گرانش دارد . هم چنین او گفت که هر چه جرم جسم بیشتر باشد گرانش آن بیشتر است . بنابراین به این سؤال پاسخ داده شد که چرا سیارات به دور خورشید می چرخند .

 

در پایان آلبرت اینشتن در سال 1919 با ارائه ی تئوری نسبیت عام خود که در آن از معادلات بسیار پیچیده ریاضی استفاده کرده بود گفت که گرانش اثر هندسی جرم بر فضا اطراف خود  است . به این ترتیب برای نخستین نظریه ای کامل گرانش را شرح داد .

 

ستاره های تاریک

 

در سال 1784 جان میشل دانشمند بزرگ ولی فراموش شده ی قرن 18 که کشیش نیز بود ؛ ( در تاریخ علم دانشمندان بزرگی مشاهده می شوند که بدون اقتضا به شغل شان کارهای فوق العاده کرده اند ؛ مثلا همین آقای میشل که مطالعاتش چندان مناسبتی با شغلش نداشت ) از سرعت گریز بعضی از اجرام تعجب کرد ( سرعت گریز حداقل سرعتی است که نیاز است تا از سطح یک سیاره یا یک ستاره جدا شویم ، در واقع سرعتی است که یتوانیم از گرانش آن فرار کنیم ) ؛ او می دانست که گرانش یک جسم به جرمش بستگی دارد ، همچنین این موضوع را می دانست که سرعت نور بسیار زیاد است ولی با این حال متناهی است . او از این موضوع تعجی کرد که خورشید با این جرم باز هم قادر نیست نور را در سطح خود نگه دارد و نور از سطح آن می گریزد ( می دانیم که سرعت نور 299792 کیلومتر بر ثانیه است که آن را 300000 کیلو متر بر ثانیه فرض می کنند و از این سرعت تقریبی بیشتر استفاده می کنند ) . میشل پاسخ به این صورت استنباط کرد که اگر خورشید در همین اندازه بود ولی جرمش 500 برابر بود نور نمی توانست از سطح خورشید بگریزد زیرا در این صورت گرانش آن بسیار می شد . چند سال بعد ریاضدان بزرگ فرانسوی لاپلاس به طور مستقل تنیجه را به طور یکسان شرح داد و بدین ترتیب مفهوم ستاره تاریک زاده شد .

 

جهان حفره ها

 

سیاهچاله ، این اجرام نادر و عجیب ، را می توان نتیجه ی تفکرات جوان باهوش آلمانی که در سال 1919 در دفتر ثبت اختراعات سوئیس مشغول به کار بود دانست . آلبرت اینشتن در سال 1919 تئوری نسبیت عام خود را که انقلابی عظیم در فیزیک نوین بود را ارائه کرد . آلبرت اینشتن پی برده بود که جهان اساسا" در مکان های متفاوت نسبت به قوانین نیوتن قابل توضیح نیست . او گفت که سه بعد از فضا نمی توانند به صورت مجزا از بعد چهارم یعنی زمان باشند . او گفت که این ها با هم پیوسته هستند و آنها فضا – زمان نامید . این ساختار همانند یک ساختار نامرئی است که در واقع وجود دارد . او گفت که فضا نمی تواند مطلق باشد ، بلکه پیوسته است . این بافت فضا زمانی می تواند خمیده شود و یا اینکه پیچ و تاب پیدا کند .

 

این بافت که می تواند جالب باشد فقط در صورتی می تواند مسطح و صاف باشد که هیچ چیز در روی آن وجود نداشته باشد . اگر جسمی جرم دار در روی آن وجود داشته باشد گرانش نیز وجود دارد ؛ و هر جا که گرانش وجود داشته باشد این بافت فضا – زمان خمیده می شود . این خمیدگی این بافت برای اجرام حکم می کند که چگونه حرکت کنند ، در واقع می گوید که گرداگرد این فضا – زمان خمیده به سیر و سفر بپردازند . همانطور که در بخش گرانش گفتیم گرانش در تئوری نسبیت عام اثر هندسی جرم بر فضا ی اطراف خود است . اگر بخواهیم کمی ساده تر توضیح دهیم همین خمیدگی عامل ایجاد گرانش است .

 

اینشتین برای تصور این واقعیت فرض کرد که کاغذی دارد و آن کاغذ را ساختار فضا – زمان فرض کرد . او جسمی سنگین را در روی آن ماغذ قرار داد ( آن جسم را خورشید در نظر گرفت ) و دید که در ساختار کاغذ خمیدگی و فرو رفتگی ایجاد شده است . او گفت که این فضا زمان خمیده گرانشی تولید می کند که هرچه این خمیدگی بیشتر باشد گرانش نیز قوی تر خواهد بود . سرانجام در جهان اجرامی وجود دارند که این خمیدگی را به نهایت خود می رسانند و تمام مسیرها را به سوی خود خم می کنند و این اجرام حقیقتا" سیاهچاله های کیهانی هستند .

 

تولد ستاره

 

برای فهم مقیاس بزرگ در جهان ما باید به مقیاس های بسیار کوچک را درک کنیم . با باز کردن زندگی یک ستاره ما می توانیم زاده شدن یک سیاهچاله را به خوبی درک کنیم .

ستاره ها زمانی پدید می آیند که ابری فوق العاده بزرگ از غبارهای کیهانی و هیدروژن در زیر بار گرانش خود فشرده شوند . در این صورت گرانش به همراه افزایش چگالی فزونی می یابد و بدین ترتیب فضا – زمان خمیده و خمیده تر می شود . پس مدتی گاز هیروژن در هسته متراکم می شود و در این تراکم شدید اتم ها با یک دیگر برخورد می کنند و دمای آن ها رفته رفته افزایش می یابد . زمانی که دمای هسته به 10 میلیون درجه رسید ، پروتون های هیدروژن در پی واکنش های زنجیره ای هم جوشی هسته ای به هلیوم تبدیل می شوند . در هنگام این واکنش ها مقداری از جرم نا پدید می شود که تبدیل به انرژی و امواج الکترومغناطیسی همچون نور می شوند . در این صورت یک جسم که همچون یک لامپ غول پیکر کیهانی است پدید آمده است و این آغاز زندگی یک ستاره است . هر ستاره ای که ما در آسمان مشاهده می کنیم در هسته اش واکنش های عظیم هم جوشی رخ داده است تا این نور تولید شود و به ما برسد . هنگامی که ستاره همانند خورشید درخشان و نورانی می شود ، گرانش آن سعی می کند تا ستاره را هم چنان منقبض کند و در خود فرو کشد . اما واکنش های عظیم هسته ای که در هسته ی ستاره انجام می شوند انرژی عظیمی تولید می کند و همین انرژی از در هم کشیده شدن ستاره و فروریختن آن جلوگیری می کند. زمانی که ستاره مورد نظر(بسته به جرمش) سوخت خود را در چند میلیون یا چند میلیارد سال مصرف کرد و تمام هیدروژن ها به هلیوم تبدیل شدند ستاره وارد مرحله ی جدید زندگی خود می شود در این هنگام ستاره سعی می کند تا هلیوم تولید شده را به عناصر سنگین تر همانند آهن تبدیل کند ولی این واکنش ها چندان انرژی زیادی را تولید نمی کنند تا با گرانش به مقابله بپردازد . سر انجام پس از مدتی گرانش پیروز می شود و این پایان زندگی یک ستاره است . در این هنگام ستاره نسبت به جرمش می تواند به سه حالت 1- کوتوله سفید 2- ستاره نوترونی 3- سیاهچاله تبدیل شود .

 

 

فشردگی عظیم

 

 

سرنوشت نهایی یک ستاره به جرمش وابسته است . خورشید ما در نیمه ی عمر است ، یعنی حدود 5 میلیارد از سن خود را سپری کرده است و برای بقایای حیات به میزان پنج میلیارد سال دیگر سوخت دارد . اما در زمان های دور واقع در آینده پس از اتمام سوخت خود لایه ی بیرونی خود را به بیرون خواهد انداخت . بدین ترتیب گرانش هسته را به شدت فشرده می سازد و تا حدی این کار را انجام می دهد و به جایی می رسد که توانایی ادامه ی ادامه ی آن را ندارد . در این صورت جرمی پدید می آید که کوتوله سفید نامیده می شود . باقی مانده ی هسته یکصد هازار برابر از زمین فشرده تر است .

 

بیشتر ستاره های عظیم سریع تر سوخت خود را می سوزانند و در نتیجه عمران آنها نیز کوتاه تر از حد انتظار خواهد بود . یک ستاره به جرم ده برابر خورشید ممکن است تنها میلیون ها سال عمر کند و زندگی آن به میلیارد سال نمی رسد . چنانکه فروریختن آن آغاز شود ماده ی موجود در آن زیر فشار گرانش له می شود . در این حالت هسته در حدود 50 میلیارد درجه حرارت دارد ، در چنین حرارتی هسته تنها چند ثانیه  واکنش می دهد و سپس به سبک سوپر نوا منفجر می شود .

 

سوپرنوا نوعی انفجار عظیم کیهانی است . در پی این واقعه ی کیهانی مقدار زیادی ماده به محیط میان ستاره ای دمیده می شود . در این گونه ستاره ها واقعا" از درون متلاشی می شوند و پی از آن اتم های هسته در زیر بار گرانش به هم می ریزند و الکترون های آنها به پروتون ها متصل می شوند و تولید ذره ی زیر اتمی دیگری به نام نوترون می نمایند . در نتیجه ستاره نوترونی پدید می آید که جرمش حدود 5/1 برابر خورشید است ولی این جرم عظیم تنها در در یک کره فشرده شده که ضخامت این سر تا آن سرش تنها 20 کیلو متر است .

دانشمندان ثابت کرده اند که ستاره های نوترونی واقعا" وجود دارند ، زیرا آنها سیگنال های خاصی را از خود ساتع می کنند درست همانند هشدار فانوس دریایی به ساحل . یک ستاره ی نوترونی امواجی خیره کننده ساتع می کنند ؛ این امواج توسط میدان مغناطیسی عظیمش که بیش از یک ترلیون برابر از میدان مغناطیسی زمین قوی تر است تولید می شود . این چنین ستاره های نوترونی را پالسار می خوانند . همچنین ستاره شناسان با دریافت این امواج از فضای تاریک دیگر تردیدی از وجود آنها را در خود راه نمی دهند .

 

پیروزی نهایی گرانش

 

 

یک ستاره ی نوترونی در برابر فشار عظیم گرانش در برابر فشرده شدن مقاومت می کند . اما اگر باقیمانده ی هسته پس از انفجار بیش 3 برابر خورشید جرم داشته باشد ، آنگاه دیگر شرایط کاملا" متفاوت می شود . در این شرایط حتی نوترون ها از فشار بی وقفه ی گرانش نمی توانند در امان باشند . نوترون ها در بی خبری هم چنان فشرده می شوند و هسته ی ستاره در زیر بار گرانش در فضای خودش از پای در می آید و از شکل می افتد و در این صورت جرمی بسیار ترسناک می شود . یک فرم تاریک که در قلب ستاره ها قرار داشته است و حال بی وقفه حرکت می کند و از فضای اطراف خود مواد را می مکد و آن را به درخشش وا می دارد . این اجسام گرسنه همان سیاهچاله ها هستند که در آنها گرانش به پیروزی نهایی رسیده است .  هر چیز که به محدوده ی جادویی آن وارد شود برایش بازگشتی نخواهد و نخواهد توانست تا بگریزد و سرانجام آین جسم قورت داده می شود .

 

آن سوی تاریکی

 

لبه ی سیاهچاله را افق رویداد می خوانند زیرا همه ی رویداد آن سوی آن بر ما پوشیده است و بر ما نامرئی است و فقط تا جایی ما حق مشاهده داریم که افق رویداد وجود دارد . در برخی از سیاهچاله ها ممکن شعاع افق رویداد تنها چند کیلومتر باشد . هرگاه ستاره ای در مداری دوتایی با سیاهچاله ای قرار گیرد هر از چند گاهی مقداری از گازهای خود را برای سیاهچاله پرتاب می کند و سپس سیاهچاله آنها را به وسیله ی تکینگی می رباید ؛ همانطور که گفته شد تکینگی نقطه ای است که در آن چگالی بی نهایت است ، در واقع جرم آن بی نهایت است ولی حجم آن بسیار بسیار کوچک است .

 

تکینگی جایی است پایان علم است و دانشمندان تفکر در زمینه ی آن را آغاز کرده اند . در این مکان موجودیت فضا و زمان متوقف می شود و جایگزین آن جرم آشفته و خروشانی می شود که آن را اسفنج کوانتومی می نامند . دانشمندان حدس می زنند این نقطه جایی باشد که قوانین اینشتین و نسبیت و مکانیک کوانتوم شکسته می شود . این حوضه ی چیزی است که کوانتوم گرانشی نامیده می شود ، در این مکان از یافته های بسیار پیشرفته ی ریاضی استفاده می شود .

 

گفته می شود که تکینگی وجود داشته است که جهان از آن آغاز شده است . در بسیاری از راه های یک ستاره به تکینگی یک سیاهچاله فرومی ریزد و این معکوس بیگ بنگ است . ما نمی دانیم که در آن سوی افق رویداد چه می گذرد شاید در آن سویش جهانی هم چون جهان ما پنهان باشد و شاید حتی این جهان نمونه ای از جهان های موازی خود باشد .

 

سیاهچاله یا فیل سفید

 

اینشتین خود به شخصه قادر نمی توانست باور کند که سیاهچاله های نامرئی در جهان ما واقعا" وجود دارند و آنها نتیجه معادلات خودش نیز می باشند . امروزه اما امروزه دانشمندان با شناسایی تعداد زیاد سیاهچاله در درون و بیرون کهکشان راه شیری دلیلی ارائه کرده اند که پیش بینی ها اینشتین و نسبیت او درست بوده است .

 

 

یک سیاهچاله شکار خود را با استتار استادانه ی خود به دست می آورد ، جایی که از تاریک ترین جاهای کیهان است . برای جستجوی یک سیاهچاله اول شما باید یک ستاره ی مرئی را بیابید که در مدار یک سیاهچاله به دام افتاده است ؛ سپس شما باید چگونگی حرکت ستاره را مورد مطالعه قرار دهید . جان ویلر یک توصیف زیبا را برای رقص این دو جسم در فضا گفته است : « مانند یک مرد سنگین که چیز سیاهی را پوشیده و نا مرئی است می تواند به راحتی یک زن را که لباسی روشن و نورانی را پوشیده است به دور خود بچرخاند . ستاره شناسان به نور ستاره ای که در مدار یار تاریک خود اسیر است توجه می کنند .

یکی از بهترین نماینده ها برای این امر ستاره است که V404 گایگنی نامیده می شود . محاسبات نشان داده است که همدم مستتر V404 دوازده برابر خورشید جرم دارد . البته هنوز مجموع جرم آن به طور کامل مشخص نشده است . اما مدار هر سیاهچاله برای به دام انداخت یک سیاهچاله باید نامرئی باشد . یکی از این سیاهچاله ها می توانند در کمین ستاره ای پنهان شده باشد .

 

جاروبرقی کیهانی

 

اگر چه سیاهچاله چنان قدرتی دارد که می تواند تمام اجرام را اعم از غبار و گاز را همانند جاروبرقی به درون بکشد ولی توانایی شکار کردن را ندارد . این چیزی برخلاف اعتقادات ما است  .  ولی شاید اگر این مووضع را بدانیم بهتر به درک این مطلب کمک می کند . اگر ما در جای خورشید خودمان در مرکز منظومه ی شمسی سیاهچاله ای با همان جرم قرار دهیم نخواهد توانست را زمین را مدار زمین را جذب خود کند و فقط ما از نور خورشید محروم خواهیم شد .

 

الیته شما می توانید از زمین خارج شوید و رویداد های جالبی را تجربه کنید شما پس از نزدیک شدن به افق رویداد کشیده می شوید و لاغر به نظر می آیید در این صورت شما می توانید پاهای خود را با طول به اندازه ی چند کیلومتر بیابید . پس از ورود به افق رویداد شما به ذرات بنیادی تجزیه می شوید و در پرده ی تاریکی از نظرها ناپدید می شوید .

 

همانطور که گفته شد پس از ورود به افق رویداد شما هرگز دیده نخواهید شد ، زیرا زمان اتساع می یابد و فوتون های حمل کننده ی تصویر شما نیز در دام چنین گرانش عظیمی خود را گرفتار می بینند و بسیار تقلا می کنند تا بدن شما را ترک کنند و به بیرون روند هرچند که چنین چیزی امکان پذیر نیست یعنی از یک میلیون سال هم تلاش کند نمی تواند .

 

قلب تاریکی

 

بیشتر ستاره شناسان این امر را تصدیق می کنند که سیاهچاله های سنگین وزن در مرکز کهکشان هایی همچون راه شیری هستند . آخرین برآوردها نشان می دهد که این گونه سیاهچاله را فوق العاده بزرگ یا سنگین می نامند که در کیهان موجود می باشند .

 

در دهه ی 1950 با تلسکوپ های نوری امواج بسیار قوی دریافت کردند و آنها را با تلسکوپ های رادیویی مورد مطالعه قرار دادند . منابع جستجو شده همچون ستاره نورانی بودند و امواج بسیار قوی که آن را با نام  " جت "  می شناسیم را از خود ساتع می کردند . این ها نخستین اجرامی بودند که شناسایی شدند و سپس کوازار یا منابع رادیویی شبه اختری نام گذاری شدند .

 

کوازار ها در قلب فعال کهکشان فعال قرار می گیرند و گازهای بسیار داغی که به گرد آن به چرخش در می آیند با سرعتی نزدیک به سرعت نور به چرخش در می آیند و درخشنده می شوند . جت های عظیم ذرات باردار جریان هزار سال نوری هستند که به بالا و پائین فضا راه می یابند ، درست همانند محور چرخ ها در اتومبیل . و همچون موتوری که تمام فعالیت ها به طور پنهانی در آن انجام می گیرد . با این تفاوت که در مرکز کهکشان سیاهچاله بسیار کوچک و فوق العاده چگال و فشرده است . در سیاهچاله های سنگین تر گازهای در دور آنها با سرعت بیشتری می چرخند . دانشمندان با تخمین هایی که زده اند این گونه کهکشان پنج هزار میلیون برار خورشید جرم دارند .

 

فرضیه ی ساخته شدن این کهکشان ها وسیاهچاله هایشان بدین صورت است که می گوید این کهکشان های از چرخش عظیم ابری از گاز به وجود می آید که همین ابری پس از مدتی تبدیل به میلیون ها و یا میلیارد ها ستاره  می شود ؛ در مرکز جایی که گاز ها متمرکز شده است ماده ی کافی برای ساخته شدن میلیون ها و یا میلیارد ها ستاره وجود دارد و پس مدتی این ها دست خوش تغییراتی می شوند که توسط گرانش فرومی ریزند و سیاهچاله ای فوق العاده بزرگ را پدید می آورند . در صورتیکه همان حفره ی ایجاد شده هنوز در مرکز کهکشان ها قرار دارد و از گازها مصرف می کند . پس از مدتی که تمام ستاره ها را بلعید سیاهچاله به حالت خاموشی و آرامی فرو می رود . و نسبتا" به آرامی هسته ی کهکشان را ترک می کند . این تئوری درست است زیرا در حال حاضر سیاهچاله ها در مرکز کهکشان ها قرار دارند .

 

آینده در درون سیاهچاله

 

 

فرض کنید شما یک فضا نورد باشید و یک قدم به لبه ی سیاهچاله یا همان افق رویداد فاصله دارید . اگر کمی در زمینه ی آناتومی سیاهچاله ها مطالعه داشته اید حتما" می دانید که در نمودار پن روز راهی وجود دارد که از آن طریق می توان به سیاهچاله وارد شد و از جهانی دیگر که به جهان موازی معروف است ملحق شد . در ابتدا اگر نمودار پن روز را مشاهده کنید شاید کمی به نظرتان مشکل آید ولی در کل ساده است .  شما پس از ورود به آن راه وارد سیاهچاله می شوید و پس از مدتی از یک جسم دیگر که سفید چاله نام دارد بیرون پرت می شوید ؛ کاربرد سفید چاله دقیقا" عکس کاربرد سیاهچاله است یعنی اینکه بر خلاف سیاهچاله هر چیزی را از خود می راند . شما پس از خروج از این سفید چاله وارد جهانی دیگر شده اید که ممکن است زندگی در آن جریان داشته باشد و آن زندگی شاید اندکی با زندگی ما تفاوت کند . خلاصه شما حالا در جایی دیگر به غیر از این جهان هستید .


 




موضوعات مرتبط: نجوم
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 10:44 ] [ عباس ]

اسکارن

 

واژه اسکارن اولین بار در سوئد به عنوان یک اصطلاح معدنی، برای توصیف گانگ کالک سیلیکاته نسبتا درشت همراه با بعضی از ذخایر آهن به کار گرفته می‌شد. طبق تعریف واژه اسکارن به سنگهایی اطلاق میشود که از سیلیکاته Mg,Ca,Fe تشکیل شده اند و در نتیجه جانشینی Mg,Fe,Al,Si در سنگهای غنی از کربنات (آهک یا دولومیت) حاصل می‌شوند. اسکارن ها غالبا در نزدیکی توده های نفوذی تشکیل میشوند و دارای انواع مختلفی می باشند.


تصویر

انواع اسکارن

اسکارنها می توانند بر اساس معیارهای مختلفی تقسیم بندی می‌شوند: اگزواسکارن و اندواسکاران واژه های معمولی هستند که به ترتیب برای بیان پروتولیت رسوبی و آذرین به کار می روند. اسکارن منیزیمی و کلسیک برای توصیف ترکیب شیمیایی غالب پروتولیت و کانیهای اسکارنی حاصله به کار می رود. این واژه ها می توانند به صورت ترکیبی هم بیان شوند. مثل اگزواسکارن منیزیمی، که شامل اسکارن فورستریت- دیوسپیدی تشکیل شده از دولستون می باشد. هورنفلس کالک سیلیکاته یک واژه توصیفی است که برای سنگهای کالک سیلیکاته دانه ریز حاصل از دگرگونی سنگهای کربناته ناخالص مثل آهک سیلتی و شیل کربناته اطلاق میشود. اسکارنهای واکنشی از دگرگونی ایزوکمیکال لایه های نازکی از سنگهای شیلی و آهکی که به طور میان لایه ای قرار گرفته باشند، تشکیل می شوند.

اسکارنوئید

اسکارنوئید برای توصیف سنگهای کالک سیلیکاته نسبتا دانه ریز و فقیر از آهن به کار می رود که از نظر ژنتیکی حد واسط بین هورنفلس دگرگونی محض و اسکارن متاسوماتیکی دانه درشت محض می باشد (بعضا اسکاران تراوشی نیز خوانده میشود). اسکارنوئید برای توصیف سنگهای غنی از گارنت با منشا نامعلوم به کار می‌رود. در تمام واژه های فوق الذکر،ترکیب و بافت اسکارن توسط ترکیب و بافت پرتولیت کنترل می شود اغلب ذخایر اسکارنی که از لحاظ اقتصادی مهم اند از انتقال متاسوماتیکی در مقیاس بزرگ حاصل می شوند که در آن ترکیب سیال، کانی شناسی اسکارن و کانه های حاصله را کنترل می کند.

تکامل اسکارنها در زمان و مکان

اسکارنها در همه جا و در سنگها میزبان با هر سنی یافت می شوند. اگر چه اکثرا در واحدهای سنگی کربناته تشکیل می شوند، اما در بیشتر انواع سنگها شامل شیل، ماسه سنگ، گرانیت، بازالت و کوماتئیت نیز می توانند تشکیل شوند. اسکارنها در طی دگرگونی ناحیه ای یا تماسی و در اثر فرآیندهای متاسوماتیکی سیالهای با منشا ماگمایی، دگرگونی، جوی یا دریایی تشکیل می شوند. این ذخایر در جوار توده های نفوذی، در طول گسلها و زونهای برشی اصلی، در سیستم های ژئوترمالی کم عمق، زیر کف دریا و مناطق دگرگونی دفنی عمیق واقع در اعماق کم پوسته یافت میشوند.

تصویر


چیزی که در این محیط های بسیار متفاوت باعث تمایز و تشخیص یک سنگ به عنوان اسکارن میشود کانی شناسی خاص آن می باشد که شامل تنوع وسیعی از کانیهای کالک سیلیکاته و دیگر کانیهای مربوطه می باشد که معمولا گارنت و پیروکسن غالب اند. بنابراین حضور اسکارن الزاما نشانگر یک جایگاه زمینشناسی خاص یا ترکیب سنگی ویژه نمی باشد اما تشکیل و توسعه آن نشان می دهد که حرارت، فشار، ترکیب سیال و سنگ میزبان در رنجی بوده که برای تشکیل کانیهای اسکارنی مناسب بوده اند.

کانی شناسی اسکارن

تعریف و طبقه بندی کانسارهای اسکارنی بر اساس کانی شناسی آنها استوار می باشد. بعضی از کانیها مثل کوارتز و کلسیت تقریبا در همه اسکارنها حضور دارند و بعضی دیگر همچون هومیت، پریکلاز، فلوگلوپیت، تالک، سرپانیتن و بروسیت مختص اسکارنهای منیزیمی هستند و در اغلب سایر انواع اسکارنها حضور ندارند. به علاوه تعداد زیادی از کانیهای حاوی قلع، بور، بریلیوم و فلوئور نیز وجود دارند که پاراژنزهای بسیار کمیاب ولی مهمی را تشکیل می دذهند. کانی هایی که هم برای طبقه بندی و هم برای اکتشاف اسکارنها مفیدند، مثل گارنت، پیروکسن و آمفیبول، در تمام انواع اسکارنها حضور دارند. و تنوعات ترکیبی مشخصی را از خود نشان می دهند.

موضوعات مرتبط: کوهها و معادن و غارها
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 10:0 ] [ عباس ]

تشکیل زمین از دیدگاه ژئوشیمی

 

دیدگاه کلی

جهان همیشه در حال تحول بوده و هست و اگر از عصر خود به عقب برویم، به حالتی می‌رسیم که جهان بصورت یک کانون فوق‌العاده متراکم کوچک و حجم ناچیزی که تمام ماده در آن گنجانیده شده است در می‌آید. زمین ، جزئی از جهان است و هنگامی زمین شکل گرفته است. با تخمین میزان انبساط ثابت می‌کنند که جهان لایتناهی امروزه بیش از پنج میلیارد سال عمر دارد.

اثبات عمر جهان از روی عمر عناصر

اگر فرض کنیم که تمام عناصر در آن واحد بوجود آمده و تفاوت سنی برای آنها قائل نشویم، می‌توانیم از روی این زمان صفر که مبدا قرار می‌گیرد، عمر جهان را با تقریب جزئی بدست می‌آوریم، زیرا با کشف مواد رادیواکتیو و واکنشهای آن توام با واکنشهای حرارتی هسته می‌توانیم نیم عمر ماده رادیواکتیو را معلوم کنیم یا به عبارت دیگر چون عناصر در یک زمان بوجود آمده با واکنشهای رادیواکتیو و هسته‌ای تبدیلاتی در آنها به وقوع پیوسته و عناصر دیگری از عناصر مادر تولید شده‌اند. با بررسی عمر مواد رادیواکتیو می‌توانیم عمر عناصر دیگر را درک کنیم.

وفور عناصر در جهان و عمر عناصر

مدارک در مورد وفور عناصر نشان می‌دهد که تمام عناصری که عدد اتمی آنها از 40 بیشتر است، به یک میزان در جهان فراوان هستند. از این نکته فهمیده می‌شود که هسته‌هایی که آرایش الکترونی مشابه دارند، به یک میزان تقریبا بوجود می‌آیند و نحوه تشکیل و طریقه ایجاد آنها دخالتی ندارد. مثلا اورانیوم 238U با نیم عمر 4 4.4x10 سال با بیسموت و جیوه که عناصر پایداری می‌باشند، به یک میزان در عالم وجود دارند. بنابراین عناصر اخیر نمی‌توانند بیش از چند هزار میلیون سال عمر داشته باشند و گرنه اورانیوم فوق الذکر تا به حال به کلی متلاشی شده بود و از آن اثری باقی نمی‌ماند.

به همین نحو ، پتاسیم 40K که ماده رادیواکتیو طبیعی ایزوتوپی با
نیم عمر متوسط 1.3x109 سال است، به میزان کم وجود دارد و همین وفور کم دلیل بر این می‌شود که هسته این عنصر ایزوتوپ ، باید چندین هزار میلیون سال قبل تشکیل شده باشد تا وقت کافی برای متلاشی خود داشته باشد و وفور آن نقصان یابد. همین استدلال درباره پلونیوم 237NP با نیم عمر 225x104 و پلونیوم 239Pu با نیم عمر 24x103 سال که تقریبا در طبیعت وجود ندارند و به کلی از بین رفته‌اند، صدق می‌کند.

نظریه پیوستگی اولیه عناصر

از راه غیر مستقیم نیز می‌توان به نتیجه‌ای که قبلا ذکر شده رسید، به این معنی که اورانیوم 238U با نیم ‌عمر 4.4x1010 سال و اورانیوم 235U با نیم‌ عمر 7.1x108 سال در آغاز به یک میزان وجود داشته‌اند. ولی اکنون نسبت اولی به دومی برابر با 140/1 شده است و این نکته مشخص می‌کند که باید 5x109 سال بگذرد تا نسبت مذکور صدق نماید و اگر در آغاز میزان 235U کمتر از میزان 238U می‌بود، زمان کمتری لازم می‌شد تا وفور کنونی برقرار شود. چنین شواهدی با نظایر آن معلوم می‌دارد که به یک عنصر ، عمری تعلق می‌گیرد که از حیث مقدار با عمر نجومی عالم تطبیق می‌کند و از روی این نکته ، می‌توان قائل شد که عناصر در آغاز انبساط عالم و هنگام تشکیل خود باهم پیوستگی داشته‌اند.

این نظریه را می‌توان از روی ایزوتوپهای سرب 208 , 207 , 206 , 204 تایید کرد به این معنی که ایزتوپ 204 که در اصل رادیواکتیو نیست، به همان مقداری که در پیدایش وجود داشته ، اکنون هم وفور دارد و وجود قسمتی از ایزوتوپهای دیگر را باید در آغاز انبساط تشکیل یافته دانست و قسمت دیگر را از متلاشی شدن اتمهای 232U , 236U , 235U پنداشت. باید انتظار داشت که وفور نسبی آنها در طول زمان افزایش می‌یابد. مشاهدات چنین نظریه‌ای را تایید کرده است. چنانکه وقتی به آزمایش سنگهای معدن سرب که عمر زمین شناسی آنها معلوم است می‌پردازیم، ملاحظه می‌کنیم که Pb204 تدریجا" نسبت به سایر
ایزوتوپهای سرب در کانیهای جوانتر کمتر فراوان می‌باشند.

تخمین عمر عالم از روی عمر زمین

می‌توان از روی بررسی عمر زمین نیز به عمر عالم پی‌برد. پیرترین سنگی که در پوسته زمین یافت شده حداقل عمر زمین و در نتیجه ، عمر عالم را معین می‌دارد. سنگهای پگماتیت که در جنوب شرقی "مینی توبا" (Manitoba) پیدا شده ، در حدود 2x109 سال عمر دارند. این سنگها با سنگریزه‌هایی که از مبداهای قدیمیتری در رسوبات داخل شده‌اند، مخلوط می‌باشند. یعنی در حقیقت برای آنها دو دوره سدی مانتاسیون یا ترتیب قبلی وجود داشته است. بدین ترتیب قدیمترین صخره ، قاعدتا" باید بیش از 2x109 سال و شاید 2.5x109 سال عمر داشته باشد و عمر زمین که آن را باید یک جرم منفرد تلقی کرد و تمامی جهان بطور قطع بیش از این عدد می‌باشد.

مبدا عالم از دیگاه شیمی و وابستگی ژئوشیمی به آن

عالم قبل از اینکه انبساط حاصل کند، در حالت اولیه خود در حجم بسیار کوچکی گنجانیده شده و در این حجم ، تمام ماده موجود در جهان به صورت متراکم ذخیره گشته بود. بدیهی است که تحت چنین شرایطی ، فشار داخلی شگرف و درجه حرارت هم خیلی بالا خواهد بود و شیمی امروزه می‌فهماند که در چنین شرایطی عناصر نمی‌توانند وجود داشته باشند و ماده تحت این شرایط به صورت یک شاره مجتمع و متراکم که بیشتر آن را نوترونها تشکیل می‌دهد، بوده است. بیشتر نظریه‌های امروزی برای بسط جهان از این مبدا و حالت اولیه ، سرچشمه می‌گیرد و معتقدند که آغاز انبساط و تشکیل عناصر بوجود آمده‌اند.

همین که انبساط آغاز شد، در دور کانون متلاطم ماده منبسط شده ، تراکمی حاصل می‌شود که در نتیجه آن ، ماده ، حالت اجتماعی حاصل می‌کند و به صورت کهکشان یا سحابها و یا ستارگان مستقل در می‌آید. با شرخ فوق ملاحظه می‌شود که مطالعه ژئوشیمی بدون مطالعه منظومه شمسی ، جنبه علمی پیدا نمی‌کند با اینکه
منظومه شمسی کاملا در دید کهکشان ما قرار نمی‌گیرد و نسبت به کلیه جهان ناچیز می‌باشد، نظریات مختلفی در طول تاریخ مبنی بر تشکیل زمین و سایر سیارات ارائه شده است.

تئوری فن وایز زاکر مبنی بر تشکیل زمین و سایر سیارات

این تئوری خورشید را جرم چرخنده‌ای دانسته که از یک غلاف عدسی شکل بسیار گسترده‌ای از مواد جامد و گاز که حرکت گردبادی دارند احاطه شده است. در این غلاف عدسی شکل ، چرخشهای گردباد مانند و مارپیچی وجود دارند که موجب اجتماع موضعی ماده می‌گردد. بعدا از الحاق و تراکم این توده‌های پراکنده سیاره تشکیل می‌شود. دلیل این مطلب از یک طرف فواصل منظم گردبادهاست و از طرف دیگر اختلافی که در بزرگی و چگالی سیارات درونی و بیرونی وجود دارد.

از روی این تئوری قابل قبول تلقی می‌شود. زیرا در این غلاف عدسی شکل که از آن سیاره متراکم می‌گردد، هر چقدر از مرکز دورتر شویم درجه حرارت طبق قانون عکس مجذور نقصان می‌پذیرد و در نتیجه قسمت خارج بیش از قسمت داخل ماده متراکم می‌شود و حال آنکه مواد متراکم شده در نواحی خارجی بیشتر از اجسامی تشکیل شده‌اند که درجه حرارت بحرانی آنها کوچک می‌باشد. سبب همین اختلاف در مورد مقدار مواد متراکم ، سیارات برونی سریعتر از سیارات درونی نمو و رشد می‌نمایند و زودتر بزرگ می‌شوند.


موضوعات مرتبط: مطالب عمومی
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 9:55 ] [ عباس ]

زمین شناسی اقتصادی در ایران

 

تاریخچه استفاده از فلزات در ایران :

در مورد
تاریخ استفاده از مس نظرات ضد و نقیضی دیده می شود. گروهی استفاده از آن را در حدود 20 هزار سال پیش از میلاد، و عده ای تاریخ استفاده آن را به حدود 12 هزار سال پیش از میلاد و به کشور مصر نسبت می دهند. برخی ساکنان اولیه ایران را نخستین ذوب کنندگان و استفاده کنندگان از فلز مس تصور می کنند و تاریخ آن را به حدود 9 هزار سال پیش از میلاد می دانند. با این حال، به نظر بسیاری از باستان شناسان استخراج و ذوب مس توسط ساکنان اولیه ایران و در محلی به نام تل ابلیس صورت گرفته است.

براساس شواهد
باستان شناسی و معدن کاری قدیمی، مرکز، شرق و شمال ایران دارای کهن ترین پیشینه فلزگری می باشند. اواخر هزاره هفتم در ایران را مرحله گذر از عصر نوسنگی به عصر فلزات می دانند، در حالی که عصر نوسنگی در اروپا تا هزاره چهارم ادامه داشته است.
در سال 1966 در
فرانسه مجسمه گوسفندی از فیروزه ساخته شده بود و در موزه ای به عنوان هنر 7000 ساله ایران، به تماشای همگان گذاشته شد و این موضوع نشان از آن دارد که تاریخ استخراج و به کارگیری فیروزه در ایران، به بیش از 7000 سال پیش می رسد. همچنین کوره های قدیمی ذوب فلزات و سرباره های باقیمانده آنان، در دامنه رشته کوه های زاگرس و البرز تا کویر یزد، کرمان ، قم ، کاشان ، خراسان و همچنین در دامنه رشته کوههای بلوچستان مانند سرباره های معدنی مس چهل کوره و معادن متروکه سرب و روی بین ناحیه خارستان و بید ستر تفتان حاکی از مهارت نیاکان ما در امر استحصال فلزات از مواد معدنی دارد.

وجود کلمه aios به معنی فلزات در زبان
هند و اروپایی، نشان دهنده این است که تمدن هند و اروپایی پیش از مهاجرت، به عصر فلزات رسیده اند. این کلمه در لاتین aes به معنی مفرغ و مس و در سانسکریت به ayas یعنی آهن تبدیل شده است. واژه آهن در زبان پارسی مشتق از آسن asen (در زبان کردی) می باشد که واژه های آیزن eisen (آلمانی) و آیرون iron (انگلیسی) از آن مشتق شده است.

از آغاز هزاره سوم پیش از میلاد، در نوشته های دوره های پادشاهی
سومری، بابلی و ایلامی اغلب از پیشرفت های ایرانیان در زمینه صنعتی ، معدنی و بازرگانی یاد داشته است. در این مراکز صنعتی، فلزگرایی و سفالگری – صنعت سنگ صابون و سنگ مرمر، رونق فراوانی داشته است و همچنین در کارگاههای آنها سنگ های نیمه قیمتی چون عقیق ، سنگ لاجورد و فیروزه تولید، شده است.

آغاز عصر مفرغ (برنز) در ایران، درست همزمان با 2 هزار سال پیش از میلاد بوده است. کشف مفرغ موجب ساخت بیشتر اشیای فلزی و تقاضای روزافزون مواد خام شد. احتمال می رود که معدن قلع ده حسین در نزدیکی شازند در این زمان شناخته شده باشد. بین سالهای 1000 تا 2000 میلادی، فلز آهن نیز در ایران به کار گرفته شد. کاربرد عمومی فلز آهن، در جنگاوری و کشاورزی، اوضاع
تجارت را در آغاز هزاره اول تغییر داد زیرا این تجارت بر پایه خرید و فروش مس و فلزاتی بود که با مس ترکیب می شوند. احتمال می رود که کانسارهای آهن شاه بلاغ (جنوب زنجان)، ماسوله و گل گهر در این برهه از زمان شناخته شده اند.

در نیمه دوم هزاره اول پیش از میلاد، با تاسیس دولت نیرومند هخامنشی، شناخت زمین و بهره برداری از ثروت های نهفته آن، روبه گسترش نهاد و استخراج مس، طلا، نقره، سرب، روی و دیگر فلزات به فراوانترین حد خود رسید. ایرانیان در این زمان، از آهن در تهیه پولاد استفاده می کردند و در تهیه جنگ افزار و ساختن پل استفاده می نمودند و سپس این پل ها را با
قیر اندود می نمودند که هنوز هم بدون زنگ زدگی باقی مانده اند. همچنین برای استحکام ساختمان های تخت جمشید و پاسارگاد، از آهن و سرب استفاده شده است. در این دوره طلا و نقره نیز کاربرد فراوانی داشته است و تصور می شود که معادن طلای زرشوران تکاب، زرین اردکان یزد، کوه زر دامغان، کوه زر تربیت حیدریه، قلعه زری بیرجند، سرب و روی کوه سورمه فیروزآباد، آهن نیریز و فیروزه نیشابور در این دوره ایجاد شده اند.

در دوره
ساسانیان کانسارهای سرب، روی، مس، طلا و آهن زیادی شناخته شده اند. یشتر اشیاء و ابزار فلزی که در حفاریهای باستان شناسی به دست آمده، متعلق به دوره ساسانی می باشد و از جمله معادنی چون سرب و نقره نخلک، سرب و نقره خارستان و سرب و نقره آهنگران ملایر قابل اشاره است.

با حمله اعراب به ایران، فعالیت های معدنی زمانی را به انحطاط گذراند. اما در سده های سوم و چهارم که به نام دوره رنسانس اسلام نامیده شده است، صنایع فلزی و معدن کاری بتدریج رونق نهاد.

در دوره
صفویان استخراج از معادن زیرزمینی انجام گرفت و در این دوره قلع در این یافت نمی شد اما آهن و فولاد، طلا و نقره به مقدار زیادی استخراج می شد. در دوره قاجاریه و به ویژه زمان امیرکبیر، اقداماتی برای بهره برداری از معادن طلا به عمل آمد. از معدن طلای موته در نزدیکی دلیجان در این دوره نیز بهره برداری شده است.

آرسنیک به مقدار زیادی به صورت زرنیخ زرد و قرمز در کردستان و حوالی قزوین دیده شد. همچنین گوگرد، نمک طعام، شوره و زغال سنگ به صورت معادن روباز یافت شدند. در این دوره نفت و سنگ نمک از جزیره قشم، گل اخری در جزیره هرمز و ابوموسی، گوگرد در شرق و غرب بندرلنگه و فیروزه در نیشابور یافت شدند.

در اوایل سده چهاردهم هجری خورشیدی، با پیدایش ثبات اوضاع سیاسی در ایران، برنامه هایی در جهت صنعتی شدن کشور انجام گرفت مانند احداث مجتمع ذوب آهن و ذوب مس و کارخانه های بافندگی، قندسازی و سیمان

نخستین فعالیت های معدنی از سوی دولت در حدود 1313 در مناطق انارک و شمشک آغاز گشت. در سال 1316 معدن زغال سنگ گلندرود (در استان مازندران) گشایش یافت. همچنین معادن
سرب و روی در حوضه های انارک – اصفهان – یزد، معادن مس عباس آباد و زنجان نیز مورد اکتشاف و بهره برداری قرار گرفتند. در سال های بین 1340 – 1332 مطالعات زمین شناسی توسط شرکت های نفت در پهنه های رسوبی تمرکز یافت و امکان وجود نفت و گاز در آنها مورد ارزیابی قرار گرفت.

 


موضوعات مرتبط: زمین شناسی اقتصادی
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 9:46 ] [ عباس ]
زمین شناسی پزشکی
 
 
 
زمین شناسی پزشکی عبارت است از کاربرد یافته های زمین شناسی در مورد کانیها و یا سنگهای دارویی و... در پزشکی یا داروسازی. ومعادل لاتین Medical Geology میباشد.


معرفی:


این علم ارتباط بین فاکتورهای زمین شناسی و مشکلات سلامتی انسان و حیوان و همچنین نقش مهم کانی های داروئی در پزشکی و داروسازی را بررسی می کنند، یک زمین شناس پزشکی باید در زمینه های زیر مهارت کافی داشته باشد تا بتواند وظیفه اش را به نحو عالی انجام دهد:
  • کانی شناسی وسنگ شناسی
  • توانایی شناسایی کانیهای دارویی و به کراگیری آنها، جهت سناز مواد اولیه دارویی
  • بررسی تاثیر عوامل محیطی بر روی سلامت انسان و بیماریهایی که سلامتی را تهدید می کنند.
تصویر

خطرات عناصر جزئی و کمیاب

قرار گرفتن درمعرض عناصر جزئی و کمیاب سمی مشکلات زیادی را برای سلامتی به بار می آورد. در دنیا میلیونها نفر به دلیل تماس با آرسنیک، سرب، فلورین، جیوه، اورانیوم و... از مشکلات سلامتی رنج میبرند. استفاده نادرست از زغال با کیفیت پایین نیز خطراتی برای سلامتی به دنبال دارد، چون ذغالهایی با کیفیت پایین، دارای خاکستر، سولفور، عناصر جزئی و.کمیاب سمی وخطرناکی هستند، به عنوان مثال، در ایالت گوژو (جنوب غربی چین) روستاییان فلفل های قرمز ومحصولات ذرتشان را در داخل فرهای بدون منفذ، خشک می کردند. تا اواسط قرن گذشته، فرها ، سوخت چوبی داشتند، ولی امروزه با از بین رفتن جنگلها، چوب کمیاب شده، تا جایی که روستائیان میزان زیادی از محصولات را به ذغال تبدیل می کنند و برای گرمازایی و پخت و پز وحتی خشک کردن بقیه محصولات استفاده می کنند، اما در هنگان تبدیل این محصولات به ذغال، مقدار زیادی آرسنیک (3500ppm) و دیگر عناصر جزئی در آنها رسوب می کنند و متاسفانه فلفل های قرمزی که در حرارت این ذغالها خشک می شوند، غذای اصلی روستائیان بوده و منبع اصلی آرسنیک می باشند بیماریهایی که آرسنیک ایجاد می کند، عبارتند از:


1- هیپرپیگمنتاسیون که با برافروختگی و کک و مک همراه است.
2- هیپرکراتوسین که علایم آن زخم های بزرگ با تمرکز بیشتر در دستان و پا.
3- باونز که در آن سیاه و شاخی شده خشک که مقدمه سرطان پوست است، دیده می شود.
4- سلولهای فلسی شکل کارسینوما (سرطانی)


البته، تمامی خطراتی که از ذغال ناشی می شوند، صرفا از احتراق آن نیست، به عنوان مثال در بالکان، آبهای زیر زمینی، هیدرکربنهای آروماتیک چندحلقه ای را از ذغال هایی با لایه بندی نازک، شسته و در آب چاه ها جمع می شوند ومردم با خوردن از آب چاه، به نوعی بیماری کلیه ای درون بافتی، به نام نفروپاتی اندمیک مبتلا میشوند. چون این هیدروکربنها به عامل بیماری کمک می کنند. این بیماریها بیش از صد هزار نفر را در یوگسلاوی سابق کشته است.
در نتیجه مصرف ذغال های خانگی، فلورین هم متصاعد می شود که بیشتر از آرسنیک، بیماری زا می باشد، تنفس گرد و غبار ریزی که حاوی آزبست های رشته ای باشد، بیماریهایی را باعث می شود که عبارتند از:
آزبستوزیس، فیبروزیس شش ها، سرطان ریه، مزوتلیومای بدخیم.
در کالیفرنیای جنوبی در سال 1994 در اثر زمین لغزش و زلزله، قارچهای خاکی به نام کوکسیدیوئیدی ایمیتس ؛آزاد شده بود و مردم با تنفس این هوای آلوده به بیماریهایی مثل آسم، کوکسیدیودومویس (تب دره) مبتلا شدند.
همچجنین هیدروکسیل آپاتیت (Ca)5(PO4)3(OH) کانی استخوان و اصلی ترین ماده استحکام بخش استخوان هاست. و برای تشکیل دانه های این کانی در استخوان باید در رژیم غذاییی ذخایر عظیمی کلسیم و فسفر موجود باشد. فلورین هم در ساختمان آپاتیت وارد می شود. در آب بعضی مناطق غلظت های بالایی از فلورین وجود دارد. (حدود 14ppm) که در اواخر قرن بیستم خالدار شدن دندانها در این مناطق را به غلظت های بالایی از فلورین نسبت دادند. ولی جالب اینجاست که تحقیقات زمین شناسی پزشکی نشان داده است که اگر به آب مصرفی 1ppm فلورین اضافه کنیم، دندانها سالم می مانند که همه این یافته ها را با استفاده از قوانین و دستاوردهای ژئوشیمی به دست آورده اند.

تصویر

جنبه های پزشکی استفاده از بریلیم در صنعت جواهرسازی

در صنعت جواهر سازی، کانیها یا سنگهای زینتی (مثل سفیر، کروندوم و روبی) را تحت تاثیر بریلیم قرار می دهند تا تغییر رنگ داده و معمولا بی رنگ شوند و ارزش اقتصادی کانی یا سنگ را بالا ببرد.متاسفانه کار بر روی سلامتی جواهرسازان، بازرگانان جواهرات و خریدارانی که از جواهر استفاده می کنند، اثرات سوء دارد. بریلیم در فرم اکسیدی خود  (BeO) اگر استنشاق شود یا لمس شود، حتما باعث بیماری خواهد شد. در سال 1940 .معدنکارانی که در تماس با این عنصر قرار داشته اند به بیماری کرونیک بریلیوم یا (CBD) مبتلا شدند. اکسید برییلیوم در راکتورهای اورانیوم که پلوتونیوم از اورانیوم ساخته می شود، استفاده می گردد.

اشاره به چند کانی دارویی

زرنیخ قرمز وزرد- استیبنیت یا آنتیموآن- کرومیت- باریت- بوراکس- سیلیویت و...

نتیجه:

پروژه های مشترکی که بین زمین شناسان و پزشکان کار می شوند می توان گفت که از نظر شخصی وحرفه ای به نفع زمین شناسان بوده و باعث پیشرفت بهداشت جهانی است.


موضوعات مرتبط: زمین شناسی پزشکی
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 9:45 ] [ عباس ]

علت گران بودن هزینه اکتشاف در ایران

 

در کشور ما گران ترین بخش اکتشاف، حفاری است و گاه قیمت اکتشاف در کشور ما، از کشورهای غربی گران تر تمام می شود.

علت این مسئله این است که ماشین آلات حفاری، همگی تولید خارج است و معمولا در کشور تولید نمی شود. با این حال به نظر می رسد که مسایلی چون وقت کشی در هنگام حفاری ، نبود تجربه کافی و تجربه اندک کاردانان و کارشناسان حفاری، نقش بیشتری در افزایش هزینه حفاری داشته باشد.

در زمینه اکتشاف، از نظر نیروی متخصص و تحصیل کرده و پژوهشگر در بخش زمین شناسی و اکتشاف مشکل اساسی وجود ندارد و تقریبا تمامی روش ها و مدل های جدید اکتشافی را متخصصان و پژوهشگران این بخش به خوبی فرا گرفته اند و به صورت نظری در دانشگاه ها تدریس می شود.

اما آنچه که امروزه در این بخش در ارتباط با علم روز کمبود داریم، نبود نقشه های فلز زایی است که خطوط کلی اکتشاف را مشخص می کند و نبود یک مرکز سازمان یافته از پژوهشگرانی که مسایل کلی اکتشاف را طراحی کرده و نقاط ضعف و قوت آن را نقد و ارزیابی کنند و همچنین نبود بانک اطلاعات معدنی و زمین شناسی که همه اطلاعات موجود را در یک مرکز جمع آوری کند.

همچنین ابزارهای اکتشاف شامل نرم افزارها و سخت افزارهای جدید اکتشافی و نیز به روش ماهواره ای، تجهیزات رایانه ای، ژئوفیزیکی و نیز دستگاه های آزمایشگاهی برای تجزیه نمونه های معدنی و نیز وجود نیروی متخصص و ماهر برای استفاده از دستگاه های خریداری شده، از نیازهای ضروری ایران است که از این لحاظ، با کشورهای معدنی دنیا فاصله زیادی دارد. در همین راستا، دانش وضعیت تولید فروکروم، فرومنگنز و فرومولیبدن موجود است.

در ایران با توجه به ان که بسیاری از ذخایر فلزی دیگر مانند تیتانیم ، کروم، آنتیموان و ... وجود دارد، هنوز دانش فنی و صنعت استحصال آنها در کشور وجود ندارد و یا بین نسبت تولید و میزان ذخایر ارتباط منطقی دیده نمی شود.

همراه با پیشرفت های فناوری، عیار اقتصادی بهره برداری در حال پائین رفتن است.
دانش ما با جایگزین کردن مواد، تغییر در حالت تبلور، بالا بردن ویژگی های
فیزیکی از بار مصرف مواد خام به شدت کاسته می شود.

گذر از لامپ و
خازن به IC، ریز پردازشگر و پس از آن مواد هوشمند و یا علم سرامیک و رشد بلورها، همه نشان دهنده تلاشی در راه ناهمسان کرده رشد فناوری و مصرف مواد دارند.

اغلب کالای معدنی، اکنون در مقایسه با تورم جهانی بسیار ارزان تر از هر زمان دیگر به فروش می رسد.
به طور کلی طی سالهای متمادی، بهای بیشتر مواد معدنی با تورم پیش نرفته است.
تنها بهای گاز طبیعی،
طلا ، کبالت ، الماس ، گوهرها، ورمیکولیت ، احتمالا نیکل ، منگنز و آرسنیک بین سالهای 1960 تا 1995 از تورم پیشی گرفته اند.

در حقیقت، قیمت کالای معدنی تابعی از تغییرات کوتاه مدت عرضه و تقاضا بوده و غالبا از آن به عنوان تقاضا بوده و غالبا از آن به عنوان تقاضای حاشیه ای یاد می شود.
اثرات کوتاه مدت می تواند ناشی از اتفاقات می باشد که باعث جایگزینی مصرف مواد در یک کاربرد مهم شده و یا در نتیجه تغییر دولت در یک کشور عمده تولید کننده باشد.
همین روندهای دراز مدت، این واقعیت ها را از نظر پنهان می کند.

به طور کلی، کانسارهایی که تا ژرفای حدود 200 – 100 متری قرار دارند، با توجه به نوع کانسار و میزان ذخیره و دیگر ویژگی های معدنی به روش روباز و کانسارهای موجود در ژرفای بیشتر، با روش های زیرزمینی استخراج می شود.

کانسار هایی که در آنها کانه و باطله مخلوط است، با استفاده از روش های کلی، ولی مناطق غنی از کانه، غالبا با روش های گزینشی استخراج می شود.

در روش های روباز به طور معمول فرصت استفاده از روش های انتخابی کمتر پیش می آید. به طور کلی، هر چه ژرفای معدن کاری بیشتر شود، هزینه ها و دشواری آن افزایش می یابد.
به طور کلی در شرایط کنونی، حجم تولید روزانه از عوامل مهم اقتصادی می باشد. برای بالا رفتن مقدار تولید، معدن کاری روباز توسعه می یابد. در
ایران ، معادن آهن (چغارت، چادر ملو، سنگان و ...) اغلب معادن بزرگ و فعال سرب و روی (انگوران، کوشک، ایران کوه، عمارت و...)، معادن مس پورفیری و همچنین بسیاری از معادن دیگر و همه ذخایر غیرفلزی، به روش روباز استخراج می شود و اغلب معادن کوچک فلزی و زغال سنگ کشور، به روش زیرزمینی استخراج می گردند و معدن کاران ایرانی، تجربه خوبی در استخراج معدن روباز و زیرزمینی دارند.

 


موضوعات مرتبط: کوهها و معادن و غارها
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 9:44 ] [ عباس ]
 
 
 

مقدمه

کوههای آند ، نمونه به نسبتا ساده کمربند کوههای ناشی از زیرراندگی سنگ کره اقیانوسی مجاور یک حاشیه قاره است. شواهد اندکی دال بر زمینگان بر افزوده وجود دارد. ولی زمین شناسی کل رشته آند ، به نفضیل شناخته نشده و تغییرات قابل توجهی در ساختار و رفتار سنگ کره در طول این کمربند کوهها وجود دارد.

ساختار زمین شناسی عمومی کوههای آند پرو

آند در پرو دو کمربند چین خورده نقریبا موازی را در بر می گیرد.سن کوردیلرای غربی ، مزوزوییکترشیری وسن کودیلرای شرقی ، پالئوزوئیک پسین است. در جنوب پرو ، رشته ای چین خورده به علت در وسط قرار گرفتن فلات آلتی پلانو که شامل توالی ضخیمی از مولاسهای ترشیری است ، از هم فاصله می گیرند.
کوردیلرای شرقی مزوزوئیک در جنوب ، از تجمع ضخیم
شیل سیاه – کوارتزیت ساخته شده است ، در حالیکه در شمال، شامل رس سنگهای رخساره شیست سبز مربوط به پیش از اردویسین ، همراه با گنیسهایی است که ممکن است معرف پی سنگ انتقال یافته پرکامبرین باشد.

تصویر


کوردیلرای غربی مزوزوئیک- ترشیری در طول ، به حوضه رسوبی شرقی در بردارنده سنگهای اواری و کربنات چین خورده (میوژئوسینکلال) و گودال آتشفشانی – رسوبی (یوژئوسینکلاین) به نسبت دگر شکل نشده ، تقسیم می شود.

لرزه خیزی آند

الگوی عمومی لرزه خیزی و حل سازوکار کانونی زمین لرزه ها با فرورانش ورق صفحه نازکا به زیر آند همساز است. ولی ارزیابی تفصیلی رویدادهای دقیق تر مکان یابی شده ، نشان می دهد که شیبزون بنیوف ثابت نیست. شیب زون لرزه ای در مرکز وشمال پرو ، کم و حدود 10 درجه است.
در حالیکه شیب در جنوب پرو ˚30 است. در نتیجه ، گذر بین این دو ناحیه باید به صورت منطقه ای برشی یا صفحه پایین رونده واپیچیده باشد که انجام فرورانش را با زاویه های مختلف ممکن می سازد. به نظر می رسد که شیب زون بنیوف ، اداره کننده توپوگرافی و زمین شناسی نواحی رویی باشد در روی صفحه کم شیب ، آتشفشانی
کواترنر و نئوژن ناچیز است ، توپوگرافی به طور منظم ، از ساحل به قله آند افزایش می یابد و لرزه خیزی کم عمق ، ناحیه ای پهناور را فرا می گیرد. در روی صفحه ای با شیب تندتر ، آتشفشانی نئوژن و هولوسن وجود دارد. دره ای طولی سین کوردیلرای شرقی و غربی ایجاد شده است که رسوبهای آلتی پلانو را در برمی گیرد و لرزه خیزی به زوف بنیوف نسبتا باریی محدود است.

تصویر


مدل زمین ساخت صفحه ای آند

فلات شیب قاره آمریکای جنوبی و در زمان پالئوزوئیک پسین ، با رسوبهایی به ضخامت تا 15 کیلومتر پوشیده شد. برخی از این رسوبها ، از پوسته قاره ای واقع در غرب سرچشمه گرفته است که منشا و سازو کار ناپدید شدن بعدی آن روشن نیست. رسوبگذاری دریایی در کوردیلرای شرقی پیش از پرمین متوقف شد. زیرراندگی صفحه نازکادر زمان تریاس پسین- ژوراسیک پسین و پیش از جدایش آمریکای جنوبی از آفریقا شروع شد. با فوران بازالت و آندزیت و نفوذ اندکی گرانیت در غرب. فلات قاره پالئوزوئیک ، یک کمان آتشفشانی شکل گرفت. در زمان کرتاسه پسین – ترشیری پیشین ، یک رویداد کوهزایی جزیی به سمت شرق ، جایی که در تریاس – ژوراسیک فعال بود ، رخ داد و بخش عمده باتولیت آند بر اثر مذابهای گرانیتی حد واسط حاصل از منشاهای گوشته ای جایگیر شد. فشارش افقی ناشی از این جایگیری ، به سمت شرق به پوسته منتقل شد و چین خوردگی و فراخاست کوردیلرای شرقی را بوجود آورد. آن گاه مولاس آلتی پلانو با ضخامتی تا 7 کیلومتر نهشته شد. فعالیت آتشفشانی و پلوتونیسم که در زمان میوسن شروع شد ، مرحله جدید فعالیت آذرین را نشان می دهد. تنش فشارش حاصل از نفوذ ماگما ، سبب چین خوردگی و راندگی آلتی پلانو و کوردیلرای شرقی شد. در زمان پالئوزوئیک ، حدود 15 کیلومتر مولاس از کوردیلرای شرقی و غربی به آلتی پلانو وارد شده است. در کواترنری پسین فعالیت آذرین کاهش یافت ، تنشهای فشارش رها شد و در آلتی پلانو ، فروبوم تشکیل شد که به احتمال در پاسخ به نیروی مکش فرورانش بود. 

 


موضوعات مرتبط: کوهها و معادن و غارها
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 9:42 ] [ عباس ]

نقاط داغ

 

آشنایی

بر روی صفحات اقیانوسی ، آتشفشانی زیر دریایی در فاصله 2000 کیلومتری شکاف اقیانوسی دیده می‌شوند که به زمان حال مستعلق هستند و ارتباطی با شکافهای اقیانوسی ندارند. از این آتشفشانها بطور قطع آتشفشانهای داخل صفحه اقیانوسی هستند. آتشفشانهای داخل صفحه اقیانوسی به دنبال هم قرار گرفته و یک ردیف برجستگی عاری از زلزله می‌سازند. این رشته کوهها که از آتشفشانهای پایه بلند تشکیل شده‌اند، از نظر ثقل سنجی دارای آنومالی مثبت و از نظر گرادیان دمای زمین قوی هستند.

امتداد سلسله کوه‌های آتشفشانی درون صفحات اقیانوسی در هر بخش از
اقیانوس با یکدیگر موازی هستند و حالت توازی آنها تا صدها کیلومتر حفظ می‌شود. تعداد نقاط داغ ، حدود 50 تا 120 عدد تعیین شده است. یکی از این نقاط نیز در جزیره ایسلند در شمال اروپاست.

گدازه‌های داخل صفحات اقیانوسی

گدازه‌های داخل صفحات اقیانوسی اکثرا آلکالن و تفریق یافته هستند و از نظر سدیم و پتاسیم ، به جز تریستان ‌داکونها (Tristan dacunha) ، مقدار سدیم آنها بیشتر از پتاسیم است. نا گفته نماند که در جزایر هاوایی و رئونیون (Reunion ) ماگمای تولئیتی نیز یافت می‌شود. اما بوسیله ماگمای آلکالن پوشیده شده است. اختصاصات دیگر سنگهای آتشفشانی ، آتشفشانهای داخل صفحات اقیانوسی این است که در‌صد تیتانیم ، پتاسیم ، عناصر رادیوژنیک و عناصر کمیاب خاکی سبک آنها نسبت به سنگهای آتشفشانی جزایر قوسی و شکافهای اقیانوسی زیادتر است.

نقاط داغ دلیلی بر حرکت صفحات

محققان عقیده دارند که نوعی مخزن در حال بالا آمدن از مواد گوشته ، در زیر آتشفشانهای داخل صفحات اقیانوسی قرار دارد. ذوب این مواد در هنگام رسیدن به اعماق کم و کاسته شدن از مقدار فشار ، باعث پدید آوردن نوعی نقطه داغ می‌شود. با فرض اینکه صفحه اقیانوس آرام از روی این نقطه داغ عبور می‌کند، به ترتیب ساختارهای آتشفشانی حاصل می‌آید. عمر هر آتشفشان نیز نشاندهنده زمانی است که کوه ، در روی نقطه داغ و ساکن گوشته قرار داشته است.

50 میلیون سال پیش کائوایی یعنی قدیمیترین جزایر هاوایی در روی نقطه داغ بود. بنابراین فقط همان یک آتشفشان که امروزه خاموش است در این محل تشکیل شد. اما امروزه در جزایر هاوایی ، ناظر بیرون آمدن گدازه‌های جدید از کوههای مونالوآ و کیلائوا هستیم. جالب آنکه در نقطه‌ای جنوبی‌تر و واقع در 35 کیلومتری هاوایی ، یک جزیره دیگر در آینده به جمع جزایر هاوایی افزوده خواهد شد. در نقاط دیگر اقیانوس آرام هم نظیر همین رشته جزایر وجود دارد. نقاط داغ نیز دلیل دیگر ، مبنی بر حرکت ورقه‌ها و حتی جهت آن هستند.

تصویر


تعیین سرعت حرکت صفحات از روی نقاط داغ

چند محقق از جمله مرگان (1972) نشان داده‌اند که در طول هر یک از این سلسله کوه‌های آتشفشانی داخل اقیانوس تغییرات منظم سنی به چشم می‌خورد. یک مثال کلاسیک ، سلسله کوه‌های آتشفشانی "آمپرور - هاوایی" است که سن آتشفشانهای انتهای شمالی آن درنزدیک جزایر قوسی آلئوسی‌ین 75 میلیون سال و آتشفشان جنوبی آن یعنی هاوایی اکنون در حال فعالیت است.

نسبت طول زمان فعالیت آتشفشانی ( 75 میلیون سال ) به طول سلسله جبال آتشفشانی (7200 کیلومتر) مساوی با 10 سانتیمتر در سال است. سرعت این جابجایی با سرعت حرکت صفحه غربی اقیانوس آرام به طرف مغرب که در منطقه شکاف اقیانوس آرام محاسبه شده ، مساوی است. همچنین در مجمع الجزایر تائی‌تی که یک خط آتشفشانی است سن آتشفشانهای آن از یک انتها به انتها دیگر افزایش می‌یابد. اولین آتشفشان در میوسن و آخرین آن در زمان حال فعالیت دارد. طبق محاسبه‌ای که شده سرعت حرکت صفحه اقیانوس آرام در این نقطه 11 سانتیمتر در سال بوده است.

تغییر خطی بودن آتشفشانهای داخل صفحات اقیانوسی

مرگان این پدیده را اینطور تفسیر کرده که در این نقاط در زیر لیتوسفر یک نقطه داغ یا یک سوزن حرارتی ثابت وجود دارد. این سوزن حرارتی موجب تولید مقدار زیادی ماگما از ذوب پوسته اقیانوسی و گوشته می‌شود و چون پوسته اقیانوس آرام به طرف شمال غرب در حرکت است، لذا ماگمای حاصل از نقاط متوالی به صورت آتشفشانهای خطی در سطح اقیانوسی پدیدار می‌شود. خط آتشفشانهای معرف جهت حرکت و جابجایی پوسته اقیانوسی در طول زمانهای گذشته است. با توجه به انحرافهای مشابه خطوط آتشفشان در صفحه اقیانوس آرام ، چنین بر‌می‌آید که حرکت صفحه اقیانوس آرام تا مدتی به طرف شمال و سپس به طرف شمال غرب صورت گرفته است.

 



[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 9:41 ] [ عباس ]

نقاط داغ

 

آشنایی

بر روی صفحات اقیانوسی ، آتشفشانی زیر دریایی در فاصله 2000 کیلومتری شکاف اقیانوسی دیده می‌شوند که به زمان حال مستعلق هستند و ارتباطی با شکافهای اقیانوسی ندارند. از این آتشفشانها بطور قطع آتشفشانهای داخل صفحه اقیانوسی هستند. آتشفشانهای داخل صفحه اقیانوسی به دنبال هم قرار گرفته و یک ردیف برجستگی عاری از زلزله می‌سازند. این رشته کوهها که از آتشفشانهای پایه بلند تشکیل شده‌اند، از نظر ثقل سنجی دارای آنومالی مثبت و از نظر گرادیان دمای زمین قوی هستند.

امتداد سلسله کوه‌های آتشفشانی درون صفحات اقیانوسی در هر بخش از
اقیانوس با یکدیگر موازی هستند و حالت توازی آنها تا صدها کیلومتر حفظ می‌شود. تعداد نقاط داغ ، حدود 50 تا 120 عدد تعیین شده است. یکی از این نقاط نیز در جزیره ایسلند در شمال اروپاست.

گدازه‌های داخل صفحات اقیانوسی

گدازه‌های داخل صفحات اقیانوسی اکثرا آلکالن و تفریق یافته هستند و از نظر سدیم و پتاسیم ، به جز تریستان ‌داکونها (Tristan dacunha) ، مقدار سدیم آنها بیشتر از پتاسیم است. نا گفته نماند که در جزایر هاوایی و رئونیون (Reunion ) ماگمای تولئیتی نیز یافت می‌شود. اما بوسیله ماگمای آلکالن پوشیده شده است. اختصاصات دیگر سنگهای آتشفشانی ، آتشفشانهای داخل صفحات اقیانوسی این است که در‌صد تیتانیم ، پتاسیم ، عناصر رادیوژنیک و عناصر کمیاب خاکی سبک آنها نسبت به سنگهای آتشفشانی جزایر قوسی و شکافهای اقیانوسی زیادتر است.

نقاط داغ دلیلی بر حرکت صفحات

محققان عقیده دارند که نوعی مخزن در حال بالا آمدن از مواد گوشته ، در زیر آتشفشانهای داخل صفحات اقیانوسی قرار دارد. ذوب این مواد در هنگام رسیدن به اعماق کم و کاسته شدن از مقدار فشار ، باعث پدید آوردن نوعی نقطه داغ می‌شود. با فرض اینکه صفحه اقیانوس آرام از روی این نقطه داغ عبور می‌کند، به ترتیب ساختارهای آتشفشانی حاصل می‌آید. عمر هر آتشفشان نیز نشاندهنده زمانی است که کوه ، در روی نقطه داغ و ساکن گوشته قرار داشته است.

50 میلیون سال پیش کائوایی یعنی قدیمیترین جزایر هاوایی در روی نقطه داغ بود. بنابراین فقط همان یک آتشفشان که امروزه خاموش است در این محل تشکیل شد. اما امروزه در جزایر هاوایی ، ناظر بیرون آمدن گدازه‌های جدید از کوههای مونالوآ و کیلائوا هستیم. جالب آنکه در نقطه‌ای جنوبی‌تر و واقع در 35 کیلومتری هاوایی ، یک جزیره دیگر در آینده به جمع جزایر هاوایی افزوده خواهد شد. در نقاط دیگر اقیانوس آرام هم نظیر همین رشته جزایر وجود دارد. نقاط داغ نیز دلیل دیگر ، مبنی بر حرکت ورقه‌ها و حتی جهت آن هستند.

تصویر


تعیین سرعت حرکت صفحات از روی نقاط داغ

چند محقق از جمله مرگان (1972) نشان داده‌اند که در طول هر یک از این سلسله کوه‌های آتشفشانی داخل اقیانوس تغییرات منظم سنی به چشم می‌خورد. یک مثال کلاسیک ، سلسله کوه‌های آتشفشانی "آمپرور - هاوایی" است که سن آتشفشانهای انتهای شمالی آن درنزدیک جزایر قوسی آلئوسی‌ین 75 میلیون سال و آتشفشان جنوبی آن یعنی هاوایی اکنون در حال فعالیت است.

نسبت طول زمان فعالیت آتشفشانی ( 75 میلیون سال ) به طول سلسله جبال آتشفشانی (7200 کیلومتر) مساوی با 10 سانتیمتر در سال است. سرعت این جابجایی با سرعت حرکت صفحه غربی اقیانوس آرام به طرف مغرب که در منطقه شکاف اقیانوس آرام محاسبه شده ، مساوی است. همچنین در مجمع الجزایر تائی‌تی که یک خط آتشفشانی است سن آتشفشانهای آن از یک انتها به انتها دیگر افزایش می‌یابد. اولین آتشفشان در میوسن و آخرین آن در زمان حال فعالیت دارد. طبق محاسبه‌ای که شده سرعت حرکت صفحه اقیانوس آرام در این نقطه 11 سانتیمتر در سال بوده است.

تغییر خطی بودن آتشفشانهای داخل صفحات اقیانوسی

مرگان این پدیده را اینطور تفسیر کرده که در این نقاط در زیر لیتوسفر یک نقطه داغ یا یک سوزن حرارتی ثابت وجود دارد. این سوزن حرارتی موجب تولید مقدار زیادی ماگما از ذوب پوسته اقیانوسی و گوشته می‌شود و چون پوسته اقیانوس آرام به طرف شمال غرب در حرکت است، لذا ماگمای حاصل از نقاط متوالی به صورت آتشفشانهای خطی در سطح اقیانوسی پدیدار می‌شود. خط آتشفشانهای معرف جهت حرکت و جابجایی پوسته اقیانوسی در طول زمانهای گذشته است. با توجه به انحرافهای مشابه خطوط آتشفشان در صفحه اقیانوس آرام ، چنین بر‌می‌آید که حرکت صفحه اقیانوس آرام تا مدتی به طرف شمال و سپس به طرف شمال غرب صورت گرفته است.

 




موضوعات مرتبط: مطالب عمومی
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ] [ 9:41 ] [ عباس ]
 روشهاي تعيين سن طبقات زمين
   مقدمه


نموداري براي نمايش چينه نگاري زماني

زمین شناسان همواره سعی داشتند که سن زمین و سنگهای تشکیل دهنده آن را تعیین نمایند. بعضی فکر کردند چنانچه بتوان میزان رسوب گذاری سالانه را تعیین نمود، مدت زمانی که برای تشکیل ضخامت معینی از سنگهای رسوبی به طول انجامیده را می‌توان مشخص کرد. همچنین با اندازه گیری میزان رسوبات حمل شده به اقیانوسها نیز امر فوق امکان پذیر خواهد بود. با توجه به اینکه مقدار زیادی از سنگهای رسوبی به خصوص آنهایی که در قسمتهای هسته چین خوردگی قرار داشته، دگرگون شده یا به سنگهای آذرین مبدل گشته‌اند، لذا تخمین سن سنگها بدین طریق عملی نبوده است.

در اکثر رسوبات مانند شیل که در دریاچه‌ها رسوب می‌کند، اغلب توالی لایه‌بندی تابستانی و زمستانی در آن مشخص است و مانند لایه تنه درخت می‌توان سالهای رسوب گذاری را شمارش نمود. در مطالعات زمین شناسی تعیین سن نسبی از دیرباز معمول بوده است. امروزه نیز در اکثر مطالعات چینه شناسی جهت برقرار کردن مقیاس زمانی از این روش استفاده می‌گردد. در برقراری سن نسبی بین طبقات زمین رعایت سه اصل زیر ضروری است.
اصل روی هم قرار دادن طبقات
در حوضه‌های وسیع وقتی طبقات بطور افقی تشکیل می‌گردد، هر طبقه یا لایه از طبقه یا لایه زیری خود جوانتر است. گاهی ممکن است طبقات رسوبی در اثر عوامل تکتونیکی شدیدا چین خورده و از حالت اولیه خارج و به حالت برگشته در آید. در این صورت با تشخیص زیر و روی طبقات سن نسبی آنها را تعیین می‌نمایند.
اصل ادامه طبقات
هر طبقه دارای سن زمین شناسی معینی است و مسلما امتداد آن در هر منطقه‌ای که باشد، همان سن را دارد. البته پیدا کردن امتداد طبقات در روی زمین همیشه امکان پذیر نیست، چون ممکن است زیر پوششهای سطحی پنهان شده و یا در اثر عوامل تکتونیکی طبقات قطع شده و قابل تعقیب نباشد. در این حالت از تشابه خواص سنگ شناسی طبقات استفاده می‌گردد.

مطالعات چینه شناسی نشان داده که همیشه نمی‌توان از تشابه سنگ شناسی طبقات هم سن را تعیین نمود. به عنوان مثال ، در انگلستان طی دو دوره خشکی‌زایی در دوران دیرینه زیستی (Paleozoic) ماسه سنگ قرمز تشکیل شده است. یکی در دوره دونین که ماسه سنگ قرمز قدیمی و دیگری در دوره پرمین که ماسه سنگ قرمز جدید نام دارد. این دو ماسه سنگ از نظر سنگ شناسی به هم شبیه ولی دو سن مختلف دارند. بنابراین در مطالعه اصل ادامه طبقات از اصل روی هم قرار گرفتن و تشابه دیرینه شناسی باید استفاده نمود.
اصل تشابه دیرینه شناسی
رسوباتی که دارای فسیلهای مشابه هستند، هم‌سن می‌باشند. در این اصل باید از فسیلهای شاخص کمک بیشتری گرفته شود، زیرا در زمانهای مختلف رسوباتی دیده می‌شوند که دارای فسیلهای رخساره‌ای مشابه ، ولی سن متفاوت هستند. برای مثال ، رسوبات ریفی دوره ژوزاسیک که در ادوار دیگر زمین شناسی نیز کم و بیش وجود دارد. بنابراین برای مطالعه اصل تشابه دیرینه شناسی طبقات ، ابتدا باید به ارزش چینه شناسی فسیلها در دورانهای مختلف زمین شناسی آشنا بود.

در مطالعات چینه شناسی رسوباتی که فاقد فسیل است، معمولا از علم رسوب شناسی نیز استفاده می‌گردد. به عنوان مثال ، وجود کانی‌های سنگین در یک افق مشخص از رسوبات یک منطقه چنانچه در ناحیه دیگری نیز مشاهده گردد، نشانه هم زمانی و یکسان بودن منشا و شرایط تشکیل مشابه این رسوبات است. اصول سه گانه‌ای که ذکر شد، بیشتر در مورد چینه‌ها و طبقات رسوبی بکار برده می‌شود، ولی در تعیین سن نسبی سنگهای آذرین و دگرگونی روشهای دیگری پیشنهاد شده که به اختصار بدان اشاره می‌گردد.
روش دیرینه مغناطیسی (Paleomagnetism)
امروزه از روش دیرینه مغناطیسی برای تعیین سن سنگهای آذرین بیرونی استفاده می‌نمایند. همان طور که می‌دانیم در زمان حاضر جهت میدان مغناطیسی شمال و جنوب است. زمین در دورانهای گذشته در جهت فعلی قرار نداشته است. از این نظر جهت محورهای مغناطیسی گذشته زمین نیز در زمانهای مختلف متفاوت بوده است. بنابراین سنگهای @و مکانیکی در قسمتهای مشخصی از کره زمین که دارای جهت مغناطیسی یکسان باشند، هم سن هستند. لازم به یادآوری است که استفاده از روش دیرینه مغناطیسی برای تعیین سن نسبی سنگهای آذرین بیرونی بسیار جدید بوده و بهتر است با روشهای دقیق و شناخته شده تواما بکار گرفته شود.
تعیین سن نسبی زمین های بدون فسیل
بطور کلی برای تعیین سن نسبی زمینهای بدون فسیل (سنگهای دگرگون و آذرین) بایستی وضعیت و قرار گرفتن آنها را نسبت به سنگهای رسوبی فسیل‌دار بررسی و قوانین چینه شناسی را با این سنگها مطابقت داد. بطور کلی هر لایه یا لایک و رگه‌ای که سنگهای دیگری را قطع نماید، از آنها جوان‌تر است.

کاربرد علم تعیین سن


تصويري براي نمايش تعيين سن طبقات زمين

هدف تمام ژیوکرونولوژیست‌ها تعیین سن و قدمت تمام حوادث دگرگونی ، آذرین و حتی رسوبی می‌باشد که عبارتند از رویدادهایی که زمین و دیگر اجرام قابل دسترس درون منظومه شمسی را در سراسر دوره‌های زمین شناسی ، شکل بخشیده‌اند. فهرست پاره‌ای از کاربردها علم ژئوکرونولوژی در زیر ذکر شده است :

•زمان‌بندی و مدت رویدادهای کمربندهای کوهزایی ، از زمان تشکیل سنگ تا زمان سرد شدن نهایی.
•مطالعه توزیع و پخش زمان‌های ایزوتوپ‌های رادیواکتیو در فضا و زمان در محدوده نواحی قاره‌ای و ارتباط با مسایل مربوط به منشا ، ساختمان و تکامل قاره‌ها.
•تنظیم مقیاس زمانی در فانروزوئیک که از طریق تعیین سن نسبی سنگ‌ها به روش چینه شناسی یا فسیل شناسی شناخته شده‌اند.
•تنظیم مقیاس زمانی پرکامبرین و تطبیق بین رویدادهای زمین شناسی پرکامبرین در سراسر جهان.
•آزمایش فرضیه اشتقاق قاره‌ای.
•تعیین سن رویدادهای زمین شناسی نسبتا جوان و مانند سن و میزان تکامل انسان‌های اولیه و سن یخبندان‌های حاصله در طی دوران زمین شناسی.
سن زمین
قسمت اعظم سن زمین مربوط به دوران پرکامبرین می‌باشد. همچنین این دوران قدیمی‌ترین بخش تاریخ زمین را تشکیل می‌دهد. که از نظر سنگ شناسی معمولا مشخص بوده و می‌توان سنگ‌های متعلق به آن را تشخیص داد. آزمایشات متعددی که بر روی سنگ‌های مختلف متعلق به این دوران انجام شده اعداد متفاوتی را بدست داده که کمترین آنها 600 میلیون سال و بیشترین آنها 3.5 میلیارد سال می‌باشد. بنابراین می‌توان گفت دوران پرکامبرین حد اقل در فاصله زمانی بین 3.5 میلیارد تا 600 میلیون سال پیش گسترش داشته است.


اگر شروع پرکامبرین 3.5 میلیارد سال پیش باشد مسلما سن زمین بیش از این عدد خواهد بود. بنابراین برای تعیین سن زمین از عوامل دیگری شامل شهاب سنگ‌ها کمک گرفتند. از آنجا که مطابق تمام نظریات موجود تشکیل سن زمین و سایر سیارات منظومه شمسی همزمان بوده است، با تعیین سن این سنگ‌ها می‌توان سن واقعی زمین را نیز بدست آورد. حداکثر سنی را که تابحال برای شهاب سنگ‌ها بدست آمده است، عدد 4.6 میلیارد سال بوده است. بدین ترتیب می‌توان عدد 4.6 میلیارد سال را برای سن زمین در نظر گرفت.



سوابق تاریخی تنها به چند هزار سال قبل بر می گردد و برای مورد بحث قرار دادن بیشتر مراحل زمین شناختی کافی نیست.برای تنظیم مراحل زمین شناختی ما نیازمند دیدن سوابق سنگهای زمین شناختی هستیم که شامل فرسایش ، ساخته شدن کوهها و دیگر رویدادهای زمین شناختی است. بیش از صدها هزار میلیون سال محدوده قاره ها ، اقیانوسها و کوهها مسافت وسیعی را به صورت افقی و عمودی حرکت کرده اند. اقیانوسهای عمیق صدها سال پیش اکنون نواحی بیابانی کوه مانند روی زمین را تشکیل می دهند

موضوعات مرتبط: عمر زمین
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ] [ 17:25 ] [ عباس ]

کوه تفتان نوعی استراتوولکان است. آتشفشان تفتان در زون ساختاری نهبندان - خاش ( کوههای خاور ایران ) ، در 50 کیلومتری شمال خاش و 99 کیلومتری جنوب - جنوب خاوری زاهدان قرار دارد.

 اطلاعات اولیه  

نمایی نزدیک از قله تقتان

ارتفاع این کوه از سطح دریا 3940 متر و نسبت به زمین های اطراف 2000 متر است.ساختار اصلی کوه شامل د قله مجزا است که بخش زین مانند و باریک به هم وصل می‌شوند. قله جنوب شرقی تا اندازه ای شکل مخروطی خود را حفظ کرده و بوسیله جریان گدازه آندزیتی ضخیم و جوانتر پوشیده شده است. لایه های خاکستری در این آتشفشان کم است و حد گسترش لاپیلی ها و آلگومرا هم زیاد نیست.

 دهانه آتشفشان تفتان  

دهانه‌ای با شیب تند در دامنه جنوبی قله این آتشفشان وجود دارد که قسمتی از آن بوسیله انفجار شدید و فرسایش بعدی خراب شده است. از دیوارهایی که شیب تند دارند فومرولهای زرد و سفید رنگ صوت‌زنان بالا می‌آیند که همراه با فومرولهای متعددی که از بلندترین قله کوه بیرون می‌آیند ابر سفید و مشخصی را تشکیل می دهند که از فاصله 100کیلومتری قابل روئیت است و منظره یک آتشفشان فعال را بخوبی نشان می‌دهند. گدازه های تفتان مساحتی معادل 1300 کیلومتر مربع را زیر پوشش دارند.

تصویرماهواره ای از کوه تفتان

  فعالیت آتشفشان تفتان  

نخستین تکاپوی آتشفشانی ، در بیست کیلومتری شمال باختری قله فعلی بوده و سپس مراکز دیگری در خاور این نقطه فعال شده‌اند. فعالیت این مراکز به صورت فورانهای انفجاری بوده و حاصل آن برشهای داسیتی و آگلومرایی است. آخرین تکاپوی انفجاری تفتان دو فاز انفجاری است که حاصل آن ایگنمبریت دامنه جنوبی (شمال ترشاب) و توفهای گسترده در دشتهای اطراف آتشفشان است.

اولین فعالیتی که شکل امروزی مخروط شمال غربی آن را درست کرده است، باید سنی قبل از پلسیتوسن داشته باشد. فعالیتهای گدازه‌ای تفتان ، در کواترنری صورت گرفته که شامل گدازه های آندزیتی است که بر روی توفهای قبلی ریخته‌اند.

 ویژگیهای ساختمانی تفتان  

تصویری از نحوه خروج گاز از تفتان

تفتان یک آتشفشان چینه‌ای است که از پائین به بالا شامل سنگهای آذر آواری و گدازه های داسیتی در زیر ، توف و ایگنمبریت در وسط و گدازه های اندزیتی در بالاست که در بین آنها آذر آواریها و گدازه های داسیتی از همه بیشتر است. در قاعده آتشفشان تفتان چین‌هایی با شیب تند وجود دارد که بیشتر از رسوبات فلینشن گسل خورده ائوسن و بالا آمدگیهای محلی کرتاسه فوقانی (به صورت مجموعه افیولیتی تظاهر می کند و تحت عنوان کالرد میلانژ خوانده می شود) تشکیل شده است. به نظر می‌رسد که آتشفشان تفتان پیچیدگی تاریخی بیشتری نسبت به دماوند دارد.

  سنگ شناسی تفتان  

جریانهای جدید و قدیم گدازه آتشفشان تفتان تقریبا یکنواخت و بیشتر شامل آندزیت است ولی این آندزیتها بیشتر از نوع آندزیت هورنبلنددار ، آندزیت هیپرستن‌دار ، داسیت و به مقدار کمتر دولریت هورنبلنددار بوده است.

  ویژگیهای ژئوشیمیایی سنگهای آتشفشان تفتان  

نمایی از دامنه کوه تفتان

مطالعه شیمیایی سنگ و سنگ‌زایی سنگهای آتشفشان تفتان نشان می دهد که تفتان ، آتشفشانی کلسیمی-قلیایی یعنی از نوع کالکوآلکالن است که ماگمای آن در نتیجه نیروهای فشاری و فاز کوهزایی نئوژن حاصل شده است.

  آتشفشانهای بازالتی پیرامون تفتان

آتشفشان بازالتی تخت رستم در 20 کیلومتری جنوب تفتان و آتشفشان کوه چاه شاهی در شمال ایرانشهر ، از جمله بازالت‌های جوان کواترنری ایران هستند. بازالت‌های چاه شاهی بسیار جوان است به گونه‌ای که روانه های آن ، در مسیل ها ، هنوز به طور کامل تخریب نشده‌اند. در هر حال ، سن پرتوسنجشی این بازالت‌ها به روش پتاسیم - آرگون ، کمتر از نیم میلیون سال است که این سن نیاز به بازنگری دارد و سن های حدود چندده هزار سال پذیرفتنی است.

 نمای آتشفشانهای بازالتی پیرامون تفتان

گفتنی است که تفتان یکی از مراکز آتشفشانی کمان ماگمایی حاصل از فرورانش پوسته اقیانوسی عمان به زیر منشور بر افزاینده قاره‌ای مکران است. دو مرکز آتشفشانی دیگر این کمان ماگمایی عبارتند از : قله بزمان در شمال جازموریان و کوه سلطان در پاکستان.

 

موضوعات مرتبط: کوهها و معادن و غارها
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ] [ 17:17 ] [ عباس ]

تجمع رسوبات به تعادل میان انرژی محیط و اینرسی ذرات رسوبی بستگی دارد. برای نمونه رسوبات جابجا شده به دهانه رودخانه ها بوسیله امواج و جریان های دریایی به مکان دیگری با انرژی کمتر از حد انرژی رسوب گذاری ذرات جابجا می شود. برای جابجایی ذرات رسوب شده به انرژی بیشتری نسبت به کمترین حد انرژی حرکتی رسوبات نیاز است. این مفهوم به عنوان تراز پایدار مطرح است. رسوبات با اندازه و چگالی مشخص در ناجیه های در تراز پایدار انرژی خود نهشته می شوند ولی مواد کوچکتر در آنجا نهشته نشده و بصورت معلق به مکان دیگری با انرژی کمتری جابجا می شوند. این فرایند باعث ایجاد عمل سورت شدن (Sorting) می شود. بدین معنی که مکان نهشته شدن ذرات ماسه ای، ذرات سیلت و رس، وذرات درشت دانه در مکان های متفاوتی صورت می گیرد. تراز پایدار در ماکن مشخص با زمان تغییر می کند، بنابراین در حین یک دوره ممکن است ذرات ماسه ای در ابتدا نهشته شوند. سپس ذرات کوچکتر سیلت و رس بر روی آنها نهشته شوند. با اتفاق این سکانس بطور متوالی در چند مرتبه، تناوب شیل و ماسه در لایه های رسوبی دیده می شود که به عنوان مکان مناسبی برای تجمع هیدروکربن ها مطرح می باشند.
پیرسون (Pirson) سه نوع منطقه فیزیوگرافی را مطرح می سازد. در این مناطق رسوبات کوارتزی، گری وکی و آرکوزی نهشته می شوند. هر کدام بسته به شیب زمین زمان لازم برای فرسایش شیمیایی رسوبات در حین حرکت به سمت حوزه متفاوت می باشد.
در حین دوره های فعالیت کوهزایی ضعیت در زمین های صاف محاط شده بوسیله دریاهای کم عمق، فرسایش مکانیکی زمین در کمترین حد خود می باشد. در صورتیکه فرسایش شیمیایی با بیشترین سرعت خود بر روی رسوبات اعمال می شود زیرا زمان ایستایی آب نفوذی در نزدیک سطح زمین بطور نسبی زیاد می باشد. در این شرایط فرایند فرسایش باعث کامل شدن و ایجاد ترکیبات پایداری از سنگ های آذرین و دگرگونی مانند کوارتز و زیرکون در رسوبات آواری می شود. این موارد به گودی های موجود در دریا منتقل شده و بصورت رسوبات یکدست و سورت شده نهشته می شوند. رسوبات مکمن است بصورت سازند های ماسه ای ناپیوسته باقی بمانند و یا بوسیله کربنات، سیلیس، رس و ترکیبات آهن دار جدا شده از آب دریا، محلول های نفوذی و یا آب های آهن دار جدا شده از آب هایی که در مراحل بعدی وارد محیط رسوبی شده اند، سیمانی شده و حالت یکپارچه به خود بگیرند (تصویر 1). تغییرات وضعیت آب و هوای منطقه فیزیوگرافی باعث تغییر نوع تجمع رسوبات در حوزه از مواد دانه دانه خالص تا ترکیبات سیلت، رس و مواد آلی خواهد شد. این مواد باعث تشکیل شدن لایه های شیلی شده که در نهایت به سنگ منشا و پوش سنگ مناسبی تبدیل می شوند.
مخازن کوارتزی دانه دانه سورت شده دارای تراوایی عمودی Kv نسبتا بالایی هستند. با توجه به بالا بودن نسبی تراوایی عمودی، تراویی افقی بیشتر از آن می باشد. بنابراین بردداشت اولیه از نفت نسبتا زیاد خواهد بود، در حالی که بردداشت ثانویه بخاطر ایجاد پدیده fingering و آب زدگی چاه کم خواهد شد.
پیرسون ماسه سنگ های Oriskamy در پنسیلوانیا، ماسه سنگ های S.t.Peter در Illinois، ماسه سنگ های Wilcox در Oklahama و ماسه سنگ های Tensleep در Wyoming را به عنوان نمونه ای از مخازن کوارتزی نام برده است.

تجمع رسوبات کوارتزی
تصویر 1) تجمع رسوبات کوارتزی در حوزه قلات قاره با شیب کم. در سطح کم شیب، فرسایش مکانیکی در کمترین حد خود ولی تجزیه شیمیایی برای ایجاد کوارتز در بیشترین حد خود قرار دارد.

در شرایطی نواحی بالا آمده زمین دارای شیب کافی برای جلوگیری از فرسایش شیمیایی سنگ های سطحی و تبدیل آنها به کانی های پایداری مانند کوارتز می باشد، رسوبات آواری در حوزه بصورت قطعه سنگ های مختلف و یا رسوبات گری وکی نهشته می شوند. قطعات رسوبی در شکل های نامنظم و با سورت شدگی ضعیفی بهمراه مقادیر زیادی مواد رسی مشاهده می شوند. تغییرات آب و هوایی منطقه فیزیوگرافی باعث تجمع ذرات با اندازه های گوناگون (رسوبات کوچک بر روی رسوبات درشت) و تشکیل سنگ های پوششی سنگ مخزن می شوند (تصویر 2). تراوایی این مخازن در مسافت های کوتاه متفاوت می باشد و تراوایی عمودیشان معمولا خیلی خیلی کمتر از تراوایی افقیشان می باشد. اختلاف زیاد در تراوایی یکی از دلائل ظاهر نشدن مخازن گری وکی بخوبی مخازن کوارتزی در بردداشت اولیه می باشد. ولی این مخازن در بردداشت ثانویه بخوبی عمل می کنند. بخاطر اینکه رسوبات گری وکی متخلخل دارای کانی های رسی می باشند، مخازن معمولا به آب حساس (تورم رس ها و حرکت قطعات رسی) می شوند. ماسه سنگ های بردفورد (Bradford) در پنسیلوانیا و ماسه سنگ های بارتلسویل در اکلاهاما نمونه هایی از سازند های ماسه سنگ گری وکی می باشند.

سومین دسته از آواری ها، رسوبات آرکوز می باشند که در حوزه ها Denderitic نزدیک به نواحی پر شیب نهشته می گردند. بخاطر شیب زیاد، فرسایش شیمیایی رسوبات بصورت کامل انجام نمی شود و سبب نهشته شدن رسوبات با اندازه های متفاوت خواهد شد. رس های فعال و کانی های غیر پایداری مانند فلدسپار ها با ذرات دیگر مخلوط شده و باعث ایجاد عوامل سیمانی بسیاری می شوند. شرایط آب و هوایی فیزیوکرافی منطقه باعث نهشته شدن آواری های بزرگ دانه بهمراه رسوبات کوچک دانه خواهد شد که این ترکیب مناسبی برای تشکیل پوش سنگ می باشد (تصویر 3).

تجمع رسوبات گری وکی
تصویر 2) تجمع رسوبات گری وکی در حوزه ژئوسینکلاین کنار زمین هایی با شیب ملایم.

 

تجمع رسوبات آرکوز
تصویر 3) شرایط ایده آل که باعث تجمع رسوبات آرکوز شده است. شیب زیاد زمین باعث ناکامل بودن فرسایش شیمیایی و در نتیجه ایجاد رسوبات آرکوز خواهد شد.

در این شرایط مخازن با ضخامت زیاد تشکیل شده ولی تراوای افقی و عمودی آنها به شدت متفاوت و متغیر می باشد. بنابراین بردداشت اولیه و ثانویه پایینی خواند داشت. وجود رس های حساس به آب در مخازن نیز مزید بر این کاهش بردداشت می شود. سازند رودخانه Kern در کالیفرنیا و گرانیت واش در اکلاهامای تکزاس از نوع آرکوز می باشند.


موضوعات مرتبط: رسوبات
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ] [ 17:12 ] [ عباس ]
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ] [ 16:58 ] [ عباس ]
یکی از ناشناخته ترین نقاط هستی. این کویر در قسمت جنوب شرقی ایران واقع است شهر کلوتها یا شهر ارواح در این منطقه قرار دارد. شنزار مرکزی لوت دارای بلندترین تپه های شنی در جهان می باشد. هوای بسیار گرم و خشک و همچنین شوری بسیار زیاد خاک باعث شده است در بخش بسیار وسیعی از این کویر هیچ گونه گیاه و جانوری زندگی نکند.
شهر ارواح در کویر لوتپدیده کلوت در کویر لوت

موضوعات مرتبط: کویر
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ] [ 16:51 ] [ عباس ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
Online User
IranSkin go Up

تماس با ما